English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 194 (3 milliseconds)
English Persian
gun sight دوربین توپ
Search result with all words
panorama منافر مختلفی که پی در پی پشت شهرفرنگ یا دوربین ازنظر بگذرد
panoramas منافر مختلفی که پی در پی پشت شهرفرنگ یا دوربین ازنظر بگذرد
power درشت نمایی قدرت دوربین
powered درشت نمایی قدرت دوربین
powering درشت نمایی قدرت دوربین
powers درشت نمایی قدرت دوربین
telescope دوربین نجومی
telescope دوربین
telescopes دوربین نجومی
telescopes دوربین
optician عینک فروش دوربین ساز
optician دوربین فروش
opticians عینک فروش دوربین ساز
opticians دوربین فروش
far sighted دوربین
far-sighted دوربین
pattern الگوریتم ها یا توابع برنامه که می توانند یک شکل را از دوربین ویدیو و.. تشخیص دهند
patterns الگوریتم ها یا توابع برنامه که می توانند یک شکل را از دوربین ویدیو و.. تشخیص دهند
zoom lens عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
zoom lenses عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
glass ایینه شیشه دوربین
glass دستگاه ارتفاع سنج دوربین
sight دوربین دیدن
sight دوربین نشانه روی
sights دوربین دیدن
sights دوربین نشانه روی
instrument وسیله دوربین یا زاویه یاب
sighting دیدن از داخل دوربین
sightings دیدن از داخل دوربین
camera دوربین یا جعبه عکاسی
camera دوربین
cameras دوربین یا جعبه عکاسی
cameras دوربین
periscope دوربین زیر دریایی مخصوص مشاهده اشیاء روی سطح اب
periscopes دوربین زیر دریایی مخصوص مشاهده اشیاء روی سطح اب
tip در عکاسی هوایی چرخش دوربین حول محور افقی هواپیما
tipping در عکاسی هوایی چرخش دوربین حول محور افقی هواپیما
trick درجه بندی عدسی دوربین
tricked درجه بندی عدسی دوربین
tricking درجه بندی عدسی دوربین
panoramic دوربین منظره نما یا افق نمادر عکاسی
lens عدسی دوربین
theodolite دوربین مهندسی زاویه سنج طول یاب
theodolite دوربین اپتیکی برای اندازه گیری زوایای قائم یا افقی
theodolites دوربین مهندسی زاویه سنج طول یاب
theodolites دوربین اپتیکی برای اندازه گیری زوایای قائم یا افقی
telescopic دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
air cartographic camera دوربین عکس برداری هوایی
air survey camera دوربین عکسبرداری هوایی
angle of view زاویه رویت دوربین عکاسی میدان دید دوربین
angular velocity bombsight دوربین سنجش زاویه رهایی بمب
angular velocity sight زمان سنج رهایی بمب دوربین زمان سنج زاویه رهایی بمب
binocular دوربین دوچشمی
binocular دوربین
binocular دوربین دو چشم
boresight محوریابی لوله توپ وسیله محوریابی دوربین محوریابی
camera axis محور دوربین عکاسی
camera cycling rate نواخت باز و بسته شدن دیافراگم دوربین دوره تناوب عکاسی
camera magazine کاست فیلم دوربین
camera nadir خط لولای دوربین
camera nadir محورلولایی دوربین عکاسی
camera station ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
camera tube دوربین تلویزیونی
pickup tube دوربین تلویزیونی
television camera tube دوربین تلویزیونی
camera window دریچه دیافراگم دوربین
coarse setting تنظیمات دقیق دوربین یازاویه یاب بستن تنظیمات جزیی به زاویه یاب
coarse sight دوربین یدکی
collimating sight دوربین نشانه روی لوله توپ به هدف دوربین منطبق کننده لوله و هدف
colminator دوربین شاخص توپ
color camera دوربین رنگی
computing gunsight دوربین محاسب توپ
computing gunsight دوربین محاسب عناصر تیر
computing sight دوربین محاسب
continuous strip camera دوربین عکسبرداری به طریق نوار مداوم
crab angle زاویه بین مسیر حرکت هواپیما و محور دوربین عکاسی
cross hair تار موی وسط دوربین
cross hair خط داخل دوربین
cross line بعلاوه داخل دوربین خط تار موی دوربین
director sight دوربین هادی
drawtube لوله دوربین
drawtube دیدگاه میکرسکوپ یا دوربین
dumpy level تراز دوربین دار
dynameter اسباب سنجش قوه دوربین
elbow telescope دوربین بازویی
electron camera دوربین الکترونی
eye piece عدسی سر دوربین
eyeglass شیشهء دوربین یاذره بین
far seeing دوربین
field glass دوربین صحرایی
field glass عدسی درونی دوربین یاذره بین
field of view حدود دید یک دوربین شبیه سازی شده
fixed reticle عدسی ثابت دوربین
flash bulb فلاش دوربین عکاسی
floating reticle تار موی مواج زاویه یاب یا دوربین
focal length فاصله کانونی دوربین یاعدسی
helioscope دوربین افتاب بینی خورشیدبین
