English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
reest دود زدن ماهی و غیره پوسیدن
Other Matches
endless repeat [به هر نوع طرح بندی که کل متن فرش را تا ناحیه حاشیه پر نماید، اطلاق می شود. مثل طرح بته جقه، ماهی درهم، هراتی و غیره.]
decay پوسیدن
decayed پوسیدن
corrode پوسیدن
decaying پوسیدن
moulder پوسیدن
decays پوسیدن
corrodes پوسیدن
rot پوسیدن
rotted پوسیدن
corroded پوسیدن
rots پوسیدن
corroding پوسیدن
rotting پوسیدن
to rot off پوسیدن وافتادن
necrose فاسدکردن پوسیدن
pomfret یکجور ماهی خوراکی دراقیانوس هندو اقیانوس ارام ماهی سیم دریایی
sea horse موجود افسانهای که نصف بدنش اسب ونصف دیگرش ماهی بوده گراز ماهی
heck ماهی بند:بندی که ماهی رادررودخانه نگاه میدارد
putrefying پوسیدن فاسد شدن
putrefy پوسیدن فاسد شدن
to fog off دراثر رطوبت پوسیدن
putrefies پوسیدن فاسد شدن
to d. off ازرطوبت پوسیدن و افتادن
putrefied پوسیدن فاسد شدن
necrotize پوسیدن غانقرایایی شدن
escolar نوعی ماهی فلس دارخشن بنام لاتین ruvettuspretiosus که شبیه ماهی خال مخالی است
decay ضعیف شدن پوسیدن نقصان
decayed ضعیف شدن پوسیدن نقصان
decaying ضعیف شدن پوسیدن نقصان
decays ضعیف شدن پوسیدن نقصان
haddock ماهی روغن کوچک قسمی ماهی
guppy ماهی گول بچه زا ماهی ابنوس
guppies ماهی گول بچه زا ماهی ابنوس
mackerel ماهی خال مخالی ماهی اسقومری
fishes ماهی صید کردن ماهی گرفتن
fished ماهی صید کردن ماهی گرفتن
fish ماهی صید کردن ماهی گرفتن
grayfish نوعی ماهی روغن سگ ماهی
sea calf گوساله ماهی سگ ماهی
pickerel اردک ماهی کوچک گوشت اردک ماهی
grainer و غیره
whatnot غیره
etcetera و غیره
exoskeleton مو و غیره
collective goods پارک و غیره
fallow غیره مزروع
etc مخفف و غیره
queued صف اتوبوس و غیره
queueing صف اتوبوس و غیره
queues صف اتوبوس و غیره
track and field دیسک و غیره
queue صف اتوبوس و غیره
infrastucture راه اهن و غیره
to make out نوشتن [چک یا نسخه و غیره]
pitter-patter چک چک باران و غیره ضربان
odometer کیلومتر شماراتومبیل و غیره
to draw up نوشتن [چک یا نسخه و غیره]
niece دختربرادر یا خواهر و غیره
kymograph انقباض عضلات و غیره
pitter patter چک چک باران و غیره ضربان
nieces دختربرادر یا خواهر و غیره
smudgy پوشیده از کثافت یا گل و غیره
webby پر ازتار عنکبوت و غیره
smudgier پوشیده از کثافت یا گل و غیره
smudgiest پوشیده از کثافت یا گل و غیره
unexpected غیره مترقبه غیرمنتظره
teleost ماهی استخوانی وابسته به ماهی استخوانی
take-home pay مزد پس از کسر مالیات و غیره
Do not admit any outsiders. افراد غیره را راه ندهید
needling سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
eviscerate روده یا چشم و غیره رادراوردن
exofficio از لحاظ تصدی مقام و غیره
dTbGcles سقوط ناگهانی حکومت و غیره
clogging گرفتگی [سوراخ یا لوله و غیره ]
debacles سقوط ناگهانی حکومت و غیره
silo مخزن زیرزمینی غلات و غیره
needles سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
needled سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
needle سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
debacle سقوط ناگهانی حکومت و غیره
whippletree تیر مال بنددرشکه و غیره
wheal ورم جای شلاق و غیره
ushering راهنمایا کنترل سینماو غیره
bake پختن [نان و کیک غیره]
inner tubes لاستیک تویی اتومبیل و غیره
ushers راهنمایا کنترل سینماو غیره
