Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (33 milliseconds)
English
Persian
reorganised
دوباره متشکل کردن
reorganises
دوباره متشکل کردن
reorganising
دوباره متشکل کردن
reorganize
دوباره متشکل کردن
reorganized
دوباره متشکل کردن
reorganizes
دوباره متشکل کردن
reorganizing
دوباره متشکل کردن
Other Matches
reopened
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revived
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship
دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regained
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
organises
متشکل کردن
organizing
متشکل کردن
organising
متشکل کردن
organize
متشکل کردن
organizes
متشکل کردن
redintegrate
دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
crystallises
متبلور کردن متشکل کردن
crystalize
متبلور کردن متشکل کردن
crystallizes
متبلور کردن متشکل کردن
crystallize
متبلور کردن متشکل کردن
crystallised
متبلور کردن متشکل کردن
crystallizing
متبلور کردن متشکل کردن
crystallising
متبلور کردن متشکل کردن
capacitor intel filter
شبکهای متشکل از یک خازن و یک سلف بمنظور یکنواخت کردن خروجی موج داررکتیفایر
unregenerate
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
tempering (metallurgy)
بازپخت
[سخت گردانی]
[دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن]
[فلز کاری]
revamping
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
relays
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relayed
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relay
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
overpacking
دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
replenished
دوباره پر کردن
replenishes
دوباره پر کردن
refreshed
دوباره پر کردن
replenish
دوباره پر کردن
refill
دوباره پر کردن
refilled
دوباره پر کردن
refills
دوباره پر کردن
refreshes
دوباره پر کردن
double-check
<idiom>
دوباره چک کردن
refresh
دوباره پر کردن
refilling
دوباره پر کردن
replenishing
دوباره پر کردن
looped
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
organized
متشکل
formant
متشکل
retry
دوباره ازمایش کردن
reappraises
دوباره ارزیابی کردن
reappraised
دوباره ارزیابی کردن
re form
دوباره درست کردن
rebuild
دوباره ساختمان کردن
reinstate
دوباره برقرار کردن
revaluing
دوباره ارزیابی کردن
reorder
دوباره مرتب کردن
back fill
عمل دوباره پر کردن
reappraise
دوباره ارزیابی کردن
reinstated
دوباره برقرار کردن
re export
دوباره صادر کردن
revisits
دوباره ملاقات کردن
revisiting
دوباره ملاقات کردن
rebuilds
دوباره ساختمان کردن
reappraising
دوباره ارزیابی کردن
revisited
دوباره ملاقات کردن
retry
دوباره محاکمه کردن
rebind
دوباره صحافی کردن
reasure
دوباره بیمه کردن
rewired
دوباره سیمکشی کردن
reoccupy
دوباره اغاز کردن
rewires
دوباره سیمکشی کردن
rewiring
دوباره سیمکشی کردن
reassociate
دوباره معاشرت کردن
reassociate
دوباره متحد کردن
revisit
دوباره ملاقات کردن
re strain
دوباره صاف کردن
re sort
دوباره جور کردن
re paving
دوباره فرش کردن
remarry
دوباره عروسی کردن
remarries
دوباره عروسی کردن
remarried
دوباره عروسی کردن
reuse
دوباره استفاده کردن
re establish
دوباره تاسیس کردن
redirected
دوباره راهنمایی کردن
redirecting
دوباره راهنمایی کردن
redirects
دوباره راهنمایی کردن
regaining
دوباره تصرف کردن
regains
