Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
phototelescope
دوربین عکس برداری ار کرههای اسمانی
Other Matches
tacheometer
دوربین نقشه برداری
air cartographic camera
دوربین عکس برداری هوایی
tribrach
گهواره نصب دوربین نقشه برداری
reticle
تار موئینی که در دوربین نقشه برداری وجود دارد
plumb point
نقطه شاغولی دوربین هواپیمادر لحظه عکس برداری
sniper scope
دوربین تیراندازی بوسیله تیراندازان ماهر دوربین مادون قرمز دیدبانی در شب
infinity method
روش موازی کردن دو خط تارموی دوربین تنظیم دوربین در بینهایت
angle of view
زاویه رویت دوربین عکاسی میدان دید دوربین
cross line
بعلاوه داخل دوربین خط تار موی دوربین
hyperfocal distance
مسافت بین عدسی دوربین تانزدیکترین اشیاء میدان تصویردوربین وقتی که دوربین روی فاصله بینهایت تنظیم شود
synchroscope
دوربین کنترل اتش خودکارپدافند هوایی دوربین دستگاه توزیع اتش خودکار
xerographic
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerography
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
luminaries
جرم اسمانی جرم نورافکن اسمانی
luminary
جرم اسمانی جرم نورافکن اسمانی
stenciled
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencils
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencil
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
hectograph
ماشین کپیه برداری یارونوشت برداری
collimating sight
دوربین نشانه روی لوله توپ به هدف دوربین منطبق کننده لوله و هدف
lens distortion
خطای عدسی دوربین عکاسی انحراف عدسی دوربین عکاسی
spheric
اسمانی
empyreal
اسمانی
olympiad
اسمانی
celestial
اسمانی
etherean
اسمانی
supernal
اسمانی
sky blue
اسمانی
skiey
اسمانی
skyey
اسمانی
heavenly
اسمانی
heaven born
اسمانی
heavenliness
اسمانی
geodesy
نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
bolide
سنگ اسمانی
meteorites
سنگ اسمانی
manna
مائده اسمانی
ethereal
لطف اسمانی
poles of the universe
قطبهای اسمانی
bolid
سنگ اسمانی
supramundane
اسمانی علوی
meteoroid
سنگ اسمانی
meteorites
سنگهای اسمانی
celestrial body
جسم اسمانی
celestrial bodies
اجرام اسمانی
celestial machine
مکانیک اسمانی
celestial equator
استوای اسمانی
celectial poles
قطبهای اسمانی
meteorite
سنگهای اسمانی
sky wave
امواج اسمانی
celeste
ابی اسمانی
aerolite or lith
سنگ اسمانی
heavenly body
جسم اسمانی
angelic or ical
فرشته خو اسمانی
rhenish wine
شراب اسمانی
d. insiration
الهام اسمانی
heavenly bodies
اجرام اسمانی
meteorite
سنگ اسمانی
fireball
سنگ اسمانی بزرگ
meteorites
سنگ اسمانی اسمانسنگ
heaven born
خدایی اسمانی نژاد
meteorite
سنگ اسمانی اسمانسنگ
celestial meridian
نصف النهار اسمانی
fireballs
سنگ اسمانی بزرگ
meteorite or rolite
سنگ اسمانی شخانه
empyrean
کره اتش اسمانی
common control
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
scriptures
تورات وانجیل کتاب اسمانی
heavenly body
جرم اسمانی جسم سماوی
scripture
تورات وانجیل کتاب اسمانی
celestrial body
جسم سماوی جرم اسمانی
meteors
تیر شهاب سنگ اسمانی
meteor
تیر شهاب سنگ اسمانی
micrometeorite
سنگ اسمانی خیلی ریز
schematism
تلفیق واجتماع اجرام اسمانی
geodetic datum
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
cherubs
فرشتگان اسمانی بصورت بچه بالدار
cherub
فرشتگان اسمانی بصورت بچه بالدار
planetesimal
اجرام کوچک وبی شمار اسمانی
cherubim
فرشتگان اسمانی بصورت بچه بالدار
asteroids
سیارات صغارمابین مریخ و مشتری شهاب اسمانی
precipitation
نزولات اسمانی مانند برف تگرگ و غیره
asteroid
سیارات صغارمابین مریخ و مشتری شهاب اسمانی
gloriole
تاج اسمانی که نصیب نفس کشندگان میشود
constellatory
وابسته بصورت اسمانی-مانند صورت فلکی
heliometry
