Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
reentrant
دوباره داخل شونده
Search result with all words
reentrant
مقعر دوباره داخل شونده
Other Matches
ingoing
داخل شونده
introgresseive
داخل شونده
ingressive
داخل شونده
intrant
داخل شونده
ingredient
داخل شونده عوامل
ingredients
داخل شونده عوامل
fondu
درهم داخل شونده ونفوذ کننده
intrusive
بزور داخل شونده فرو رونده
rechamber
دوباره به داخل لوله راندن
precipitated
غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitating
غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitates
غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
self reacting
بطور خودکار متعادل شونده خود بخود تطبیق شونده
precipitate
غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
ratline
عملیات عبور دادن مواد وپرسنل بطور پنهانی از مرزیا داخل داخل منطقه دشمن
intercommand
داخل قسمت داخل یکان
revived
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
nuclide
کلیه مواد داخل هسته اتم اجزای شیمیایی داخل هسته
reship
دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
unregenerate
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
regained
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
island bases
پایگاههای داخل منطقه پدافندی هوایی پایگاهی داخل منطقه حیاتی پایگاههای جزیرهای دریایی
loop
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
mortise dead lock
قفل داخل کار قفل داخل درب
reopen
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
redintegrate
دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
diminishing
کم شونده
step down
کم شونده
deliquescent
اب شونده
vimineous
خم شونده
folding
تا شونده
squashy
له شونده
interviewee
مصاحبه شونده
clincher
متمسک شونده
evanescent
محو شونده
clinchers
متمسک شونده
illative
منتج شونده
menstruating
قاعده شونده
inbound
وارد شونده
interviewees
مصاحبه شونده
hardenable
سخت شونده
gelable
دلمه شونده
foldaway
کوچک شونده
payee
پرداخت شونده
acquiescent
راضی شونده
frondescent
برگ شونده
fusible
ذوب شونده
technical
دگرگون شونده
gelable
ژلاتینی شونده
increscent
زیاد شونده
ingoing
وارد شونده
riser
بلند شونده
gray
سفید شونده
accumulating
جمع شونده
accumulates
جمع شونده
accumulate
جمع شونده
reactive
منعکس شونده
metabolic
دگرگون شونده
comparand
قیاس شونده
conducive
موجب شونده
conducive
منجر شونده
cumulative
جمع شونده
congregative
جمع شونده
ingravescent
سخت تر شونده
accumulative
جمع شونده
concretive
سفت شونده
inhibiter
مانع شونده
inhibitor
مانع شونده
menstruating
بی نماز شونده
analysand
تحلیل شونده
acidific
ترش شونده
accumulatively
بطورجمع شونده
clotty
دلمه شونده
coagulable
دلمه شونده
combinatory
ترکیب شونده
accretive
زیاد شونده
explosive
منفجر شونده
concentrator
متمرکز شونده
clastic
تقسیم شونده
ameliorative
بهتر شونده
assimilatory
هم جنس شونده
base ejection
پرتاب شونده از ته
causative
سبب شونده
changful
جوربجور شونده
changful
دگرگون شونده
aggravative
بدتر شونده
adrenergic
فعال شونده
clastic
جدا شونده
outgoing
صادر شونده
depreciable
مستهلک شونده
drying
خشک شونده
excurrent
جاری شونده
fulminating
محترق شونده
repressive
مانع شونده
deterrents
مانع شونده
payees
پرداخت شونده
fill in
جانشین شونده
examinee
امتحان شونده
eruptional
منفجر شونده
deteriorative
بدتر شونده
deviator
منحرف شونده
dilatant
گشاد شونده
displaceable
جابجا شونده
emanative
صادر شونده
emissive
خارج شونده
friable
خرد شونده
erubescent
سرخ شونده
fly table
میز تا شونده
revulsive
جابجا شونده
perfusive
پاشیده شونده
tilting board
صفحه کج شونده
osculant
واقع شونده
decreasingly
بطورکم شونده
nigrescent
سیاه شونده
deterrent
مانع شونده
virescent
سبز شونده
napidescent
سنگ شونده
stretchier
گشاد شونده
stretchiest
گشاد شونده
frequent
تکرار شونده
frequented
تکرار شونده
frequenting
تکرار شونده
frequents
تکرار شونده
stretchy
گشاد شونده
incoming
وارد شونده
tensive
وخیم شونده
perfusive
پخش شونده
rigescent
سفت شونده
restrainer
مانع شونده
rigescent
سخت شونده
rubescent
قرمز شونده
seceder
منتزع شونده
seconder
دوم شونده
redintegrate
تجدید شونده
recreant
تسلیم شونده
rarefactive
رقیق شونده
simultaneous with each other
با هم واقع شونده
pulverulent
خرد شونده
soluble oil
روغن حل شونده
proliferous
تکثیر شونده
tabescent
لاغر شونده
insured
بیمه شونده
tensive
سفت شونده
migratory
جابجا شونده
metastatic
جابجا شونده
meliorative
بهتر شونده
retractive
جمع شونده
latescent
پنهان شونده
liquescent
مایع شونده
remittent
سبک شونده
entrants
وارد شونده
entrant
وارد شونده
juvenescent
جوان شونده
locator
جایگزین شونده
lineball
داخل
interior
داخل
interiorly
از داخل
interiors
داخل
within
<prep.>
در داخل
within
در داخل
inside
<adv.>
<prep.>
در داخل
intra
داخل
aboard
داخل
anie
داخل
withindoors
در داخل
inside
داخل
insides
داخل
self charging
خود بخود پر شونده
self rectifying
خود بخودتصحیح شونده
concentric contraction
انقباض جمع شونده
convertible table
میز صحرایی تا شونده
cumulative error
خطای جمع شونده
perishable
کالای فاسد شونده
nocturnal
واقع شونده درشب
diminuendo
تدریجا ضعیف شونده
vectored thrust
تراست هدایت شونده
serpiginous
دونده جابجا شونده
self-starters
خودبخود شروع شونده
self-starter
خودبخود شروع شونده
beaching party
گروه پیاده شونده
anemophilous
لقاح شونده در اثرباد
carburizer
ماده بار شونده
reflectively
بطور منعکس شونده
vectored
تراست هدایت شونده
circumfluent
جاری شونده دراطراف
valuers
ارزش قائل شونده
doggo
اهسته ناپدید شونده
progressive wave
موج پخش شونده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com