Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
double bogey
دوبار کسب امتیاز
Other Matches
it occurs twice a day
روزی دوبار رخ میدهد روزی دوبار اتفاق میافتد
point after touchdown
[یک امتیاز با گذراندن توپ بر فراز دروازه با ضربه پا پس از کسب شش امتیاز با رسیدن به پشت خط پایان]
overtime
وقت نامحدودپس از تساوی در امتیاز 41برای کسب دو امتیاز
handicaps
امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
handicap
امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
double
دوبار
tow
دوبار
tows
دوبار
doubled up
دوبار
twice
دوبار
doubled
دوبار
biyearly
سالی دوبار
semimonthly
ماهی دوبار
semi weekly
هفتهای دوبار
biweekly
هفتهای دوبار
reecho
دوبار منعکس شدن
relive
دوبار زندگی کردن
relived
دوبار زندگی کردن
relives
دوبار زندگی کردن
reliving
دوبار زندگی کردن
We've already been burglarized twice.
[خانه ]
ما را دوبار دزد زد.
doubled up
دوبار چرخش کامل ژیمناست
biannual
سالی دوبار دوسال یکبار
doubled
دوبار چرخش کامل ژیمناست
double
دوبار چرخش کامل ژیمناست
vellicate
دوبار دودفعه دو مرتبه دوبرابر
Once bitten,twice shy.
<proverb>
یک بار گزش ,دوبار ترس .
rugby point
امتیاز 3 یا 4 برای رساندن توپ به پشت خط پایان امتیاز 2 برای ضربه با پاوفرستان توپ از روی دروازه
handicap
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicaps
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
not up
توپ دوبار به زمین خورده دبل
pull bread
مغز نان تازه که دوبار به پزندتا سرخ شود
double
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
doubled up
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
doubled
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
badminton
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
coulomb's law
نیروی بین دوبار الکتریکی یا مغناطیسی باحاصل ضرب بارهای انهانسبت مستقیم و با مربع فاصله انها از هم نسبت عکس دارد
doubled up
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
double
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
scored
امتیاز
franchises
امتیاز
scorelines
خط امتیاز
scoreline
خط امتیاز
pre-eminence
امتیاز
advantage
امتیاز
score
امتیاز
act of grace
امتیاز
point
امتیاز
runs
یک امتیاز
licence
امتیاز
licences
امتیاز
licenses
امتیاز
franchise
امتیاز
francs
امتیاز
scores
امتیاز
prerogative
امتیاز
prerogatives
امتیاز
rectum
امتیاز
distinctions
امتیاز
distinction
امتیاز
prominence
امتیاز
rectums
امتیاز
ads
امتیاز
ad
امتیاز
franc
امتیاز
pas
امتیاز
scoreless
بی امتیاز
plus
امتیاز
credits
امتیاز
charter
امتیاز
leases
امتیاز
chartering
امتیاز
lease
امتیاز
concessions
امتیاز
concession
امتیاز
pre eminence
امتیاز
run
یک امتیاز
priviege
امتیاز
prominency
امتیاز
royalty
حق امتیاز
crediting
امتیاز
credited
امتیاز
upper hand
امتیاز
charters
امتیاز
privilege
امتیاز
exclusiveness
امتیاز
game bird
یک امتیاز
chartered
امتیاز
royalties
حق امتیاز
credit
امتیاز
decision
برنده با امتیاز
worst
امتیاز اوردن
law of advantage
قانون امتیاز
decisions
برنده با امتیاز
worst-
امتیاز اوردن
differentia
وجه امتیاز
set point
اخرین امتیاز
double figures