دوباره تصرف کردن
reinstating
دوباره برقرار کردن
republish
دوباره منتشر کردن
recollect
دوباره جمع کردن
republish
دوباره چاپ کردن
recollected
دوباره جمع کردن
recollecting
دوباره جمع کردن
oversrike
دوباره چاپ کردن
recollects
دوباره جمع کردن
redefine
دوباره تعریف کردن
redefined
دوباره تعریف کردن
redefines
دوباره تعریف کردن
redefining
دوباره تعریف کردن
redirect
دوباره راهنمایی کردن
regained
دوباره تصرف کردن
rewake
دوباره بیدار کردن
re establish
دوباره برپا کردن
revalidate
دوباره پادار کردن
reconditions
دوباره درست کردن
reconditioned
دوباره درست کردن
retranslate
دوباره ترجمه کردن
recondition
دوباره درست کردن
reactivating
دوباره فعال کردن
retransmit
دوباره مخابره کردن
reactivates
دوباره فعال کردن
reactivated
دوباره فعال کردن
reactivate
دوباره فعال کردن
retrocede
دوباره واگذار کردن
reopens
دوباره باز کردن
reinstates
دوباره برقرار کردن
regain
دوباره تصرف کردن
regarding
دوباره تسطیح کردن
reliving
دوباره تجربه کردن
resurface
دوباره روکاری کردن
reimport
دوباره وارد کردن
redistributes
دوباره پخش کردن
reproduces
دوباره چاپ کردن
reinstall
دوباره برقرار کردن
resurfaced
دوباره روکاری کردن
redistributed
دوباره پخش کردن
reproducing
دوباره چاپ کردن
reinsure
دوباره بیمه کردن
reforge
دوباره جعل کردن
resurfaces
دوباره روکاری کردن
redistribute
دوباره پخش کردن
retake
دوباره تسخیر کردن
relive
دوباره تجربه کردن
rejuvenating
دوباره جوان کردن
reexamine
دوباره امتحان کردن
redevelops
دوباره پیشرفته کردن
redistributing
دوباره پخش کردن
reproduced
دوباره چاپ کردن
revise
دوباره چاپ کردن
rephrase
دوباره عبارتبندی کردن
rejuveoize
دوباره جوان کردن
rephrased
دوباره عبارتبندی کردن
rephrases
دوباره عبارتبندی کردن
rephrasing
دوباره عبارتبندی کردن
relived
دوباره تجربه کردن
revises
دوباره چاپ کردن
reschedule
دوباره برنامهریزی کردن
revising
دوباره چاپ کردن
relives
دوباره تجربه کردن
cold start
دوباره روشن کردن
rescheduled
دوباره برنامهریزی کردن
reproduce
دوباره چاپ کردن
reschedules
دوباره برنامهریزی کردن
rescheduling
دوباره برنامهریزی کردن
resorb
دوباره جذب کردن
reengage
دوباره استخدام کردن
reinterpret
دوباره تفسیر کردن
rejuvenate
دوباره جوان کردن
revalued
دوباره ارزیابی کردن
remonetize
دوباره رایج کردن
revalue
دوباره ارزیابی کردن
retakes
دوباره تسخیر کردن
reopen
دوباره باز کردن
redevelop
دوباره پیشرفته کردن
recommit
دوباره زندان کردن
recompose
دوباره انشاء کردن
renegotiate
دوباره مذاکره کردن
reopened
دوباره باز کردن
redeveloping
دوباره پیشرفته کردن
redeliver
دوباره مستخلص کردن
restart
روشن کردن دوباره
redeveloped
دوباره پیشرفته کردن
re-examining
دوباره بازپرسی کردن
retaken
دوباره تسخیر کردن
re examine
دوباره بازپرسی کردن
re-examine
دوباره بازپرسی کردن
retaking
دوباره تسخیر کردن
rejuvenates
دوباره جوان کردن
reopening
دوباره باز کردن
reemploy
دوباره استخدام کردن
re-examined
دوباره بازپرسی کردن
re-examines
دوباره بازپرسی کردن
rejuvenated
دوباره جوان کردن
recalculate
دوباره حساب کردن
rewire
دوباره سیمکشی کردن
revalues
دوباره ارزیابی کردن
unaligned
غیر متشکل
endarch
متشکل در خارج
repair
جبران کردن دوباره دایر کردن
repaired
جبران کردن دوباره دایر کردن
redress
دوباره پوشیدن جبران کردن
regenerated
دوباره خلق شدن یا کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com