upholsterer خیاط رومبلی و پرده و غیره
inner tube لاستیک تویی اتومبیل و غیره
venom زهر مار و عقرب و غیره
dials گرفتن تلفن یارادیو و غیره
usher راهنمایا کنترل سینماو غیره
ushered راهنمایا کنترل سینماو غیره
keratosis شاخی شدن پوست و غیره
dialled گرفتن تلفن یارادیو و غیره
dialed گرفتن تلفن یارادیو و غیره
dial گرفتن تلفن یارادیو و غیره
wheeler-dealer دست اندرکار معاملات سیاسی و غیره
wheeler-dealers دست اندرکار معاملات سیاسی و غیره
battering ram میله مخصوص شکستن دروازه ها و غیره
wreckage piece تکه کالای بازیافتی از کشتی و غیره
emergence امر فوق العاده و غیره منتظره
battering rams میله مخصوص شکستن دروازه ها و غیره
malfunction [ اندام یا ماشین و غیره ] درست کار نکردن
played نواختن ساز و غیره سرگرمی مخصوص
playing نواختن ساز و غیره سرگرمی مخصوص
plays نواختن ساز و غیره سرگرمی مخصوص
gigot ران گوسفند و غیره که پخته باشد
emergencies امر فوق العاده و غیره منتظره
veneer چوب مخصوص روکش مبل و غیره
depigmentation کاهش رنگ دانه درپوست و غیره
deferred maintenance قصور و تاخیر در تعمیرماشین الات و غیره
grillage زمینه و طرح مشبک توری و غیره
subsidized accommodation منزل با کمک هزینه [کرایه و غیره]
play نواختن ساز و غیره سرگرمی مخصوص
goodies چیز خوردنی مغز گردو و غیره
goody چیز خوردنی مغز گردو و غیره
plating روکشی با سیم و زر و غیره ابکاری فلزی
rack روی چنگک گذاردن لباس و غیره
racked روی چنگک گذاردن لباس و غیره
racks روی چنگک گذاردن لباس و غیره
wracked روی چنگک گذاردن لباس و غیره
wracks روی چنگک گذاردن لباس و غیره
emergency امر فوق العاده و غیره منتظره
ghosts چون روح بر خانه ها و غیره سرزدن
ghost چون روح بر خانه ها و غیره سرزدن
nutshell پوست فندق و بادام و غیره مختصرا
canvasser پروپاکاندچی انتخابات و غیره رای جمع کن
cellulose الیاف سلولز [در پنبه کنف و غیره]
main motion [at a party conference etc.] دادخواست اصلی [در همایش حزبی و غیره]
vol-au-vents نان پر شده از گوشت مرغ و غیره
blimey حرف ندا به نشان تعجب و غیره
vol-au-vent نان پر شده از گوشت مرغ و غیره
gauge ضخامت ورق فلزی یاقطر سیم و غیره
gauges ضخامت ورق فلزی یاقطر سیم و غیره
panel truck یک نوع خودرو برای حمل بیسیم و غیره
pocket money . پول تو جیبی ( مقرری روزانه ؟ هفتگه یا غیره )
golly حرف ندا برای بیان تعجب و غیره
wreck لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
wrecking لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
gangplanks سکوب قابل حمل ونقل کشتی و غیره
unlace بند کفش و غیره را باز کردن گشودن
gangplank سکوب قابل حمل ونقل کشتی و غیره
wrecks لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
gollies حرف ندا برای بیان تعجب و غیره
beat around the bush <idiom> غیره مستقیم وبا طفره صحبت کردن
gauged ضخامت ورق فلزی یاقطر سیم و غیره
to fall over [computer, programme, ...] [موقتا] کار نکردن [دستگاهی یا برنامه ای و غیره]
precipitation نزولات اسمانی مانند برف تگرگ و غیره
reference کتاب مخصوص مراجعات علمی وادبی و غیره
references کتاب مخصوص مراجعات علمی وادبی و غیره
breadstuff مواد نان مانند گندم و ارد و غیره
base complex مجتمع پایگاه هوایی یا دریایی یا زمینی و غیره
to go clubbing به باشگاه [های] شب رفتن [برای رقص و غیره]
coupe کوپه یا اطاق داخل ترن ودلیجان و غیره
acrasy بی اعتدالی در مصرف مشروبات الکلی و غیره شدت
