English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (31 milliseconds)
English Persian
rebuild دوباره ساختمان کردن
rebuilds دوباره ساختمان کردن
Other Matches
reopened دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revived دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regained دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
building system اصول ساختمان طرز ساختمان نظم و ترتیب ساختمان
overbuild زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
outline assembly drawing نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
angle-post [تیرک عمودی در گوشه ساختمان اسکلت چوبی، واقع در کنج ساختمان]
unregenerate دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
building material dealer فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
dependency [قسمتی از ساختمان های جدا از ساختمان اصلی]
gigantic building ساختمان غول پیکر ساختمان بسیار بزرگ
building enterprise مقاطعه کاری ساختمان پیمانکاری ساختمان
coach-house ساختمان خدمه [در کنار ساختمان اصلی]
civil engineering contractor مقاطعه کار ساختمان پیمانکار ساختمان
enterprise network شبکهای که همه ایستگاههای کاری و ترمینال ها یا کامپیوتر ها را در یک شرکت بهم وصل میکند. این میتواند در یک ساختمان یا چندین ساختمان درکشورهای مختلف باشد
tempering (metallurgy) بازپخت [سخت گردانی] [دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن] [فلز کاری]
revamp دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
relays دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
overpacking دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relay دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relayed دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
replenishing دوباره پر کردن
refills دوباره پر کردن
double-check <idiom> دوباره چک کردن
replenished دوباره پر کردن
refilling دوباره پر کردن
refreshed دوباره پر کردن
replenishes دوباره پر کردن
refresh دوباره پر کردن
replenish دوباره پر کردن
refill دوباره پر کردن
refreshes دوباره پر کردن
refilled دوباره پر کردن
rotonda ساختمان مدور ساختمان گنبددار
double shell constraction ساختمان دو جداره ساختمان دو غلافی
rotunda ساختمان مدور ساختمان گنبددار
block structure ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
rotundas ساختمان مدور ساختمان گنبددار
foundation soil شالوده ساختمان فونداسیون ساختمان
constructional feature ترکیب ساختمان کیفیت ساختمان
loop تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
structuralize ساختمان کردن
redirect دوباره راهنمایی کردن
reorganizes دوباره متشکل کردن
reschedule دوباره برنامهریزی کردن
reopens دوباره باز کردن
back fill عمل دوباره پر کردن
rescheduled دوباره برنامهریزی کردن
redirects دوباره راهنمایی کردن
resorb دوباره جذب کردن
reorganizing دوباره متشکل کردن
redirected دوباره راهنمایی کردن
rescheduling دوباره برنامهریزی کردن
redirecting دوباره راهنمایی کردن
reimport دوباره وارد کردن
rephrasing دوباره عبارتبندی کردن
relive دوباره تجربه کردن
rephrased دوباره عبارتبندی کردن
redistributing دوباره پخش کردن
redistributes دوباره پخش کردن
redistributed دوباره پخش کردن
retry دوباره ازمایش کردن
reforge دوباره جعل کردن
redistribute دوباره پخش کردن
rejuveoize دوباره جوان کردن
relived دوباره تجربه کردن
relives دوباره تجربه کردن
revisits دوباره ملاقات کردن
rephrases دوباره عبارتبندی کردن
reexamine دوباره امتحان کردن
redeliver دوباره مستخلص کردن
restart روشن کردن دوباره
rephrase دوباره عبارتبندی کردن
reuse دوباره استفاده کردن
retry دوباره محاکمه کردن
reliving دوباره تجربه کردن
cold start دوباره روشن کردن
reinstating دوباره برقرار کردن
reemploy دوباره استخدام کردن
rewire دوباره سیمکشی کردن
reopened دوباره باز کردن
rewired دوباره سیمکشی کردن
reinstall دوباره برقرار کردن
redefine دوباره تعریف کردن
redefined دوباره تعریف کردن
retakes دوباره تسخیر کردن
redefines دوباره تعریف کردن
reinsure دوباره بیمه کردن
reinstate دوباره برقرار کردن
reinstates دوباره برقرار کردن
reinterpret دوباره تفسیر کردن
remonetize دوباره رایج کردن
renegotiate دوباره مذاکره کردن
reoccupy دوباره اغاز کردن
reorder دوباره مرتب کردن
retrocede دوباره واگذار کردن
reinstated دوباره برقرار کردن
retaking دوباره تسخیر کردن
redefining دوباره تعریف کردن
retaken دوباره تسخیر کردن
retake دوباره تسخیر کردن
reorganised دوباره متشکل کردن
reorganises دوباره متشکل کردن
resurface دوباره روکاری کردن
reorganising دوباره متشکل کردن
reorganize دوباره متشکل کردن
reengage دوباره استخدام کردن
reopening دوباره باز کردن
remarries دوباره عروسی کردن
reorganized دوباره متشکل کردن
regains دوباره تصرف کردن
resurfaced دوباره روکاری کردن
rewires دوباره سیمکشی کردن
rewiring دوباره سیمکشی کردن
resurfaces دوباره روکاری کردن
regain دوباره تصرف کردن
republish دوباره چاپ کردن
regained دوباره تصرف کردن
republish دوباره منتشر کردن
regaining دوباره تصرف کردن
remarry دوباره عروسی کردن
remarried دوباره عروسی کردن
revises دوباره چاپ کردن
revalue دوباره ارزیابی کردن
reasure دوباره بیمه کردن
reassociate دوباره معاشرت کردن
reactivate دوباره فعال کردن
reactivated دوباره فعال کردن
rejuvenating دوباره جوان کردن
reactivates دوباره فعال کردن
reactivating دوباره فعال کردن
revalued دوباره ارزیابی کردن
revalues دوباره ارزیابی کردن
revaluing دوباره ارزیابی کردن
reappraises دوباره ارزیابی کردن
reopen دوباره باز کردن
reappraised دوباره ارزیابی کردن
reappraise دوباره ارزیابی کردن
revising دوباره چاپ کردن
recalculate دوباره حساب کردن
rebind دوباره صحافی کردن
rewake دوباره بیدار کردن
regarding دوباره تسطیح کردن
reconditions دوباره درست کردن
re-examining دوباره بازپرسی کردن
re-examine دوباره بازپرسی کردن
re export دوباره صادر کردن
re form دوباره درست کردن
recollect دوباره جمع کردن
recollected دوباره جمع کردن
recollecting دوباره جمع کردن
recollects دوباره جمع کردن
re sort دوباره جور کردن
re paving دوباره فرش کردن
re-examined دوباره بازپرسی کردن
re strain دوباره صاف کردن
re establish دوباره تاسیس کردن
re-examines دوباره بازپرسی کردن
reconditioned دوباره درست کردن
recondition دوباره درست کردن
rejuvenates دوباره جوان کردن
rejuvenated دوباره جوان کردن
rejuvenate دوباره جوان کردن
reassociate دوباره متحد کردن
re establish دوباره برپا کردن
oversrike دوباره چاپ کردن
reproduce دوباره چاپ کردن
retranslate دوباره ترجمه کردن
reappraising دوباره ارزیابی کردن
recompose دوباره انشاء کردن
revisit دوباره ملاقات کردن
reproduces دوباره چاپ کردن
revise دوباره چاپ کردن
revalidate دوباره پادار کردن
recommit دوباره زندان کردن
retransmit دوباره مخابره کردن
redevelops دوباره پیشرفته کردن
reproducing دوباره چاپ کردن
redeveloping دوباره پیشرفته کردن
reschedules دوباره برنامهریزی کردن
redeveloped دوباره پیشرفته کردن
revisiting دوباره ملاقات کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com