English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 239 (47 milliseconds)
English Persian
rim دوره دار کردن
rims دوره دار کردن
Search result with all words
review دوره کردن
review تجدید نظر دوره کردن
reviewed دوره کردن
reviewed تجدید نظر دوره کردن
reviewing دوره کردن
reviewing تجدید نظر دوره کردن
reviews دوره کردن
reviews تجدید نظر دوره کردن
hawk دوره گردی کردن
hawked دوره گردی کردن
hawks دوره گردی کردن
hobo دوره گردی کردن
hoboes دوره گردی کردن
hobos دوره گردی کردن
peddle دوره گردی کردن
peddled دوره گردی کردن
peddles دوره گردی کردن
encompass دوره کردن
encompassed دوره کردن
encompasses دوره کردن
encompassing دوره کردن
recapitulate رئوس مطالب را دوره کردن
recapitulated رئوس مطالب را دوره کردن
recapitulates رئوس مطالب را دوره کردن
recapitulating رئوس مطالب را دوره کردن
cadge اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadged اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadges اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadging اخاذی کردن دوره گردی کردن
packman دوره گردی کردن
serve a sentence به حکم دادگاه زندانی شدن دوره حبس خود را طی کردن
serve one's term دوره خدمت خود را طی کردن
study for bar دوره تعلیماتی و کاراموزی کانون وکلا را طی کردن درس حقوق خواندن
to run over دوره کردن
to serve one's term دوره خدمت خود را طی کردن
to enrol [oneself] for a course خود را برای دوره ای نام نویسی کردن
to undergo training در یک دوره آموزشی شرکت کردن
Other Matches
cooling-off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
interregna فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
colporteur کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
light period دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
production cycle زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
semifinal مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
stadia دوره
careering دوره
career دوره
careered دوره
stadiums دوره
reviewal دوره
stadium دوره
periods دوره
peripheries دوره
outlined دوره
cycled دوره
phases دوره
bordering دوره
border دوره
era دوره
pool دوره
outlines دوره
edge دوره
outline دوره
outlining دوره
period دوره
pools دوره
pooled دوره
edges دوره
circuits دوره
cycle دوره
circuit دوره
one's d. دوره
contemporary هم دوره
contemporaries هم دوره
phase دوره
Ice Age دوره یخ
eras دوره
phased دوره
cycles دوره
instar دوره
periphery دوره
careers دوره
perimeters دوره
setting up دوره
perimeter دوره
bordered دوره
rimless بی دوره
rhythm دوره
he has run his race دوره
sessions دوره
set دوره
periodicity دوره
rhythms دوره
course : دوره
session دوره
term دوره
felly دوره
felloe دوره
compass دوره
rim دوره
terming دوره
sets دوره
coursed : دوره
courses : دوره
rims دوره
to have ones fling دوره
epochs دوره
epoch دوره
termed دوره
financial period دوره مالی
life cycle دوره زندگی
fiscal year دوره مالی
fiscal years دوره مالی
puerperium دوره نفاس
action period دوره کنش
retention period دوره ابقا
three-month period دوره سه ماهه
idle time دوره عطالت
advanced course دوره عالی
schooltime دوره تحصیلی
tip circle دوره نوک
convalescence دوره نقاهت
return interval دوره بازگشت
payback period دوره برگشت
testing time دوره ازمون
period of office دوره تصدی
idle period دوره استراحت
retrace time دوره بازگشت
pentad دوره پنجساله
retrace period دوره بازگشت
cycled دوره گردش
period of production دوره تولید
period of instrument دوره سنجه
cycles دوره گردش
advance course دوره عالی
terming دوره انتصاب
processes دوره عمل
retrace interval دوره بازگشت
termed دوره انتصاب
period of delivery دوره تحویل
period of roll دوره تناوب
life cycle دوره عمر
internship دوره انترنی
slumps دوره رخوت
basic course دوره مقدماتی
careered دوره زندگی
cooling off period دوره ملایمت
cycle time زمان دوره
pedlary دوره گردی
career دوره رسمی
colportage دوره گردی
quarter [year] دوره سه ماهه
melting period دوره ذوب
careered دوره رسمی
careers دوره رسمی
careers دوره زندگی
period of vibratio دوره ارتعاش
slumping دوره رخوت
induction period دوره انگیزش
careering دوره رسمی
blocking period دوره وقفه
careering دوره زندگی
flux linking a turn شاره دوره
career دوره زندگی
quarterly period دوره سه ماهه
slumped دوره رخوت
process دوره عمل
fellyfelloe دوره درندگی
tournament یک دوره مسابقه
innings دوره تصدی
quadrentnium دوره چهارساله
cooling-off period دوره ملایمت
curricula دوره تحصیلات
tournaments یک دوره مسابقه
rest period دوره استراحت
cooling-off periods دوره ملایمت
to serve apprenticeship دوره شاگردی
term دوره انتصاب
lifetime دوره زندگی
number of cycle تعداد دوره ها
foreperiod پیش دوره
slump دوره رخوت
estrous cycle دوره فحلی
incunabula نخستین دوره
heats دوره فحل
measuring period دوره سنجش
heat دوره فحل
time period دوره زمان
pedlar دوره گرد
lifetimes دوره زندگی
pedlars دوره گرد
series یک دوره مسابقه
limitation period دوره محدودیت
quadrennium دوره چهارساله
ages دوره عصر.
periods دوره تناوب
trimester دوره سه ماهه
sexennium دوره شش ساله
triennium دوره سه ساله
biennium دوره دوساله
meeting یک دوره مسابقه
latency period دوره نهفتگی
meetings یک دوره مسابقه
probation دوره ازمایشی
senescence دوره سالخوردگی
crier دوره گرد
revolutions یک دوره کامل
transition period دوره انتقال
transition period دوره گذار
perlim دوره مقدماتی
trivium دوره نخستین
trochoid دوره گرد
termtime دوره تحصیلی
practice period دوره تمرین
termtime دوره تصدی
term of maintenance دوره نگاهداری
tempering cycle دوره بازپخت
peripheral دوره امادگی
critical period دوره شاخص
maintenance period دوره تعمیرات
maintenance period دوره نگهداری
periods دوره تناوبی
critical period دوره بحرانی
magnetic cycle دوره مغناطیسی
pliocene دوره پلیوسن
elimination heat دوره مقدماتی
revolution یک دوره کامل
oxidizing period دوره احیاء
setting up دوره مجموعه
on probation در دوره ازمایشی
oxidizing period دوره اکسیداسیون
sets دوره مجموعه
short term دوره کوتاه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com