|
|||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||
Total search result: 10 (3 milliseconds) | |||||
English | Persian | ||||
---|---|---|---|---|---|
off | دورتر از یک سو | ||||
Search result with all words | |||||
away | بازی در زمین حریف گویی که دورتر ازگوی دیگر از سوراخ قراردارد و حق تقدم برای ضربه زدن پیدا میکند | ||||
perspective | ی که از دید کاربر دورتر هستند کوچکتر به نظر می آیند | ||||
perspectives | ی که از دید کاربر دورتر هستند کوچکتر به نظر می آیند | ||||
beyond | انطرف ماوراء دورتر | ||||
farther | دورتر | ||||
thither | دورتر | ||||
downrange | دورتر از محل پرتاب ودرمسیر ازمایشی خود | ||||
father off | دورتر | ||||
yond | دورتر | ||||
Partial phrase not found. |
Recent search history | |
|