Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (22 milliseconds)
English
Persian
reappraise
دوباره مورد ملاحظه قرار دادن
reappraised
دوباره مورد ملاحظه قرار دادن
reappraises
دوباره مورد ملاحظه قرار دادن
reappraising
دوباره مورد ملاحظه قرار دادن
Other Matches
rethought
دوباره مورد تفکر قرار دادن
rethink
دوباره مورد تفکر قرار دادن
rethinks
دوباره مورد تفکر قرار دادن
rethinking
دوباره مورد تفکر قرار دادن
re lay
دوباره گذاردن یا قرار دادن
marginalised
مورد کمتوجهی قرار دادن
utilizes
مورد استفاده قرار دادن
to bring odium on
مورد نفرت قرار دادن
marginalises
مورد کمتوجهی قرار دادن
marginalising
مورد کمتوجهی قرار دادن
utilize
مورد استفاده قرار دادن
inveigh
مورد حمله قرار دادن
inveighed
مورد حمله قرار دادن
marginalized
مورد کمتوجهی قرار دادن
utilises
مورد استفاده قرار دادن
invading
مورد تجاوز قرار دادن
go for
مورد حمله قرار دادن
to assent
مورد موافقت قرار دادن
inveighs
مورد حمله قرار دادن
inveighing
مورد حمله قرار دادن
utilising
مورد استفاده قرار دادن
utilised
مورد استفاده قرار دادن
invaded
مورد تجاوز قرار دادن
invade
مورد تجاوز قرار دادن
take to task
مورد مواخذه قرار دادن
invades
مورد تجاوز قرار دادن
marginalizing
مورد کمتوجهی قرار دادن
marginalizes
مورد کمتوجهی قرار دادن
utilizing
مورد استفاده قرار دادن
marginalize
مورد کمتوجهی قرار دادن
ingratiation
مورد لطف وتوجه قرار دادن
ingratiates
مورد لطف و عنایت قرار دادن
pick to pieces
سخت مورد انتقاد قرار دادن
questions
مورد تردیدیا اعتراض قرار دادن
ingratiate
مورد لطف و عنایت قرار دادن
question
مورد تردیدیا اعتراض قرار دادن
ingratiated
مورد لطف و عنایت قرار دادن
questioned
مورد تردیدیا اعتراض قرار دادن
ingratiating
مورد لطف و عنایت قرار دادن
condemns
مورد اعتراض قرار دادن تخط ئه کردن
condemning
مورد اعتراض قرار دادن تخط ئه کردن
condemn
مورد اعتراض قرار دادن تخط ئه کردن
utilises
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilised
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilising
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizes
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
skim
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skims
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skimmed
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
noted
مورد ملاحظه
classifies
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
classify
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
classifying
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
revive
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
redintegrate
دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
rescheduled
دوباره قرار گذاشتن
reschedules
دوباره قرار گذاشتن
rescheduling
دوباره قرار گذاشتن
reschedule
دوباره قرار گذاشتن
reestablish
دوباره بر قرار یا تاسیس کردن
applique
مورد استفاده قرار گرفته
unquestioned
مورد بازپرسی قرار نگرفته
viewless
مورد نظر قرار نگرفته
to receive attantion
مورد توجه قرار گرفتن
postures
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
posture
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
posturing
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
postured
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
nursling
بچهای که مورد موافبت قرار میگیرد
I had no opportunity to discuss the matter .
فرصت نشد که موضوع را مورد بحث قرار بدهم
lionize
مورد توجه زیاد قرار گرفتن شیر کردن
tantalus
تانتالوس که مورد شکنجه شدید زاوش قرار گرفت
consented
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consent
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consenting
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consents
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
working section
قسمتی از تونل باد که مدل یاجسم مورد ازمایش در ان قرار میگیرد
letter de chancellerie
نامهای است که در مناسبات مهم جهانی مورد استفاده قرار می گیرد
store
ذخیره داده که بعداگ در صورت نیاز مورد استفاده قرار می گیرد
bridges
سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
bridged
سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
bridge
سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
storing
ذخیره داده که بعداگ در صورت نیاز مورد استفاده قرار می گیرد
thermate
نوعی ماده اتشزاست که در گلولههای اتشزا مورد استفاده قرار می گیرد و معمولا مخلوط اکسیداهن و الومینیم میباشد
straddle trench
خندق یا نوعی سنگر عمیق خطی کوتاه که معمولا برای تهیه مستراح اردوگاهی مورد استفاده قرار می گیرد
verbal note
شود مورد استفاده قرار می گیرد و گاهی نیز برای ان که خلاصهای از مذاکرات شفاهی در دست باشد تنظیم می گردد
She is a considerate (an inconsiderate ) person .
آدم با ملاحظه یی ( بی ملاحظه یی ) است
square away
سروسامان دادن به دردسترس قرار دادن
carpet beetle
نوعی سوسک که در حالت لارو حشره الیاف پشم را مورد تغذیه خود قرار داده و اصطلاحا باعث بیدزدگی فرش می شود
render
دوباره دادن
repiece
دوباره سر هم دادن
renders
دوباره دادن
rendered
دوباره دادن
carpet moth
بید فرش که خصوصا در جاهای تاریک و کم نور الیاف پشم فرش را مورد حمله قرار می دهد
Judge not , that ye be not judged.
