English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
incubation period دوره رشد نهفته
Other Matches
latent نهفته
cryptographic نهفته
bosomed نهفته
recessive نهفته
incubation رشد نهفته
nulliplex inheritance توارث نهفته
heterophoria لوچی نهفته
latent roots ریشههای نهفته
latent learning یادگیری نهفته
recessive genes ژنهای نهفته
latent structure ساخت نهفته
latent schizophrenia اسکیزوفرنی نهفته
embedded figures test ازمون شکلهای نهفته
latent homosexuality همجنس خواهی نهفته
hidden figures test ازمون شکلهای نهفته
latent dream content محتوای نهفته رویا
Theres many a true word spoken in jest . <proverb> در هر مزای یقایقى نهفته است .
holocene وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
cooling-off periods دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
leprechaun جن کوچکی که هرکس انراگرفتارمیساخت گنجهای نهفته راپیدامیکرد
interregnum فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregna فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
a closed mouth catches no flies <proverb> تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
colporteur کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
light period دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
production cycle زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
semifinal مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
Anyone can count the seeds in an apple, but only Gold can count the number of apples in a seed. هر کسی نمی تواند تعداد دانه های داخل یک سیب را بشمارد اما فقط خدا می تواند تعداد سیب های نهفته در یک دانه را بشمارد
sets دوره
pool دوره
he has run his race دوره
pooled دوره
pools دوره
rimless بی دوره
felly دوره
felloe دوره
contemporary هم دوره
contemporaries هم دوره
reviewal دوره
instar دوره
stadiums دوره
setting up دوره
perimeter دوره
perimeters دوره
rhythm دوره
rhythms دوره
border دوره
bordered دوره
bordering دوره
course : دوره
phases دوره
coursed : دوره
Ice Age دوره یخ
periodicity دوره
term دوره
terming دوره
periphery دوره
termed دوره
era دوره
eras دوره
courses : دوره
compass دوره
one's d. دوره
edges دوره
phased دوره
edge دوره
peripheries دوره
phase دوره
periods دوره
careered دوره
careering دوره
epochs دوره
circuit دوره
circuits دوره
period دوره
careers دوره
career دوره
epoch دوره
rims دوره
stadium دوره
outlined دوره
stadia دوره
cycled دوره
sessions دوره
to have ones fling دوره
outline دوره
outlines دوره
cycles دوره
rim دوره
session دوره
set دوره
cycle دوره
outlining دوره
house party دوره خانگی
flux linking a turn شاره دوره
estrous cycle دوره فحلی
house-parties دوره خانگی
idle period دوره استراحت
tournaments یک دوره مسابقه
guarantee period دوره ضمانت
grace period دوره مهلت
germinal period دوره نوجنینی
game cycle دوره بازی
foreperiod پیش دوره
idle time دوره عطالت
financial period دوره مالی
fellyfelloe دوره درندگی
hucksterer دوره گرد
advanced course دوره عالی
perlim دوره مقدماتی
conducting period دوره رسانایی
careers دوره رسمی
colportage دوره گردی
cheap jack دوره گرد
caird دوره گرد
fiscal year دوره مالی
budget period دوره بودجه
fiscal years دوره مالی
blocking period دوره وقفه
biennium دوره دوساله
basic course دوره مقدماتی
adolescence دوره جوانی
process دوره عمل
processes دوره عمل
advance course دوره عالی
continous cycle دوره بی وقفه
contract period دوره قرارداد
careers دوره زندگی
house-party دوره خانگی
elimination heat دوره مقدماتی
electoral legislative term دوره انتخابیه
duty factor دوره کار
duty cycle دوره کار
cycle time زمان دوره
career دوره زندگی
career دوره رسمی
critical period دوره شاخص
careered دوره زندگی
careered دوره رسمی
careering دوره زندگی
careering دوره رسمی
critical period دوره بحرانی
crier دوره گرد
action period دوره کنش
senescence دوره سالخوردگی
tip circle دوره نوک
to run over دوره کردن
to serve apprenticeship دوره شاگردی
transition period دوره گذار
transition period دوره انتقال
triennium دوره سه ساله
trimester دوره سه ماهه
trivium دوره نخستین
trochoid دوره گرد
the rim of a wheel دوره چرخ
the iron age دوره بی رحمی
sexennium دوره شش ساله
short period دوره کوتاه
short term دوره کوتاه
snakebite دوره بدشانسی
tempering cycle دوره بازپخت
term of maintenance دوره نگاهداری
termtime دوره تصدی
termtime دوره تحصیلی
testing time دوره ازمون
the a of infancy دوره بچگی
the iron age دوره ستمگری
quarter [year] دوره سه ماهه
quarterly period دوره سه ماهه
three-month period دوره سه ماهه
on probation در دوره ازمایشی
occupancy cycle دوره سکونت
period/stretch/lapse of time دوره زمان
time period دوره زمان
period دوره زمان
time span دوره زمان
incunabula نخستین دوره
melting period دوره ذوب
neonatal period دوره نوزادی
number of cycle تعداد دوره ها
oxidizing period دوره احیاء
oxidizing period دوره اکسیداسیون
payback period دوره بازپرداخت
payback period دوره برگشت
pedlary دوره گردی
pentad دوره پنجساله
period of delivery دوره تحویل
measuring period دوره سنجش
maintenance period دوره تعمیرات
induction period دوره انگیزش
infection period دوره نهفتگی
period of incubation دوره نهفتگی
inning یک دوره بازی
internship دوره انترنی
latency دوره کمون
latency period دوره نهفتگی
life cycle دوره زندگی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com