English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
column binary دودویی ستونی
Other Matches
two's complement افزودن یک به متمم یک یک عدد دودویی , برای نمایش اعداد دودویی منفی
mask الگوی ارقام دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دودویی
masks الگوی ارقام دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دودویی
inverts تغییر تمام یکهای دودویی به صفر و صفرهای دودویی به یک
invert تغییر تمام یکهای دودویی به صفر و صفرهای دودویی به یک
inverting تغییر تمام یکهای دودویی به صفر و صفرهای دودویی به یک
dyadic operation عمل دودویی با استفاده از دو عملوند دودویی
bipolar روش ارسال که از سطح ولتاژهای متفاوت مثبت و منفی برای نمایش دودویی استفاده میکند و صفر دودویی در سطح صفر نمایش داده میشود
non return to zero سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
tristylous سه ستونی
perpendicular ستونی
monostyle یک ستونی
columnar ستونی
dyostyle دو ستونی
monostylous یک ستونی
ibm card کارت 08 ستونی
histogram نمودار ستونی
hexastyle ایوان شش ستونی
double column machine دستگاه دو ستونی
decastyle ایوان ده ستونی
columnar structure ساختمان ستونی
column indicator نشانگر ستونی
column chromatography کروماتوگرافی ستونی
column binary دودوئی ستونی
column action عمل ستونی
pentastyle پنج ستونی
trisyly ساختمان سه ستونی
trisyly وضع سه ستونی
column graph نمودار ستونی
dodecastyle دوازده ستونی
column major order بترتیب ستونی
octastyle ایوان هشت ستونی
double column miller دستگاه فرز دو ستونی
y punch سوراخ کارت ستونی .
column wise recalculation محاسبه مجدد ستونی
column text chart جدول متن ستونی
column screw press پرس پیچی ستونی
cora [سر ستونی در شکل زن جوان]
bar chart نمودار سطری یا ستونی
eighty column card کارت هشتاد ستونی
frequency histogram نمودار ستونی بسامد
caryatid ستونی که مجسمه زن باشد
peripteral بنای دور ستونی
post drilling machine دستگاه مته ستونی
stacked column graph نمودار ستونی انباشته
stacked column chart جدول ستونی انباشته
bar coding علامت گذاری ستونی
carolitic [ستونی با آرایش برگ دار]
carolytic [ستونی با آرایش برگ دار]
mixed column line graph نمودار ستونی- خطی ترکیبی
Giant Order شیوه غول ستونی [معماری]
henostyle [ستونی بین جرز درگاه]
telamon ستونی که مجسمه مرد باشد
mixed column line chart نمودار ستونی- خطی ترکیبی
linked pie/column graph نمودار گرد و ستونی پیوسته
knee and column milling machine دستگاه فرز زانویی و ستونی
pillar boxes صندوق پستی ستونی شکل
one hyndred percent column graph نمودار یکصد درصد ستونی
pillar box صندوق پستی ستونی شکل
four column friction screw press پرس اصطکاکی چهار ستونی
to put a notice up آگهیی را به تخته ای [ستونی] آویزان کردن
galley نمونه ستونی و صفحه بندی نشده مطالب چاپی
hydraulic ram تلمبه خودکاریکه در ان ستونی از اب فرو ریزد ونیروی ان ... دارد
galley proof نمونه ستونی مطالب چاپی که هنوز صفحه بندی نشده
meniscus سطح منحنی بالای ستونی ازمایع که میتواند محدب یامقعر باشد
puncheon ستونی کوتاه که بجای تحمل بار تیر در بین دو پایه بکارمیرود
two scale دودویی
binary دودویی
binary cell یاخته دودویی
binary cell سلول دودویی
binary chop جستجوی دودویی
pure binary دودویی محض
binary card کارت دودویی
binary arithmetic حساب دودویی
row binary دودویی سطری
bits رقم دودویی
binary code رمز دودویی
binary coded به رمز دودویی
binary counter شمارنده دودویی
binary variable متغیر دودویی
binary tree درخت دودویی
binary tape نوار دودویی
binary point ممیز دودویی
binary operation عمل دودویی
binary numeral رقم دودویی
binary number عدد دودویی
binary loader انباشتگر دودویی
binary digit رقم دودویی
binary deck دستینه دودویی
chinese binary دودویی چینی
bit رقم دودویی
heaps درخت دودویی
heaping درخت دودویی
heap درخت دودویی
sequence مجموعهای از ارقام دودویی
