Total search result: 203 (15 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
phase |
دوره زمانی اجرای برنامه |
phased |
دوره زمانی اجرای برنامه |
phases |
دوره زمانی اجرای برنامه |
|
|
Other Matches |
|
machine |
کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور |
machined |
کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور |
machines |
کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور |
assembly |
1-زمانی که طول می کشد تا برنامه اسمبلی یک برنامه را ترجمه کند. 2-زمانی که اسمبلر برنامه را از زبان اسمبلی به کد ماشین تبدیل میکند |
run duration |
خطایی که هنگام اجرای برنامه یا وقوع خطا در حین اجرای برنامه تشخیص داده شود |
cpu time |
مقدار زمانی که توسط پردازش مرکزی به اجرای دستورالعملهای برنامه اختصاص داده میشود زمان واحد پردازشگر مرکزی |
uptime |
پریود زمانی که در طول ان یک سیستم کامپیوتر فعال است یا صحیح عمل میکندیک دوره زمانی که تجهیزات بدون خرابی کار می کنند |
chaining |
اجرای یک برنامه خیلی بزرگ که با اجرای بخشهای کوچکتر در یک زمان |
swaps |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
jobs |
دستورات کنترل کار یا برنامه کوتاه که پیش از اجرای برنامه باز میشود و سیستم را طبقه نیاز برنامه تنظیم میکند |
swops |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
job |
دستورات کنترل کار یا برنامه کوتاه که پیش از اجرای برنامه باز میشود و سیستم را طبقه نیاز برنامه تنظیم میکند |
swopped |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
swopping |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
swap |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
swapped |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
preemptive multitasking |
حالت چندکاره که سیستم عامل یک برنامه را برای مدت زمانی اجرا میکند و پس کنترل را به برنامه بعدی میدهد به طوری که برنامه بعدی وقت پردازنده را نخواهد گرفت |
time resolution |
جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات |
pipeline |
اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه |
pipelines |
اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه |
executive |
برنامه اصلی در سیستم کامپیوتر که اجرای سایر برنامه ها را کنترل میکند |
executives |
برنامه اصلی در سیستم کامپیوتر که اجرای سایر برنامه ها را کنترل میکند |
supervisory |
برنامه اصلی در سیستم کامپیوتری که اجرای تعبیر برنامه ها را کنترل میکند |
stop |
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند |
stops |
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند |
calling |
مجموعهای از دستورات برنامه برای اجرای مستقیم از زیر برنامه |
stopped |
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند |
stopping |
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند |
main line program |
بخشی از یک برنامه که ترتیب اجرای سایر واحدهای موجوددر برنامه را کنترل میکند |
concurrent |
اجرای چنیدین برنامه همزمان با اجرا کردن هر بخش کوچک از برنامه به نوبت |
section |
بخشی از برنامه اصلی که مستقل اجرا میشود وبدون نیاز به اجرای بقیه برنامه |
sections |
بخشی از برنامه اصلی که مستقل اجرا میشود وبدون نیاز به اجرای بقیه برنامه |
segment |
بخش از برنامه اصلی که مستقلاگ اجرا شود و نیازی به اجرای تعبیر برنامه نیست |
segments |
بخش از برنامه اصلی که مستقلاگ اجرا شود و نیازی به اجرای تعبیر برنامه نیست |
annotation |
توضیح یا توجه در برنامه در مورد نحوه اجرای برنامه |
annotations |
توضیح یا توجه در برنامه در مورد نحوه اجرای برنامه |
modes |
وارد کردن دستور به عنوان خط ی از برنامه و پس اجرای برنامه |
mode |
وارد کردن دستور به عنوان خط ی از برنامه و پس اجرای برنامه |
soft |
دستوری که هر اجرای برنامه را متوقف میکند و کاربر را به برنامه نمایش داده شده یا Bios برمی گرداند |
