Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
session
دوره انعقاد اجلاس
sessions
دوره انعقاد اجلاس
Other Matches
anticoagulant
مانع انعقاد خون داروی ضد انعقاد خون
holding a session
اجلاس
vacation
فاصله دو اجلاس
enthronement
اجلاس به تخت
enthronements
اجلاس به تخت
vacations
فاصله دو اجلاس
vacation sittings
جلسات دادگاه که در فاصله دو اجلاس برای کارهای مهم و ضروری تشکیل میشود
coalescence
انعقاد
gelation
انعقاد
coagulation
انعقاد
ligation
انعقاد
ratification
انعقاد
conclusions
انعقاد
conclusion
انعقاد
coagulability
قابلیت انعقاد
conclusion of a treaty
انعقاد معاهده
casus fofderis
هدف انعقاد پیمان
conceptions
رای انعقاد نطفه
conception
رای انعقاد نطفه
casus fofderis
سبب انعقاد پیمان
coagulability
دلمه شدنی انعقاد پذیری
thromboplastic
تسریع کننده انعقاد خون
hemagglutinate
باعث انعقاد خون شدن
drive a hard bargain
<idiom>
انعقاد معامله بودن هیچ سودی
holocene
وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
cooling-off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
interregnums
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregna
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
colporteur
کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
light period
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
production cycle
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
semifinal
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
perimeters
دوره
courses
: دوره
coursed
: دوره
course
: دوره
one's d.
دوره
stadium
دوره
stadiums
دوره
term
دوره
perimeter
دوره
rhythm
دوره
rhythms
دوره
termed
دوره
stadia
دوره
terming
دوره
eras
دوره
era
دوره
Ice Age
دوره یخ
periphery
دوره
peripheries
دوره
cycles
دوره
phase
دوره
phases
دوره
reviewal
دوره
cycled
دوره
phased
دوره
cycle
دوره
careers
دوره
contemporary
هم دوره
contemporaries
هم دوره
edges
دوره
edge
دوره
he has run his race
دوره
careering
دوره
careered
دوره
rim
دوره
periodicity
دوره
rims
دوره
epoch
دوره
to have ones fling
دوره
epochs
دوره
career
دوره
compass
دوره
rimless
بی دوره
periods
دوره
set
دوره
felloe
دوره
circuit
دوره
circuits
دوره
instar
دوره
sets
دوره
setting up
دوره
period
دوره
bordering
دوره
outlining
دوره
outlines
دوره
pool
دوره
pools
دوره
outlined
دوره
outline
دوره
bordered
دوره
sessions
دوره
session
دوره
pooled
دوره
felly
دوره
border
دوره
period of roll
دوره تناوب
return perion
دوره تناوب
practice period
دوره تمرین
preparatory interval
دوره امادگی
game cycle
دوره بازی
cycle
دوره گردش
flux linking a turn
شاره دوره
pliocene
دوره پلیوسن
tournament
یک دوره مسابقه
period of vibratio
دوره ارتعاش
foreperiod
پیش دوره
period of production
دوره تولید
incunabula
نخستین دوره
fiscal years
دوره مالی
idle time
دوره عطالت
tournaments
یک دوره مسابقه
period of office
دوره تصدی
period of instrument
دوره سنجه
procurement cycle
دوره خرید
tours
یک دوره مسابقه
touring
یک دوره مسابقه
pedlary
دوره گردی
grace period
دوره مهلت
idle period
دوره استراحت
cycles
دوره گردش
quadrentnium
دوره چهارساله
guarantee period
دوره ضمانت
hucksterer
دوره گرد
puerperium
دوره نفاس
quadrennium
دوره چهارساله
action period
دوره کنش
toured
یک دوره مسابقه
tour
یک دوره مسابقه
probationary period
دوره ازمایشی
cycled
دوره گردش
germinal period
دوره نوجنینی
production period
دوره تولید
meetings
یک دوره مسابقه
meeting
یک دوره مسابقه
recurrence interval
دوره تناوب
refersher course
دوره توجیهی
budget period
دوره بودجه
process
دوره عمل
conducting period
دوره رسانایی
continous cycle
دوره بی وقفه
contract period
دوره قرارداد
magnetic cycle
دوره مغناطیسی
adolescence
دوره جوانی
limitation period
دوره محدودیت
crier
دوره گرد
critical period
دوره بحرانی
critical period
دوره شاخص
payback period
دوره بازپرداخت
life cycle
دوره عمر
life cycle
دوره زندگی
processes
دوره عمل
colportage
دوره گردی
maintenance period
دوره نگهداری
caird
دوره گرد
blocking period
دوره وقفه
biennium
دوره دوساله
basic course
دوره مقدماتی
number of cycle
تعداد دوره ها
oxidizing period
دوره احیاء
neonatal period
دوره نوزادی
advanced course
دوره عالی
advance course
دوره عالی
melting period
دوره ذوب
oxidizing period
دوره اکسیداسیون
measuring period
دوره سنجش
maintenance period
دوره تعمیرات
latency period
دوره نهفتگی
cycle time
زمان دوره
latency
دوره کمون
careering
دوره رسمی
careering
دوره زندگی
careered
دوره رسمی
careered
دوره زندگی
career
دوره رسمی
cheap jack
دوره گرد
fellyfelloe
دوره درندگی
infection period
دوره نهفتگی
career
دوره زندگی
house-party
دوره خانگی
house-parties
دوره خانگی
house party
دوره خانگی
financial period
دوره مالی
careers
دوره زندگی
estrous cycle
دوره فحلی
period of incubation
دوره نهفتگی
duty cycle
دوره کار
duty factor
دوره کار
internship
دوره انترنی
payback period
دوره برگشت
electoral legislative term
دوره انتخابیه
elimination heat
دوره مقدماتی
pentad
دوره پنجساله
period of delivery
دوره تحویل
fiscal year
دوره مالی
perlim
دوره مقدماتی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com