Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (38 milliseconds)
English
Persian
reorganised
دوباره متشکل کردن
reorganises
دوباره متشکل کردن
reorganising
دوباره متشکل کردن
reorganize
دوباره متشکل کردن
reorganized
دوباره متشکل کردن
reorganizes
دوباره متشکل کردن
reorganizing
دوباره متشکل کردن
Other Matches
reopened
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revive
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship
دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regain
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
organize
متشکل کردن
organises
متشکل کردن
organizes
متشکل کردن
organising
متشکل کردن
organizing
متشکل کردن
redintegrate
دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
crystalize
متبلور کردن متشکل کردن
crystallised
متبلور کردن متشکل کردن
crystallises
متبلور کردن متشکل کردن
crystallising
متبلور کردن متشکل کردن
crystallize
متبلور کردن متشکل کردن
crystallizes
متبلور کردن متشکل کردن
crystallizing
متبلور کردن متشکل کردن
capacitor intel filter
شبکهای متشکل از یک خازن و یک سلف بمنظور یکنواخت کردن خروجی موج داررکتیفایر
unregenerate
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
tempering (metallurgy)
بازپخت
[سخت گردانی]
[دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن]
[فلز کاری]
revamp
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
overpacking
دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relayed
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relay
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
refilled
دوباره پر کردن
refill
دوباره پر کردن
refilling
دوباره پر کردن
replenishing
دوباره پر کردن
replenishes
دوباره پر کردن
refreshed
دوباره پر کردن
refresh
دوباره پر کردن
replenish
دوباره پر کردن
refills
دوباره پر کردن
refreshes
دوباره پر کردن
double-check
<idiom>
دوباره چک کردن
replenished
دوباره پر کردن
loop
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
organized
متشکل
formant
متشکل
reopened
دوباره باز کردن
revalue
دوباره ارزیابی کردن
reappraises
دوباره ارزیابی کردن
rebuilds
دوباره ساختمان کردن
regaining
دوباره تصرف کردن
reopening
دوباره باز کردن
reactivating
دوباره فعال کردن
reopen
دوباره باز کردن
revises
دوباره چاپ کردن
reappraising
دوباره ارزیابی کردن
retrocede
دوباره واگذار کردن
revalued
دوباره ارزیابی کردن
reproduce
دوباره چاپ کردن
reproducing
دوباره چاپ کردن
reactivates
دوباره فعال کردن
reappraise
دوباره ارزیابی کردن
reappraised
دوباره ارزیابی کردن
reproduces
دوباره چاپ کردن
reactivated
دوباره فعال کردن
reactivate
دوباره فعال کردن
rewake
دوباره بیدار کردن
reproduced
دوباره چاپ کردن
rebuild
دوباره ساختمان کردن
regains
دوباره تصرف کردن
revise
دوباره چاپ کردن
revaluing
دوباره ارزیابی کردن
revalues
دوباره ارزیابی کردن
redevelop
دوباره پیشرفته کردن
re paving
دوباره فرش کردن
reemploy
دوباره استخدام کردن
reinstall
دوباره برقرار کردن
reinsure
دوباره بیمه کردن
remarried
دوباره عروسی کردن
reasure
دوباره بیمه کردن
remarries
دوباره عروسی کردن
reassociate
دوباره معاشرت کردن
reinterpret
دوباره تفسیر کردن
reassociate
دوباره متحد کردن
remarry
دوباره عروسی کردن
redirect
دوباره راهنمایی کردن
redirected