پیمایش قوسهای اسمانی یافاصلههای ستارگان قطرپیمایی خورشید
bench mark
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
dosimeter
وسیله اندازه گیری اشعه ماوراء بنفش در تابشهای خورشیدی و اسمانی
trig list
لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
erastianism
سیستم فکری که وجود هرنوع منشاء الهی و اسمانی رابرای سلطنت و کلیسا نفی میکند
far sighted
دوربین
cameras
دوربین
far-sighted
دوربین
camera
دوربین
presbyopic
دوربین
longsighted
دوربین
opera glasses
دوربین
far seeing
دوربین
long sighted
دوربین
binocular
دوربین
telescope
دوربین
the penetration of a telescope
دوربین
night glass
دوربین شب
telescopes
دوربین
sight
دوربین دیدن
sights
دوربین دیدن
box cameras
دوربین قوطی
camera-shy
بیزار از دوربین
miniature camera
دوربین مینیاتوری
computing sight
دوربین محاسب
metascope
دوربین تک چشمی
box camera
دوربین قوطی
reflex sight
دوربین منشوری
cross hair
خط داخل دوربین
theodo;ite
دوربین مهندسی
camera tube
دوربین تلویزیونی
the penetration of a telescope
قوه دوربین
telescopy
فن استعمال دوربین
binocular
دوربین دوچشمی
binocular
دوربین دو چشم
color camera
دوربین رنگی
coarse sight
دوربین یدکی
television camera tube
دوربین تلویزیونی
pickup tube
دوربین تلویزیونی
director sight
دوربین هادی
spyglass
دوربین کوچک
kodak
دوربین عکاسی
hypermetrope
ادم دوربین
lens
عدسی دوربین
drawtube
لوله دوربین
vial
حباب دوربین
gun sight
دوربین توپ
elbow telescope
دوربین بازویی
reticle
عدسی دوربین
field glass
دوربین صحرایی
eye piece
عدسی سر دوربین
electron camera
دوربین الکترونی
camera nadir
خط لولای دوربین
CCTV camera
دوربین امنیتی
telescope
دوربین نجومی
telescopes
دوربین نجومی
observation camera
دوربین امنیتی
security camera
دوربین امنیتی
optician
دوربین فروش
surveillance camera
دوربین امنیتی
opticians
دوربین فروش
closed-circuit camera
دوربین امنیتی
security camera
دوربین نظارت
surveillance camera
دوربین نظارت
CCTV camera
دوربین نظارت
observation camera
دوربین نظارت
closed-circuit camera
دوربین نظارت
camera
دوربین یا جعبه عکاسی
cameras
دوربین یا جعبه عکاسی
sightings
دیدن از داخل دوربین
riflescope
دوربین روی تفنگ
sighting
دیدن از داخل دوربین
camera axis
محور دوربین عکاسی
camera nadir
محورلولایی دوربین عکاسی
isocentre
خط المرکزین دوربین عکاسی
reticle
تار موی دوربین
spotting scope
دوربین روی سه پایه
(iris) diaphragm
دیافراگم
[دوربین عکاسی]
iris
دیافراگم
[دوربین عکاسی]
camera window
دریچه دیافراگم دوربین
vidicon
لوله دوربین عکاسی
infrared viewer
دوربین دیدبانی شبانه
infrared viewer
دوربین مادون قرمز
reticle
شبکه دوربین نجومی
colminator
دوربین شاخص توپ
tachometric sight
دوربین مسافت یاب
computing gunsight
دوربین محاسب توپ
snooper scope
دوربین تعقیب و دیدبانی
CCTV camera
دوربین مدار بسته
minicamera
دوربین خیلی کوچک
observation camera
دوربین مدار بسته
telescopic alidade
عضاده دوربین دار
security camera
دوربین مدار بسته
surveillance camera
دوربین مدار بسته
sights
دوربین نشانه روی
minicam
دوربین خیلی کوچک
glass
ایینه شیشه دوربین
sight
دوربین نشانه روی
closed-circuit camera
دوربین مدار بسته
opera glass
دوربین مخصوص اپرا
tachymeter
دوربین مسافت یاب
flash bulb
فلاش دوربین عکاسی
fixed reticle
عدسی ثابت دوربین
air survey camera
دوربین عکسبرداری هوایی
camera magazine
کاست فیلم دوربین
dumpy level
تراز دوربین دار
drawtube
دیدگاه میکرسکوپ یا دوربین
macrometer
دوربین مسافت سنج
line of collimation
خط تنظیم عدسی دوربین
tachometric sight
دوربین مسافت سنج
miniature camera
دوربین تصاویر کوچک
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com