softest |
دستوری که هر اجرای برنامه را متوقف میکند و کاربر را به برنامه نمایش داده شده یا Bios برمی گرداند |
softer |
دستوری که هر اجرای برنامه را متوقف میکند و کاربر را به برنامه نمایش داده شده یا Bios برمی گرداند |
slices |
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای |
slice |
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای |
cpu |
مدت زمانی که بازیابی و اجرای دستور طول می کشد |
finals |
رسیدن به انتهای یک دوره زمانی |
final |
رسیدن به انتهای یک دوره زمانی |
time out |
معتبر نبودن پس از یک دوره زمانی |
compiles |
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد |
compiled |
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد |
compile |
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد |
compiling |
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد |
available |
دوره زمانی ای که در آن سیستم استفاده میشود |
software |
هر برنامه یا گروه برنامه هایی که نحوه اجرای نرم افزار را مشخص میکند و شامل سیستم عامل , پردازشگر کلمه و برنامههای کاربردی است |
clock |
دوره زمانی بین دو باس ساعت متناوب |
clocks |
دوره زمانی بین دو باس ساعت متناوب |
latency |
تاخیر بین زمانی که دستور دارد کامپیوتر میشود و اجرای آن یا بازگشت نتیجه . |
transfers |
زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود |
transfer |
زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود |
transferring |
زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود |
cycle |
دوره زمانی در یک حلقه که داده قابل دستیابی یا ارسال شود |
cycles |
دوره زمانی در یک حلقه که داده قابل دستیابی یا ارسال شود |
cycled |
دوره زمانی در یک حلقه که داده قابل دستیابی یا ارسال شود |
Manchester coding |
نیمه اول دوره زمانی نشان دهنده مقدار بیت |
trafficking |
تعداد پیام ها و داده ارسالی روی شبکه یا سیستم در یک دوره زمانی |
traffics |
تعداد پیام ها و داده ارسالی روی شبکه یا سیستم در یک دوره زمانی |
traffic |
تعداد پیام ها و داده ارسالی روی شبکه یا سیستم در یک دوره زمانی |
trafficked |
تعداد پیام ها و داده ارسالی روی شبکه یا سیستم در یک دوره زمانی |
frequencies |
تعداد سیکل ها یا دوره زمانی از حالت موج با قاعده که در هر ثانیه تکرار می شوند |
frequency |
تعداد سیکل ها یا دوره زمانی از حالت موج با قاعده که در هر ثانیه تکرار می شوند |
dump |
نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند |
timetable |
برنامه زمانی |
time schedule |
برنامه زمانی |
scheduled |
برنامه زمانی |
timetabled |
برنامه زمانی |
schedules |
برنامه زمانی |
timetables |
برنامه زمانی |
schedule |
برنامه زمانی |
timetabling |
برنامه زمانی |
plan implementation |
اجرای برنامه |
program execution |
اجرای برنامه |
timing |
برنامه ریزی زمانی |
launching |
شروع یا اجرای یک برنامه |
involving |
آغاز با اجرای یک برنامه |
involves |
آغاز با اجرای یک برنامه |
involve |
آغاز با اجرای یک برنامه |
desk |
اجرای خشک برنامه |
launches |
شروع یا اجرای یک برنامه |
desks |
اجرای خشک برنامه |
checks |
اجرای خشک یک برنامه |
launched |
شروع یا اجرای یک برنامه |
concurrent program execution |
اجرای همزمان برنامه |
check |
اجرای خشک یک برنامه |
launch |
شروع یا اجرای یک برنامه |
checked |
اجرای خشک یک برنامه |
executing |
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند |
executes |
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند |
execution |
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند |
executed |
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند |
execute |
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند |
dead |
دوره زمانی بین دو رویداد که هیج اتفاقی نمیافتد برای اطمینان از اینکه باهم برخورد نخواهند داشت |
