Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (36 milliseconds)
English
Persian
rebuild
دوباره ساختمان کردن
rebuilds
دوباره ساختمان کردن
Other Matches
reopening
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revives
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship
دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regained
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate
دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
building system
اصول ساختمان طرز ساختمان نظم و ترتیب ساختمان
overbuild
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
anastylosis
[واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
outline assembly drawing
نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
angle-post
[تیرک عمودی در گوشه ساختمان اسکلت چوبی، واقع در کنج ساختمان]
unregenerate
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
building material dealer
فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
dependency
[قسمتی از ساختمان های جدا از ساختمان اصلی]
gigantic building
ساختمان غول پیکر ساختمان بسیار بزرگ
civil engineering contractor
مقاطعه کار ساختمان پیمانکار ساختمان
building enterprise
مقاطعه کاری ساختمان پیمانکاری ساختمان
coach-house
ساختمان خدمه
[در کنار ساختمان اصلی]
enterprise network
شبکهای که همه ایستگاههای کاری و ترمینال ها یا کامپیوتر ها را در یک شرکت بهم وصل میکند. این میتواند در یک ساختمان یا چندین ساختمان درکشورهای مختلف باشد
tempering (metallurgy)
بازپخت
[سخت گردانی]
[دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن]
[فلز کاری]
revamping
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
overpacking
دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relayed
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relay
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
refreshed
دوباره پر کردن
replenishes
دوباره پر کردن
refilled
دوباره پر کردن
replenished
دوباره پر کردن
replenishing
دوباره پر کردن
refreshes
دوباره پر کردن
refilling
دوباره پر کردن
refresh
دوباره پر کردن
replenish
دوباره پر کردن
double-check
<idiom>
دوباره چک کردن
refills
دوباره پر کردن
refill
دوباره پر کردن
block structure
ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
constructional feature
ترکیب ساختمان کیفیت ساختمان
rotunda
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
rotundas
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
foundation soil
شالوده ساختمان فونداسیون ساختمان
rotonda
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
double shell constraction
ساختمان دو جداره ساختمان دو غلافی
loops
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
structuralize
ساختمان کردن
revisited
دوباره ملاقات کردن
re export
دوباره صادر کردن
re establish
دوباره تاسیس کردن
recollect
دوباره جمع کردن
redirecting
دوباره راهنمایی کردن
re form
دوباره درست کردن
retry
دوباره ازمایش کردن
reinstate
دوباره برقرار کردن
revisits
دوباره ملاقات کردن
revaluing
دوباره ارزیابی کردن
revalue
دوباره ارزیابی کردن
rephrase
دوباره عبارتبندی کردن
revisiting
دوباره ملاقات کردن
revalued
دوباره ارزیابی کردن
redirects
دوباره راهنمایی کردن
reproducing
دوباره چاپ کردن
redistributing
دوباره پخش کردن
reinstating
دوباره برقرار کردن
redistributes
دوباره پخش کردن
redistributed
دوباره پخش کردن
reproduces
دوباره چاپ کردن
re paving
دوباره فرش کردن
reinterpret
دوباره تفسیر کردن
relive
دوباره تجربه کردن
retakes
دوباره تسخیر کردن
reliving