امتیاز دو رقمی
field privilege
امتیاز فیلد
game point
امتیاز پایانی
grantee
صاحب امتیاز
headstart
امتیاز در شروع
licence owner
صاحب امتیاز
loss on points
باخت با امتیاز
magna cum laude
با امتیاز زیاد
scoreless
بدون امتیاز
maritime lien
امتیاز دریایی
outpoint
برنده با امتیاز
perfect score
امتیاز کامل
score sheet
برگ امتیاز
concessioner
صاحب امتیاز
prerogative
حق یا امتیاز ویژه
prerogatives
حق یا امتیاز ویژه
insurance
امتیاز مطمئن
win on points
پیروزی با امتیاز
privileged
امتیاز دار
privileged
دارای امتیاز
awarding of points
امتیاز دادن
foot score line
خط امتیاز انتهایی
chalk up
کسب امتیاز
concession deed
امتیاز نامه
concessionary agreement
امتیاز نامه
concessionaire
صاحب امتیاز
concessionary
صاحب امتیاز
precedency
امتیاز سابقه
converts
امتیاز گرفتن
odder
امتیاز دادن
patent
امتیاز نامه
love
امتیاز صفر
match points
اخرین امتیاز
oddest
امتیاز دادن
ace
امتیاز سرویس
go-ahead
امتیاز برتر
loves
امتیاز صفر
precedence
امتیاز سابقه
patented
امتیاز نامه
loved
امتیاز صفر
aces
امتیاز سرویس
match point
اخرین امتیاز
convert
امتیاز گرفتن
converted
امتیاز گرفتن
converting
امتیاز گرفتن
patents
امتیاز نامه
patenting
امتیاز نامه
odd
امتیاز دادن
preferential
امتیاز دهنده
franchises
ازادی حق انتخاب امتیاز
deciding
امتیاز سرنوشت ساز
counting
تعداد امتیاز توپزن
franchise
ازادی حق انتخاب امتیاز
duckings
اخراج توپزن بی امتیاز
ahead
دارای امتیاز بیشتر
licensees
صاحب جواز یا امتیاز
licensee
صاحب جواز یا امتیاز
ducks
اخراج توپزن بی امتیاز
high run
حداکثر امتیاز در یک دوربیلیارد
ducked
اخراج توپزن بی امتیاز
duck
اخراج توپزن بی امتیاز
equaliser
امتیاز مساوی کننده
software license
امتیاز نرم افزار
set point
اخرین امتیاز بازی
bowling average
معدل امتیاز بازیگربولینگ
brassage
حق امتیاز سکه زدن
break one's duck
کسب نخستین امتیاز
draw first blood
کسب نخستین امتیاز
circuit clout
یک امتیاز با دویدن به پایگاه
handicap
امتیاز دادن اشکال
handicaps
امتیاز دادن اشکال
indult
اجازه نامه امتیاز
home whistle
امتیاز واقعی یا فرضی
bowled for a duck
باختن بازیگر بی امتیاز
ice
امتیاز سرنوشت ساز
service ace
امتیاز سرویس تنیس
in the hole
<idiom>
امتیاز پایین صفر
down
عقب افتادن در امتیاز
royal prerogative
حق امتیاز ویژه پادشاه
read write privilege
امتیاز خواندن- نوشتن
privileged
دارای امتیاز یا حق ویژه
point spread
امتیاز قابل انتظار
perfect game
باحداکثر 003 امتیاز
oddsmaker
تعیین کننده امتیاز
home court advantage
امتیاز بازی در خانه
wining by deukjoom
برد تکواندو با امتیاز
monopolize
امتیاز انحصاری گرفتن
monopolises
امتیاز انحصاری گرفتن
burn
امتیاز گرفتن از حریف
monopolizing
امتیاز انحصاری گرفتن
privilege
امتیاز مخصوصی اعطاکردن
patent
دارای حق امتیاز امتیازی
burns
امتیاز گرفتن از حریف
tallying
کسب یا ثبت امتیاز
decisions
برنده کشتی با امتیاز
monopolising
امتیاز انحصاری گرفتن
tally
کسب یا ثبت امتیاز
monopolised
امتیاز انحصاری گرفتن
tallies
کسب یا ثبت امتیاز
tallied
کسب یا ثبت امتیاز
monopolizes
امتیاز انحصاری گرفتن
monopolized
امتیاز انحصاری گرفتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com