binary coded decimal دهدهی به رمز دودویی
binary number system سیستم عددنویسی دودویی
sequences مجموعهای از ارقام دودویی
binary notation نشان گذاری دودویی
complementing تبدیل یک عدد دودویی
complemented معکوس یک عدد دودویی
binary synchronous communication ارتباطات همزمان دودویی
row binary card کارت دودویی سطری
complement تبدیل یک عدد دودویی
complement معکوس یک عدد دودویی
complemented تبدیل یک عدد دودویی
complementing معکوس یک عدد دودویی
equivalent binary digits ارقام دودویی معادل
complements تبدیل یک عدد دودویی
one's complement معکوس یک عدد دودویی
equivalent binary digits ارقام دودویی هم ارز
binary arithmetic operation عملکرد ریاضی دودویی
complements معکوس یک عدد دودویی
invert تغییر اعداد در محیط دودویی
bisync synchronouscommunication binaryارتباطات همزمان دودویی
reflected binary code رمز دودویی منعکس شده
bsc SynchronousCommunication Binaryارتباطات هماهنگ دودویی
inverts تغییر اعداد در محیط دودویی
inverting تغییر اعداد در محیط دودویی
complemented رقم دودویی که مکمل شده است
complement رقم دودویی که مکمل شده است
complements رقم دودویی که مکمل شده است
packs دو رقم دهدهی با کد دودویی در یک کلمه کامپیوتری
complementing رقم دودویی که مکمل شده است
pack دو رقم دهدهی با کد دودویی در یک کلمه کامپیوتری
logic سیستم کاهش نتیجه از داده دودویی
Gigantic Order [شیوه ستون سازی توسکاری همراه با شیوه غول ستونی] [معماری]
one to zero ratio نرخ بین نوسان خروجی دودویی یک و صفر
ebcdic سیستم کد گذاری حروف دودویی هشت بیتی
double dabble روش تبدیل اعداد دودویی به معادل دهدهی
dibit عددی که از دو بیت دودویی تشکیل شده است
boolean operation جدول نمایش دو کلمه دودویی عملوند عمل و نتیجه
eight bit system بایتی که از هشت عدد دودویی تشکیل شده است
decoder نرم افزاری که دستورات کد ماشین را دودویی عمل میکند
symbolic دستوری که در قالب نشانهای است و نه به صورت اعداد دودویی
objected که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
objects که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
object که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
indirect objects که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
objecting که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
direct objects که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
bits کوچکترین واحد در نمایش اعداد دودویی که مقدار 0 یا 1 دارد
bit کوچکترین واحد در نمایش اعداد دودویی که مقدار 0 یا 1 دارد
symbolically دستوری که در قالب نشانهای است و نه به صورت اعداد دودویی
check یک بیت از کلمه دودویی که برای بررسی هر بیتی به کار می رود
checked یک بیت از کلمه دودویی که برای بررسی هر بیتی به کار می رود
American Standard Code for Information Interchange کدی که حروف الفبا عددی را به صورت کد دودویی بیان میکند
odd روش بررسی صحت و عدم خرابی داده دودویی ارسالی
odder روش بررسی صحت و عدم خرابی داده دودویی ارسالی
bcd نمایش ارقام دهدهی به صورت الگویی از چهار رقم دودویی
checks یک بیت از کلمه دودویی که برای بررسی هر بیتی به کار می رود
oddest روش بررسی صحت و عدم خرابی داده دودویی ارسالی
encoding ذخیره سازی سیگنالهای داده دودویی روی رسانه مغناطیسی
bipolar استفاده از سط وح ولتاژ مثبت و منفی برای نمایش اعداد دودویی
constant کد نمایش حروف که حاوی یک عدد ثابت دودویی در هر طول کلمه است
constants کد نمایش حروف که حاوی یک عدد ثابت دودویی در هر طول کلمه است
filters الگی اعداد دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دو دویی
filter الگی اعداد دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دو دویی
parity برای خطاها و اینکه داده دودویی ارسالی آسیب ندیده است
hex-column طرح ستونی شش وجهی [طرح سه ترنجی که بیشتر در قراچه آذربایجان و شیروان قفقاز بافته شده و متن اصلی آن را سه ترنج شش گوش در بر می گیرد.]
