English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (41 milliseconds)
English Persian
revisit دوباره ملاقات کردن
revisited دوباره ملاقات کردن
revisiting دوباره ملاقات کردن
revisits دوباره ملاقات کردن
Other Matches
reopening دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revives دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
appointments قرار ملاقات وعده ملاقات
appointment قرار ملاقات وعده ملاقات
regain دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
stop by <idiom> ملاقات کردن
gang up ملاقات کردن
keep an appointment قبول کردن قرار ملاقات
meet معرفی شدن به ملاقات کردن
meets معرفی شدن به ملاقات کردن
ems dispatch تلگراف امس عنوان واقعه مشهور ملاقات سفیر فرانسه با ویلهم اول در سال 0781 در امس که بیسمارک صدراعظم وقت المان با تحریف مفاد تلگرافی که از موضوع این ملاقات حکایت می کرد باعث بروزجنگ فرانسه و پروس شد
visits ملاقات کردن زیارت کردن
assembled انجمن کردن ملاقات کردن
assemble انجمن کردن ملاقات کردن
visit ملاقات کردن زیارت کردن
visited ملاقات کردن زیارت کردن
assembles انجمن کردن ملاقات کردن
redezvous تلاقی کردن ملاقات کردن
unregenerated دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerate دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
tempering (metallurgy) بازپخت [سخت گردانی] [دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن] [فلز کاری]
revamped دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
relayed دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relay دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
overpacking دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
replenish دوباره پر کردن
refill دوباره پر کردن
replenishing دوباره پر کردن
refilled دوباره پر کردن
double-check <idiom> دوباره چک کردن
refreshed دوباره پر کردن
refills دوباره پر کردن
replenishes دوباره پر کردن
replenished دوباره پر کردن
refilling دوباره پر کردن
refresh دوباره پر کردن
refreshes دوباره پر کردن
loop تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
redirects دوباره راهنمایی کردن
rejuvenated دوباره جوان کردن
revise دوباره چاپ کردن
rejuvenate دوباره جوان کردن
reuse دوباره استفاده کردن
reorganize دوباره متشکل کردن
retry دوباره محاکمه کردن
restart روشن کردن دوباره
reengage دوباره استخدام کردن
recondition دوباره درست کردن
revises دوباره چاپ کردن
regained دوباره تصرف کردن
reinsure دوباره بیمه کردن
retry دوباره ازمایش کردن
rejuvenates دوباره جوان کردن
rejuvenating دوباره جوان کردن
redirecting دوباره راهنمایی کردن
reorganises دوباره متشکل کردن
reorganised دوباره متشکل کردن
redirected دوباره راهنمایی کردن
redirect دوباره راهنمایی کردن
reopened دوباره باز کردن
reopen دوباره باز کردن
regains دوباره تصرف کردن
reimport دوباره وارد کردن
rescheduling دوباره برنامهریزی کردن
regaining دوباره تصرف کردن
recalculate دوباره حساب کردن
reorganising دوباره متشکل کردن
reinstall دوباره برقرار کردن
recollecting دوباره جمع کردن
recollect دوباره جمع کردن
re sort دوباره جور کردن
retrocede دوباره واگذار کردن
reforge دوباره جعل کردن
retransmit دوباره مخابره کردن
reconditions دوباره درست کردن
oversrike دوباره چاپ کردن
reproducing دوباره چاپ کردن
redevelop دوباره پیشرفته کردن
re strain دوباره صاف کردن
redeveloping دوباره پیشرفته کردن
re paving دوباره فرش کردن
re establish دوباره برپا کردن
reappraise دوباره ارزیابی کردن
remarried دوباره عروسی کردن
recollects دوباره جمع کردن
re export دوباره صادر کردن
reappraises دوباره ارزیابی کردن
remarries دوباره عروسی کردن
recollected دوباره جمع کردن
remarry دوباره عروسی کردن
reappraising دوباره ارزیابی کردن
reappraised دوباره ارزیابی کردن
rejuveoize دوباره جوان کردن
redeveloped دوباره پیشرفته کردن
re establish دوباره تاسیس کردن
reexamine دوباره امتحان کردن
reproduces دوباره چاپ کردن
redevelops دوباره پیشرفته کردن
rewake دوباره بیدار کردن
revalidate دوباره پادار کردن
relived دوباره تجربه کردن
reasure دوباره بیمه کردن
relives دوباره تجربه کردن
reorganizing دوباره متشکل کردن
reconditioned دوباره درست کردن
reproduce دوباره چاپ کردن
reorganizes دوباره متشکل کردن
rebind دوباره صحافی کردن
reorganized دوباره متشکل کردن
reproduced دوباره چاپ کردن
reassociate دوباره معاشرت کردن
redistribute دوباره پخش کردن
redistributed دوباره پخش کردن
redistributes دوباره پخش کردن
re form دوباره درست کردن
reactivating دوباره فعال کردن
reactivates دوباره فعال کردن
reactivated دوباره فعال کردن
reactivate دوباره فعال کردن
redistributing دوباره پخش کردن
retranslate دوباره ترجمه کردن
relive دوباره تجربه کردن
reassociate دوباره متحد کردن
reliving دوباره تجربه کردن
rewires دوباره سیمکشی کردن
reschedules دوباره برنامهریزی کردن
revalue دوباره ارزیابی کردن
resorb دوباره جذب کردن
reinstates دوباره برقرار کردن
rescheduled دوباره برنامهریزی کردن
reschedule دوباره برنامهریزی کردن
rephrasing دوباره عبارتبندی کردن
rephrases دوباره عبارتبندی کردن
reinstated دوباره برقرار کردن
rephrased دوباره عبارتبندی کردن
rebuilds دوباره ساختمان کردن
rephrase دوباره عبارتبندی کردن
redeliver دوباره مستخلص کردن
revalued دوباره ارزیابی کردن
reopening دوباره باز کردن
revalues دوباره ارزیابی کردن
reopens دوباره باز کردن
back fill عمل دوباره پر کردن
renegotiate دوباره مذاکره کردن
reoccupy دوباره اغاز کردن
republish دوباره چاپ کردن
regarding دوباره تسطیح کردن
republish دوباره منتشر کردن
rebuild دوباره ساختمان کردن
remonetize دوباره رایج کردن
rewired دوباره سیمکشی کردن
rewire دوباره سیمکشی کردن
reinstating دوباره برقرار کردن
revaluing دوباره ارزیابی کردن
reinstate دوباره برقرار کردن
recommit دوباره زندان کردن
redefining دوباره تعریف کردن
re-examines دوباره بازپرسی کردن
resurface دوباره روکاری کردن
retake دوباره تسخیر کردن
re-examining دوباره بازپرسی کردن
revising دوباره چاپ کردن
rewiring دوباره سیمکشی کردن
re-examined دوباره بازپرسی کردن
re-examine دوباره بازپرسی کردن
resurfaces دوباره روکاری کردن
re examine دوباره بازپرسی کردن
resurfaced دوباره روکاری کردن
reinterpret دوباره تفسیر کردن
regain دوباره تصرف کردن
recompose دوباره انشاء کردن
redefines دوباره تعریف کردن
retakes دوباره تسخیر کردن
reorder دوباره مرتب کردن
cold start دوباره روشن کردن
retaken دوباره تسخیر کردن
retaking دوباره تسخیر کردن
reemploy دوباره استخدام کردن
redefined دوباره تعریف کردن
redefine دوباره تعریف کردن
repaired جبران کردن دوباره دایر کردن
repair جبران کردن دوباره دایر کردن
to pick up فراگرفتن دوباره پیدا کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com