hyperfocal distance مسافت بین عدسی دوربین تانزدیکترین اشیاء میدان تصویردوربین وقتی که دوربین روی فاصله بینهایت تنظیم شود
hypermetrope ادم دوربین
hyperope مبتلا به مرض دوربینی شخص دوربین
Other Matches
sniper scope دوربین تیراندازی بوسیله تیراندازان ماهر دوربین مادون قرمز دیدبانی در شب
infinity method روش موازی کردن دو خط تارموی دوربین تنظیم دوربین در بینهایت
synchroscope دوربین کنترل اتش خودکارپدافند هوایی دوربین دستگاه توزیع اتش خودکار
lens distortion خطای عدسی دوربین عکاسی انحراف عدسی دوربین عکاسی
presbyopic دوربین
the penetration of a telescope دوربین
opera glasses دوربین
night glass دوربین شب
longsighted دوربین
long sighted دوربین
miniature camera دوربین مینیاتوری
reticle عدسی دوربین
reflex sight دوربین منشوری
closed-circuit camera دوربین نظارت
kodak دوربین عکاسی
metascope دوربین تک چشمی
spyglass دوربین کوچک
CCTV camera دوربین نظارت
observation camera دوربین نظارت
security camera دوربین نظارت
surveillance camera دوربین نظارت
CCTV camera دوربین امنیتی
observation camera دوربین امنیتی
security camera دوربین امنیتی
surveillance camera دوربین امنیتی
telescopy فن استعمال دوربین
the penetration of a telescope قوه دوربین
theodo;ite دوربین مهندسی
vial حباب دوربین
box camera دوربین قوطی
box cameras دوربین قوطی
camera-shy بیزار از دوربین
closed-circuit camera دوربین امنیتی
tachometric sight دوربین مسافت یاب
tachometric sight دوربین مسافت سنج
tachymeter دوربین مسافت یاب
vidicon لوله دوربین عکاسی
tacheometer دوربین نقشه برداری
spotting scope دوربین روی سه پایه
opera glass دوربین مخصوص اپرا
telescopic alidade عضاده دوربین دار
reticle شبکه دوربین نجومی
reticle تار موی دوربین
riflescope دوربین روی تفنگ
snooper scope دوربین تعقیب و دیدبانی
closed-circuit camera دوربین مدار بسته
surveillance camera دوربین مدار بسته
security camera دوربین مدار بسته
observation camera دوربین مدار بسته
CCTV camera دوربین مدار بسته
iris دیافراگم [دوربین عکاسی]
(iris) diaphragm دیافراگم [دوربین عکاسی]
minicam دوربین خیلی کوچک
macrometer دوربین مسافت سنج
line of collimation خط تنظیم عدسی دوربین
infrared viewer دوربین دیدبانی شبانه
infrared viewer دوربین مادون قرمز
miniature camera دوربین تصاویر کوچک
isocentre خط المرکزین دوربین عکاسی
minicamera دوربین خیلی کوچک
telescopic alidade سمت گیر دوربین دار
tachymeter دوربین پیمایش بلندی یا فاصله
image camera tube لامپ تصویر میانی دوربین
camcorder دوربین فیلمبرداری ویدیو و تلویزیون
camcorders دوربین فیلمبرداری ویدیو و تلویزیون
sighting device دوربین دستگاه نشانه روی
reticle میدان دید داخل دوربین
photoheliograph دوربین مخصوص عکسبرداری از خورشید
sniperscope دوربین مخصوص هدف گیری دشمن
snooperscope دوربین مخصوص هدف گیری دشمن
sound camera دوربین فیلمبرداری مجهزبدستگاه ضبط صوت
synchronous sight دوربین نافم سیستم پرتاب بمب
phototelescope دوربین عکس برداری ار کرههای اسمانی
telecamera دوربین مخصوص عکاسی ازفواصل دور
race glass دوربین ویژه برای تماشای مسابقه
tribrach گهواره نصب دوربین نقشه برداری
time exposure مدت بازماندن دیافراگم دوربین عکاسی
starlight scope دوربین دید شبانه با استفاده از نور ستارگان
object glass عدسی دوربین یاریزبین که نزدیک تراست بچیزی که میخواهندببند
z correction تصحیح انحراف محور قائم دوربین در عکس هوایی
reticle تار موئینی که در دوربین نقشه برداری وجود دارد
plumb point نقطه شاغولی دوربین هواپیمادر لحظه عکس برداری
box camera دوربین عکاسی ساده و جعبه مانند که دستگاه میزان ندارد
pantoscope دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردوازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
box cameras دوربین عکاسی ساده و جعبه مانند که دستگاه میزان ندارد
panoramic camera دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردو ازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
panopticon نمایشگاه کالای گوناگون اسبابی که دوربین و ریزبین هردودران جمع میشود
target selector دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
kinematograph دستگاه سینما دوربین سینما
presbyope شخص پیرچشم شخص دوربین
presbyopia شخص پیرچشم شخص دوربین
stereoscope جهان نما دوربین یا عینک برجسته نما مبحث اشکال برجسته
sight alinement تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com