mos حافظه با وضعیت ثابت که از MOSFET برای ذخیره داده دودویی استفاده میکند
basic کد دودویی که مستقیماگ و فقط با استفاده از آدرس ها و مقادیر مطلق در CPU عمل میکند.
complements 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
basics کد دودویی که مستقیماگ و فقط با استفاده از آدرس ها و مقادیر مطلق در CPU عمل میکند.
complementing 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
complemented 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
complement 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
boolean operation کلمه دودویی که در آن هر بیت نشان دهنده درست یا نادرست است با استفاده از اعداد 0 و 1
even روش بررسی خطا که فقط اعداد دودویی زوج را در هر کلمه ارسال میکند
logic تخته مدار چاپ شده حاوی دروازههای منط قی دودویی و نه قط عات آنالوگ
one level address کد دودویی که مستقیما CPU را اجرا کند و فقط از مقادیر آدرس مطلق استفاده میکند.
telephone استفاده از مودم برای ارسال داده دودویی به صورت سیگنال صوتی روی خط تلفن
telephones استفاده از مودم برای ارسال داده دودویی به صورت سیگنال صوتی روی خط تلفن
odd سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
loader بخش کوچکی از کد برنامه که به برنامههای به صورت دودویی اجازه بار شدن در حافظه میدهد.
odder سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
telephoning استفاده از مودم برای ارسال داده دودویی به صورت سیگنال صوتی روی خط تلفن
oddest سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
telephoned استفاده از مودم برای ارسال داده دودویی به صورت سیگنال صوتی روی خط تلفن
decision مدار منط قی که روی داده دودویی کار میکند و خروجی طبق عمل خواهد بود
decisions مدار منط قی که روی داده دودویی کار میکند و خروجی طبق عمل خواهد بود
drills مته دستگاه مته ستونی
drilled مته دستگاه مته ستونی
drill مته دستگاه مته ستونی
excesses کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
actual address کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اعمال میشود و فقط از آدرس ها و مقادیر مطلق استفاده میکند.
parity سیسم برسی خطا که هر سری بیتهای ارسالی باید تعداد یکهای دودویی فرد داشته باشند
absolute address کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اجرا میشود و فقط به مقادیر و آدرسهای مطلق نیاز دارد.
specific code کد دودویی که مستقیماگ واحد پردازش مرکزی را هدایت می کنند و فقط از آدرس ها مقادیر مطلق استفاده میکند
parity سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای ارسالی باید تعداد یکهای دودویی زوج داشته باشند
excess کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
coincidence element مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
coincidence circuit مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
circuit مدار منط قی که روی ورودیهای دودویی برای تولید خروجی طبق مجموعه توابع سخت افزاری عملیات انجام میدهد
circuits مدار منط قی که روی ورودیهای دودویی برای تولید خروجی طبق مجموعه توابع سخت افزاری عملیات انجام میدهد
double column vertical boring mill ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
least significant bit رقم دودویی در سمت راست یک کلمه که کمترین توان کلمه را می گیرد.
unipolar که پاس ولتاژ مثبت و ولتاژ صفر با اعداد دودویی نشان داده می شوند
false 1-اشتباه نه درست و نه صحیح . 2-اصط لاح منط قی معادل دودویی مخالف درست
M out of N code هر حرف معتبر که طول 2 بیت دارد باید حاوی M بیت دودویی "یک " باشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com