English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 157 (8 milliseconds)
English Persian
beyond the pale <idiom> دوراز انتظار
Other Matches
One mustn't sk apple trees for oranges, France for sun, women for love, life for happiness. نباید از درخت پرتقال انتظار سیب، از فرانسه انتظار آفتاب، از زنان انتظار عشق و از زندگی انتظار شادی داشت.
attend انتظار کشیدن انتظار داشتن
attending انتظار کشیدن انتظار داشتن
attends انتظار کشیدن انتظار داشتن
holding position وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
off the trail دوراز خط
far دوراز
out of harm's way دوراز اسیب
not ahunderd mails flom نه چندان دوراز
away دوراز خارج
waiting position ایستگاه انتظار قایقهای گشتی سریع السیر حالت انتظار یااماده باش قایقهای گشتی
off shore fisheries شیلات دوراز کرانه
under hatches زیر عرشه دوراز نظر مرده
outside منطقه دوراز محدوده پرتاب ازاد
outsides منطقه دوراز محدوده پرتاب ازاد
wide تیر دوراز هدف خارج از مسیر مسابقه
wider تیر دوراز هدف خارج از مسیر مسابقه
backwoods اراضی جنگلی دوراز شهر جنگلهای دورافتاده
widest تیر دوراز هدف خارج از مسیر مسابقه
ab پیشوند لاتین بمعنی >دوراز< و>از< و >جدایی < و >غیر<مانند ABuse و ABaxial
pinion قسمت دوراز مرکز بال پرنده بال
pinions قسمت دوراز مرکز بال پرنده بال
pinioning قسمت دوراز مرکز بال پرنده بال
ready line خط انتظار
expectance انتظار
expectations انتظار
expectation انتظار
prospected انتظار
prospects انتظار
prospecting انتظار
expectantly با انتظار
anticipation انتظار
expectancy انتظار
prospect انتظار
expectancy chart نمودار انتظار
expectancy table جدول انتظار
error of expectation خطای انتظار
expectative مورد انتظار
ante-chamber اتاق انتظار
anticipative درحالت انتظار
probable <adj.> انتظار می رود
anticipated <adj.> انتظار می رود
estimated <adj.> انتظار می رود
expected <adj.> انتظار می رود
presumable <adj.> انتظار می رود
cooling period زمان انتظار
aspiration level سطح انتظار
half pay حق انتظار خدمت
in the cards <idiom> انتظار داشتن
to my great surprise برخلاف انتظار من
wait state حالت انتظار
wait state وضعیت انتظار
wait time زمان انتظار
waiting room اطاق انتظار
waiting time زمان انتظار
waiting-room اتاق انتظار
in prospect انتظار داشته
in prospective انتظار داشته
inopinate انتظار نداشته
reception rooms اتاق انتظار
redezvous محل انتظار
rendezvous area موضع انتظار
reception room اتاق انتظار
ante-rooms اطاق انتظار
standbys حالت انتظار
waiting-rooms اطاق انتظار
standby حالت انتظار
bide در انتظار ماندن
waiting-room اطاق انتظار
anticipatory در حال انتظار
waiting lists لیست انتظار
waiting list لیست انتظار
anteroom اطاق انتظار
lobbied سالن انتظار
anterooms اطاق انتظار
lobby سالن انتظار
lobbies سالن انتظار
to look forward to انتظار داشتن
tempo stroll variation واریاسیون صبر و انتظار
suit up ذخیره در انتظار بازی
sales expectations فروش مورد انتظار
one anxious week of waiting یک هفته انتظار با نگرانی
point spread امتیاز قابل انتظار
anticipated price قیمت مورد انتظار
to look forward to something انتظار چیزی را داشتن
in prospect مورد انتظار [در برنامه ]
on deck در انتظار نوبت شنا
likly انتظار داشتنی مناسب
nonpay status حالت انتظار خدمتی
expected value ارزش مورد انتظار
expected price قیمت مورد انتظار
expected frequency فراوانی مورد انتظار
intended saving پس انداز مورد انتظار
look forward انتظار چیزی را داشتن
anticipated profit سود مورد انتظار
means end expectation انتظار وسیله- هدف
anticipated inflation تورم مورد انتظار
beyond one's expectation مافوق انتظار کسی
par for the course <idiom> تنها چیزیکه انتظار داشته
to have arrived [expected moment] رسیدن [به زمان انتظار رفته]