<proverb>
قضاوت نکن ,تا مورد قضاوت قرار نگیرى.
engels law
ارتباط بین درامدو هزینههای مصرفی که اولین بار بوسیله امارشناس المانی قرن نوزدهم ارنست انگل مورد بررسی قرار گرفت
Tekke motife
نگاره تکه
[این نقش در فرش های ترکمن چه در ایران و چه در ترکمنستان مورد استفاده قرار می گیرد و بصورت هشت ضلعی کنگره ای می باشد.]
encourage
دوباره نیرو دادن
reorganises
دوباره سازمان دادن
embolden
دوباره نیرو دادن
regorge
دوباره قورت دادن
elate
دوباره نیرو دادن
countenance
[encourage]
دوباره نیرو دادن
reorganized
دوباره سازمان دادن
reanimate
دوباره نیرو دادن
hearten
دوباره نیرو دادن
reorganising
دوباره سازمان دادن
reorganizes
دوباره سازمان دادن
reorganizing
دوباره سازمان دادن
reorganize
دوباره سازمان دادن
rework
دوباره انجام دادن
reanimate
دوباره نیرو دادن
reassures
دوباره اطمینان دادن
reassured
دوباره اطمینان دادن
redeliver
دوباره تحویل دادن
reassure
دوباره اطمینان دادن
reorganised
دوباره سازمان دادن
reworks
دوباره انجام دادن
reorder
دوباره سفارش دادن
repeat
دوباره انجام دادن
redoing
دوباره انجام دادن
redone
دوباره انجام دادن
reworking
دوباره انجام دادن
reworked
دوباره انجام دادن
repeats
دوباره انجام دادن
redid
دوباره انجام دادن
redo
دوباره انجام دادن
redoes
دوباره انجام دادن
give evidence of
گواهی دادن در مورد
tanner
[پوست اصلاح شده توسط دباغ که گاه حاشیه فرش ها و یا در پشت فرش یا چرمسازی مورد استفاده قرار می گیرد.]
make over
انتقال دادن دوباره ساختن
reassure
دوباره قوت قلب دادن
reassures
دوباره قوت قلب دادن
reassured
دوباره قوت قلب دادن
to make over
انتقال دادن دوباره ساختن
to weigh in
[on something]
تذکر دادن
[در مورد چیزی]
objurgate
سخت مورد انتقادقرار دادن
pick up
<idiom>
ادامه دادن ،دوباره شروع کردن
aftercrop
حصاد دوم دوباره حاصل دادن
mathematical school
مکتبی که مسائل اقتصادی را از دیدگاه ریاضی مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد از جمله اقتصاددانان این مکتب میتوان از استانلی جونز و لئون والراس نام برد
chain stitch
گره یا کوک زنجیره ای جهت جلوگیری از باز شدن گلیم بافت و تزیین و یا کناره بافی و شیرازه بافی مورد استفاده قرار می گیرد
bounced
مورد توپ وتشرقرار دادن بیرون انداختن
bounces
مورد توپ وتشرقرار دادن بیرون انداختن
bounce
مورد توپ وتشرقرار دادن بیرون انداختن
civil reserve air fleet
گروه هواپیماهای احتیاط کشوری گروه هواپیماهای غیرنظامی که در موقع جنگ مورد استفاده قرار می گیرند
placements
قرار دادن
relative location
قرار دادن
placement
قرار دادن
lodges
قرار دادن
puts
قرار دادن
put
قرار دادن
located
قرار دادن
setting up
قرار دادن
locates
قرار دادن
sets
قرار دادن
locate
قرار دادن
putting
قرار دادن
lodged
قرار دادن
makes
قرار دادن
make
قرار دادن
superpose
قرار دادن
lodge
قرار دادن
rows
قرار دادن
rowed
قرار دادن
row
قرار دادن
posit
قرار دادن
locating
قرار دادن
settles
قرار دادن
set
قرار دادن
underexpose
قرار دادن
lays
قرار دادن
parks
قرار دادن
lay
قرار دادن
settle
قرار دادن
individuate
تک قرار دادن
packs
قرار دادن
pack
قرار دادن
parked
قرار دادن
park
قرار دادن
subjected
در معرض قرار دادن
place at disposal
در دسترس قرار دادن
set of the sails
قرار دادن بادبانها
oppressing
درمضیقه قرار دادن
models
نمونه قرار دادن
oppresses
درمضیقه قرار دادن
modelled
نمونه قرار دادن
colocate
درمجاورت هم قرار دادن
back up
پشت قرار دادن
colocate
در مجاور هم قرار دادن
collimate
موازی قرار دادن
compacted
تنگ هم قرار دادن
oppress
درمضیقه قرار دادن
pronate
دمر قرار دادن
prifixal
در جلوچیزی قرار دادن
prifix
در جلوچیزی قرار دادن
put to
در تنگنا قرار دادن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com