English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
vanishing point perspective دورترند کوچک تر به نظر می آیند
Other Matches
latecomers دیر آیند
latecomer دیر آیند
incoming traffic جاده وسایل که می آیند
no picnic <idiom> ناخوش آیند ،مشکل
Within the next few weeks . درعرض چند هفته آیند ؟
horribly <adv.> خیلی ناخوش آیند [اصطلاح روزمره]
multipass overlap بنابراین نقاط کمتر به نظر می آیند
incredibly <adv.> خیلی ناخوش آیند [اصطلاح روزمره]
These coins are very hard to come by . این سکه ها دیگه گیر نمی آیند
perspectives ی که از دید کاربر دورتر هستند کوچکتر به نظر می آیند
perspective ی که از دید کاربر دورتر هستند کوچکتر به نظر می آیند
continuous ارسال داده سریع که در آن کلمات داده همزمان نیستند ولی به سرعت پشت سرهم می آیند
petty cash صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
widget آلت کوچک [ابزار ] [اسباب مکانیکی کوچک]
pig board تخته کوچک برای موجهای کوچک
jigger بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
increments فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increment فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
knobble برامدگی کوچک گره کوچک
pannikin لیوان کوچک پیمانه کوچک
cycle تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
applet 1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
small-scale طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small scale طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
davit جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
minor کوچک
tiddlier کوچک
weenier کوچک
thumbnails کوچک
fortalice دژ کوچک
thumbnail کوچک
floret گل کوچک
minuscule کوچک
short ton تن کوچک
weeny کوچک
weeniest کوچک
pilule حب کوچک
fractional کوچک
petit کوچک
tiddliest کوچک
imminution کوچک
culvert پل کوچک
culverts پل کوچک
half pint کوچک
petty کوچک
puny کوچک
pillule حب کوچک
pipsqueaks کوچک
gracile کوچک
pipsqueak کوچک
tiddly کوچک
minus cule کوچک
ickle کوچک
diminutive کوچک
runty کوچک
little کوچک
small fry کوچک
weensy کوچک
small کوچک
canis minoris سگ کوچک
canis minor سگ کوچک
bantam کوچک
dinky کوچک
smaller کوچک
micros کوچک
micro کوچک
whiffet سگ کوچک
dimmers کوچک
venule رگ کوچک
cerebellum مخ کوچک
minute کوچک
seed bud پر کوچک
ponceau پل کوچک
pint size کوچک
plumelet پر کوچک
plumule پر کوچک
pint-size کوچک
smallest کوچک
bantams کوچک
exiguousness کوچک
minims هرچیز کوچک
pedicel ساقه کوچک
pinpointing چیز کوچک
pinpoint چیز کوچک
pinpointed چیز کوچک
pedicel پای کوچک
minim هرچیز کوچک
mini floppy دیسک کوچک
pettily بطور کوچک
petit mal صرع کوچک
minicomputer کامپیوتر کوچک
cracker کلوچه کوچک
crackers کلوچه کوچک
tip سر صفحه کوچک
oliver چکش کوچک
minify کوچک کردن
minor port بندر کوچک
miniaturization کوچک سازی
minimizer کوچک شمار
minor exchange تفاوت کوچک
minus cule حرف کوچک
nutlet هسته کوچک
negrillo زنگی کوچک
notelet یادداشت کوچک
nutlet فندق کوچک
pouches کیسه کوچک
inlets خلیج کوچک
inlet خلیج کوچک
minor repair تعمیرات کوچک
splint برامدگی کوچک
pinpoints چیز کوچک
minor diameter قطر کوچک
peccabillo گناه کوچک
papilla برامدگی کوچک
tipping سر صفحه کوچک
onager گورخر کوچک
pouch کیسه کوچک
petty offence جرم کوچک
prickles خراش کوچک
platelet صفحه کوچک
saucers بشقاب کوچک
saucer بشقاب کوچک
pocket lamp لامپ کوچک
point target هدف کوچک
princeling شاهزاده کوچک
puniness کوچک اندامی
radicle ریشه کوچک
planetesimal کوچک ستاره
planchette تخته کوچک
minimised کوچک شمردن
prickled خراش کوچک
prickle خراش کوچک
minimizing کوچک شمردن
minimizes کوچک شمردن
minimized کوچک شمردن
minimize کوچک شمردن
minimising کوچک شمردن
minimises کوچک شمردن
rillet نهر کوچک
roe deer یکجورگوزن کوچک
small detail جزء کوچک
statuettes مجسمه کوچک
small gross قراص کوچک
statuette مجسمه کوچک
small intestine روده کوچک
small sircraft هواپیمای کوچک
small tool ابزار کوچک
small truck کامیون کوچک
pocket کوچک جیبی
pockets کوچک جیبی
short castling قلعه کوچک
roughed slab بلوک کوچک
rundlet بشکه کوچک
runlet بشکه کوچک
runnel نهر کوچک
scatter rug قالیچه کوچک
tarradiddle دروغ کوچک
cams تپه کوچک
cam تپه کوچک
sparklet برق کوچک
twigs : شاخه کوچک
phlyctenule تاول کوچک
phoneme صدای کوچک
pianette پیانوی کوچک بم
picaninny بچه کوچک
isles جزیره کوچک
isle جزیره کوچک
jaunts مسافرت کوچک
jaunt مسافرت کوچک
abject کوچک کردن
atrophied کوچک شدن
atrophies کوچک شدن
twig : شاخه کوچک
squirts فواره کوچک
squirting فواره کوچک
squirted فواره کوچک
squirt فواره کوچک
shrunken کوچک شدن
atrophying کوچک شدن
atrophy کوچک شدن
pickaninny بچه کوچک
trap محوطه کوچک
sprigs شاخه کوچک
pinkie انگشت کوچک
sprig شاخه کوچک
pinky انگشت کوچک
pint sized ناچیز کوچک
pipkin کماجدان کوچک
whips تاکل کوچک
whipped تاکل کوچک
wisp بقچه کوچک
wisps بقچه کوچک
miniaturised کوچک کردن
circlets دایره کوچک
pilot motor موتور کوچک
circlet دایره کوچک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com