masonary مصالح ساختمانی مانند اجر سیمان و غیره
to be on the razzle حسابی جشن گرفتن [با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
glomerule خوشه متراکم ازمویرگهای کوچک و بافتهای حیوانی و غیره
spike [in a curve/development etc.] پالس بسیار بلند و ناگهانی [در نمودار تکاملی و غیره]
roadwork تمرین عملی برای مسابقات مشت زنی و غیره
bank holiday هر یک از تعطیلات رسمی که در آن مدارس و بانکها و غیره تعطیل هستند
relay دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
to have a spree حسابی جشن گرفتن [با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
snub جلوگیری از حرکت طناب باپیچاندن دور تیر و غیره
snubbed جلوگیری از حرکت طناب باپیچاندن دور تیر و غیره
snubbing جلوگیری از حرکت طناب باپیچاندن دور تیر و غیره
snubs جلوگیری از حرکت طناب باپیچاندن دور تیر و غیره
relays دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
to have a binge حسابی جشن گرفتن [با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
reservations رزرو کردن صندلی یااتاق در مهمانخانه و غیره کتمان
reservation رزرو کردن صندلی یااتاق در مهمانخانه و غیره کتمان
relayed دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
dilly وسائط نقلیه مختلف از قبیل ارابه و کامیون و غیره
channel هرگونه نقل وانتقال چیز یااندیشه ونظر و غیره
channels هرگونه نقل وانتقال چیز یااندیشه ونظر و غیره
yarn sorting دسته بندی نخ [بر اساس ظرافت، نمره نخ، جنس و غیره]
channelled هرگونه نقل وانتقال چیز یااندیشه ونظر و غیره
moustache رد نوشیدنی روی لب بالایی [مانند شیر یا آبجو و غیره]
channeling هرگونه نقل وانتقال چیز یااندیشه ونظر و غیره
channeled هرگونه نقل وانتقال چیز یااندیشه ونظر و غیره
Hungarian Activism [جنبشی مربوط به عقاید سازندگی گرایی، کوبیستم و غیره]
anti :پیشوندهاییست بمعنی >ضد< و>مخالف < و >درعوض < و>بجای < و غیره مثل :NTIchrist A
anth :پیشوندهاییست بمعنی >ضد<و >مخالف < و >درعوض <و>بجای < و غیره مثل :ANTIchrist
grafts پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
holdovers شخص یا چیزی که پس از انقضای مدت خدمت و غیره باز هم میماند
blancmanges دسر حاوی نشاسته و شیر و غیره که ژلاتین مانند است
holdover شخص یا چیزی که پس از انقضای مدت خدمت و غیره باز هم میماند
to be unable to hold a candle to somebody <idiom> در برابر کسی پائین رتبه بودن [در توانایی یا مهارت و غیره]
blancmange دسر حاوی نشاسته و شیر و غیره که ژلاتین مانند است
accretion هر تجمع لای شن ماسه و غیره که بوسیله جریان آب ایجاد شود
accessorize اضافه کردن وسایل جانبی و تزئینات به لباس و اتاق و غیره
graft پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
grafted پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
overexpose بیش از اندازه لازم در معرض نورو غیره قرار دادن
chambranle [قاب تزئینی دور دریچه هایی مانند درها، شومینه و غیره]
whaleboat قایق موتوری یا پارویی درازو باریک مخصوص صید نهنگ و غیره
So much for that. <idiom> اینقدر [کار یا صحبت و غیره ] کافی است درباره اش. [اصطلاح روزمره]
accessory objects لوازم اضافی جهت زینت بخشیدن به بافت مثل مروارید و پولک و غیره
slush fund بودجه یا پولیکه برای رشوه دادن یا تطمیع و غیره کنار گذاشته میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com