دوباره تجربه کردن
reconditions
دوباره درست کردن
reinstated
دوباره برقرار کردن
regarding
دوباره تسطیح کردن
relives
دوباره تجربه کردن
revalues
دوباره ارزیابی کردن
relived
دوباره تجربه کردن
reinstates
دوباره برقرار کردن
reinsure
دوباره بیمه کردن
recollected
دوباره جمع کردن
oversrike
دوباره چاپ کردن
redefining
دوباره تعریف کردن
redirected
دوباره راهنمایی کردن
re-examining
دوباره بازپرسی کردن
reuse
دوباره استفاده کردن
re-examines
دوباره بازپرسی کردن
re-examined
دوباره بازپرسی کردن
rewiring
دوباره سیمکشی کردن
rescheduling
دوباره برنامهریزی کردن
restart
روشن کردن دوباره
redefines
دوباره تعریف کردن
redefined
دوباره تعریف کردن
redefine
دوباره تعریف کردن
reasure
دوباره بیمه کردن
rewake
دوباره بیدار کردن
rewired
دوباره سیمکشی کردن
republish
دوباره منتشر کردن
republish
دوباره چاپ کردن
recollects
دوباره جمع کردن
recollecting
دوباره جمع کردن
redirect
دوباره راهنمایی کردن
resorb
دوباره جذب کردن
reschedules
دوباره برنامهریزی کردن
rewires
دوباره سیمکشی کردن
retry
دوباره محاکمه کردن
rejuvenating
دوباره جوان کردن
retransmit
دوباره مخابره کردن
reschedule
دوباره برنامهریزی کردن
rephrasing
دوباره عبارتبندی کردن
renegotiate
دوباره مذاکره کردن
remonetize
دوباره رایج کردن
rephrases
دوباره عبارتبندی کردن
retaking
دوباره تسخیر کردن
revisit
دوباره ملاقات کردن
rescheduled
دوباره برنامهریزی کردن
rejuvenates
دوباره جوان کردن
rewire
دوباره سیمکشی کردن
reorder
دوباره مرتب کردن
re-examine
دوباره بازپرسی کردن
re examine
دوباره بازپرسی کردن
retrocede
دوباره واگذار کردن
reoccupy
دوباره اغاز کردن
revalidate
دوباره پادار کردن
rejuvenate
دوباره جوان کردن
rejuvenated
دوباره جوان کردن
retranslate
دوباره ترجمه کردن
re establish
دوباره برپا کردن
regained
دوباره تصرف کردن
reorganises
دوباره متشکل کردن
resurface
دوباره روکاری کردن
reopen
دوباره باز کردن
recalculate
دوباره حساب کردن
reorganising
دوباره متشکل کردن
rebind
دوباره صحافی کردن
resurfaced
دوباره روکاری کردن
remarried
دوباره عروسی کردن
rejuveoize
دوباره جوان کردن
remarries
دوباره عروسی کردن
reopened
دوباره باز کردن
redeliver
دوباره مستخلص کردن
revising
دوباره چاپ کردن
reassociate
دوباره معاشرت کردن
recommit
دوباره زندان کردن
reforge
دوباره جعل کردن
reconditioned
دوباره درست کردن
regain
دوباره تصرف کردن
reappraises
دوباره ارزیابی کردن
reappraised
دوباره ارزیابی کردن
reappraise
دوباره ارزیابی کردن
regaining
دوباره تصرف کردن
reappraising
دوباره ارزیابی کردن
regains
دوباره تصرف کردن
redevelop
دوباره پیشرفته کردن
redeveloped
دوباره پیشرفته کردن
reorganised
دوباره متشکل کردن
cold start
دوباره روشن کردن
redeveloping
دوباره پیشرفته کردن
recompose
دوباره انشاء کردن
reassociate
دوباره متحد کردن
reopening
دوباره باز کردن
re sort
دوباره جور کردن
reactivated
دوباره فعال کردن
revises
دوباره چاپ کردن
rephrased
دوباره عبارتبندی کردن
reactivates
دوباره فعال کردن
reactivating
دوباره فعال کردن
reproduce
دوباره چاپ کردن
reengage
دوباره استخدام کردن
reopens
دوباره باز کردن
reemploy
دوباره استخدام کردن
revise
دوباره چاپ کردن
re strain
دوباره صاف کردن
reproduced
دوباره چاپ کردن
reorganizing
دوباره متشکل کردن
redistribute
دوباره پخش کردن
resurfaces
دوباره روکاری کردن
reorganizes
دوباره متشکل کردن
reactivate
دوباره فعال کردن
recondition
دوباره درست کردن
reorganized
دوباره متشکل کردن
reimport
دوباره وارد کردن
retaken
دوباره تسخیر کردن
reinstall
دوباره برقرار کردن
reorganize
دوباره متشکل کردن
back fill
عمل دوباره پر کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com