دوباره راهنمایی کردن
redirecting
دوباره راهنمایی کردن
rebind
دوباره صحافی کردن
reimport
دوباره وارد کردن
redeliver
دوباره مستخلص کردن
reengage
دوباره استخدام کردن
reinstate
دوباره برقرار کردن
recompose
دوباره انشاء کردن
recommit
دوباره زندان کردن
reexamine
دوباره امتحان کردن
reforge
دوباره جعل کردن
reinstated
دوباره برقرار کردن
rejuveoize
دوباره جوان کردن
reinstates
دوباره برقرار کردن
reinstating
دوباره برقرار کردن
recalculate
دوباره حساب کردن
redirects
دوباره راهنمایی کردن
remonetize
دوباره رایج کردن
re establish
دوباره تاسیس کردن
re establish
دوباره برپا کردن
re examine
دوباره بازپرسی کردن
retry
دوباره محاکمه کردن
retry
دوباره ازمایش کردن
reuse
دوباره استفاده کردن
revalidate
دوباره پادار کردن
retranslate
دوباره ترجمه کردن
re-examine
دوباره بازپرسی کردن
retransmit
دوباره مخابره کردن
re-examined
دوباره بازپرسی کردن
re-examines
دوباره بازپرسی کردن
restart
روشن کردن دوباره
re export
دوباره صادر کردن
renegotiate
دوباره مذاکره کردن
re strain
دوباره صاف کردن
reoccupy
دوباره اغاز کردن
re sort
دوباره جور کردن
redefine
دوباره تعریف کردن
redefined
دوباره تعریف کردن
redefining
دوباره تعریف کردن
republish
دوباره چاپ کردن
republish
دوباره منتشر کردن
regarding
دوباره تسطیح کردن
resorb
دوباره جذب کردن
re form
دوباره درست کردن
re-examining
دوباره بازپرسی کردن
rephrases
دوباره عبارتبندی کردن
relives
دوباره تجربه کردن
relived
دوباره تجربه کردن
relive
دوباره تجربه کردن
redistributing
دوباره پخش کردن
redistributes
دوباره پخش کردن
redistributed
دوباره پخش کردن
redefines
دوباره تعریف کردن
revisiting
دوباره ملاقات کردن
redistribute
دوباره پخش کردن
recollects
دوباره جمع کردن
recollecting
دوباره جمع کردن
reconditions
دوباره درست کردن
reliving
دوباره تجربه کردن
rescheduling
دوباره برنامهریزی کردن
rephrased
دوباره عبارتبندی کردن
rephrasing
دوباره عبارتبندی کردن
reschedule
دوباره برنامهریزی کردن
rescheduled
دوباره برنامهریزی کردن
rephrase
دوباره عبارتبندی کردن
revisit
دوباره ملاقات کردن
retake
دوباره تسخیر کردن
back fill
عمل دوباره پر کردن
resurfaces
دوباره روکاری کردن
revisited
دوباره ملاقات کردن
reorder
دوباره مرتب کردن
reschedules
دوباره برنامهریزی کردن
retaken
دوباره تسخیر کردن
redevelops
دوباره پیشرفته کردن
recollected
دوباره جمع کردن
resurface
دوباره روکاری کردن
rewire
دوباره سیمکشی کردن
recondition
دوباره درست کردن
reconditioned
دوباره درست کردن
reopens
دوباره باز کردن
regain
دوباره تصرف کردن
regained
دوباره تصرف کردن
retaking
دوباره تسخیر کردن
revising
دوباره چاپ کردن
rejuvenated
دوباره جوان کردن
redeveloped
دوباره پیشرفته کردن
rewired
دوباره سیمکشی کردن
recollect
دوباره جمع کردن
cold start
دوباره روشن کردن
retakes
دوباره تسخیر کردن
rewiring
دوباره سیمکشی کردن
rejuvenating
دوباره جوان کردن
rewires
دوباره سیمکشی کردن
redeveloping
دوباره پیشرفته کردن
rejuvenates
دوباره جوان کردن
resurfaced
دوباره روکاری کردن
oversrike
دوباره چاپ کردن
rejuvenate
دوباره جوان کردن
revisits
دوباره ملاقات کردن
endarch
متشکل در خارج
unaligned
غیر متشکل
repair
جبران کردن دوباره دایر کردن
repaired
جبران کردن دوباره دایر کردن
iterate
دوباره گفتن بازگو کردن
rearmed
دوباره مسلح شدن یا کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com