profiteers فردیکه انتظار سودزیاد دارد
waits انتظار کشیدن معطل شدن
waited انتظار کشیدن معطل شدن
fractional antedating goal response خرده پاسخ انتظار هدف
awaiting aircraft availability زمان انتظار درخط تعمیر
awaits منتظر شدن انتظار داشتن
product life expectancy عمر مورد انتظار محصول
to look forward expectantly to the future با انتظار به آینده نگاه کردن
wait انتظار کشیدن معطل شدن
promise نوید انتظار وعده دادن
speculate انتظار سودو زیاد داشتن
profiteer فردیکه انتظار سودزیاد دارد
speculates انتظار سودو زیاد داشتن
intended investment سرمایه گذاری مورد انتظار
speculating انتظار سودو زیاد داشتن
expects انتظار داشتن منتظر بودن
expecting انتظار داشتن منتظر بودن
expected انتظار داشتن منتظر بودن
expect انتظار داشتن منتظر بودن
promises نوید انتظار وعده دادن
speculated انتظار سودو زیاد داشتن
await منتظر شدن انتظار داشتن
awaited منتظر شدن انتظار داشتن
awaiting منتظر شدن انتظار داشتن
hold forth پیشنهاد کردن انتظار داشتن
I look forward to receiving your reply. من در انتظار دریافت پاسخ شما هستم.
a further 50 are in prospect ۵۰ تای دیگر مورد انتظار هستند
cabstand [American E] توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
taxi rank [British E] توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
taxi stand توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
envisage انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
envisaged انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
envisages انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
queuing theory نظریه خط انتظار نوبت درتحقیق عملیات
envisaging انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
central tendency احتمال مطابقت داده با مقادیرمورد انتظار
lounger کسیکه در نیمکت یا در سالن انتظار استراحت میکند
ready cap حالت انتظار هواپیمای جنگنده برای پرواز
deliver the goods <idiom> موفق درانجام کاری که خوب انتظار میرود
get away with murder <idiom> انجام کاری خیلی بد بدون انتظار تنبیه را داشتن
Perhaps you are waiting for the plums fall into your mouth. لابد انتظار داری که لقمه را بجوند ودهانت بگذارند
immediate پردازش داده پس از ایجاد آن و نه انتظار برای پاس ساعت یا زمان سنگرون
hangs قرار گرفتن گوی گلف در سرازیری دویدن اهسته تر از حد انتظار اسب اویزان
hang قرار گرفتن گوی گلف در سرازیری دویدن اهسته تر از حد انتظار اسب اویزان
Those who play with edged tools must expect to be . <proverb> کسى نه با وسائل تیز بازى مى کند باید انتظار بریده شدن دستش را داشته باشد .
mttr متوسط زمانی که انتظار می رود برای تشخیص و تصحیح یک خطا در سیستم کامپیوتری لازم باشدRepair To Time ean
HE that lies down with dogs must expect to rise with fleas.. <proverb> کسى که با سگها بخوابد بایستى انتظار آن را هم داشته باشد که با یشرات برخیزد.(پسر نوی با بدان بنشست ,خاندان نبوتش گم شد).
ring سیستم کامپیوتر راه دور که کاربر به تلفن آن یک بار تماس می گیرد و امکان شماره گیری , قط ع تماس ,انتظار و سپس بماس مجدد دارد.
hopes انتظار داشتن ارزو داشتن
hoped انتظار داشتن ارزو داشتن
hope انتظار داشتن ارزو داشتن
hoping انتظار داشتن ارزو داشتن
holding point نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
zero wait state که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
goldie علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
von neuman morgensterm utility index شاخص مطلوبیت ون نیومن مورگن استرن منظورشاخص عددی برای مطلوبیت مورد انتظار استکه دروضعیت ریسک و نامطمئنی ازاین شاخص استفاده میشود .ازنظر ریاضی این شاخص درحقیقت امید ریاضی مژلوبیت کل است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com