phase |
مدت زمانی که برنامه کامپایل میشود |
phases |
مدت زمانی که برنامه کامپایل میشود |
phased |
مدت زمانی که برنامه کامپایل میشود |
run duration |
مدت زمانی که برنامه اجرا میشود |
maths |
و سرعت اجرای برنامه را افزایش دهد |
run duration |
مجوز کاربر برای اجرای یک برنامه |
run duration |
که زمان اجرای برنامه انجام می شوند |
rerun |
اجرای برنامه یا چاپ مجدد کار |
math |
و سرعت اجرای برنامه را افزایش دهد |
compile and go |
بار کردن و اجرای یک برنامه کامپایل |
run duration |
1-کد برنامهای که کامپایل شده است و به صورتی است که مستقیماگ توسط کامپیوتر قابل اجرا است .2-برنامه مفسر تجاری که به همراه برنامه کاربردی زبان سطح بالا فروخته میشود که امکان اجرای آنرا فراهم میکند |
targetting |
مدت زمانی که برنامه هدف اجرا میشود |
targeting |
مدت زمانی که برنامه هدف اجرا میشود |
targets |
مدت زمانی که برنامه هدف اجرا میشود |
target |
مدت زمانی که برنامه هدف اجرا میشود |
targetted |
مدت زمانی که برنامه هدف اجرا میشود |
targeted |
مدت زمانی که برنامه هدف اجرا میشود |
compiles |
زمان اجرای برنامه که دستورات کامپایل می شوند |
attention |
توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه |
compile |
زمان اجرای برنامه که دستورات کامپایل می شوند |
compiling |
زمان اجرای برنامه که دستورات کامپایل می شوند |
object computer |
OB بکار می رودکامپیوتری که برای اجرای یک برنامه ECT |
dynamically |
تغییراتی که هنگام اجرای برنامه اعمال میشود |
pipelines |
بنابراین سرعت اجرای برنامه افزایش می یابد |
dynamic |
تغییراتی که هنگام اجرای برنامه اعمال میشود |
attentions |
توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه |
on the fly |
در حین اجرای برنامه بدون توقف اجرا |
target |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
targetting |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
targets |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
pipeline |
بنابراین سرعت اجرای برنامه افزایش می یابد |
targeting |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
targeted |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
compiled |
زمان اجرای برنامه که دستورات کامپایل می شوند |
targetted |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
cob web theorem |
ه کالا در هر زمان تابع قیمت ان کالا در دوره زمانی قبلی است . |
planning cycle |
دوره برنامه ریزی |
compilations |
زمانی که طول می کشد تا کامپیوتر برنامه را کامپایل کند |
compilation |
زمانی که طول می کشد تا کامپیوتر برنامه را کامپایل کند |
dual |
سیستم کامپیوتری با دو پردازنده برای اجرای سریع تر برنامه |
users |
متن همراه یک برنامه که به کاربر کمک میکند در اجرای آن |
processor |
سیستم کامپیوتری با دو پردازندهه برای اجرای سریع تر برنامه |
user |
متن همراه یک برنامه که به کاربر کمک میکند در اجرای آن |
path |
مسیر ممکن یا مجموعه رویدادها یا دستورات در اجرای یک برنامه |
paths |
مسیر ممکن یا مجموعه رویدادها یا دستورات در اجرای یک برنامه |
assembler |
کد شی ای که در یک اجرای اسمبلی از برنامه اصلی ایجاد شده است |
colds |
روشن کردن کامپیوتر یا اجرای برنامه از نقط ه شروع آن |
coldest |
روشن کردن کامپیوتر یا اجرای برنامه از نقط ه شروع آن |
colder |
روشن کردن کامپیوتر یا اجرای برنامه از نقط ه شروع آن |
run |
اجرای مجموعهای دستورات یا برنامه ها یا توابع توسط کامپیوتر |
cold |
روشن کردن کامپیوتر یا اجرای برنامه از نقط ه شروع آن |
transversal |
اجرای هر جمله از یک برنامه برای اهداف اشکال زدایی |
execution |
خطای تشخیص داده شده هنگام اجرای یک برنامه |
runs |
اجرای مجموعهای دستورات یا برنامه ها یا توابع توسط کامپیوتر |
curriculum |
دوره تحصیلات برنامه تحصیلی |
curriculums |
دوره تحصیلات برنامه تحصیلی |
accumulation |
[مجموعه ای از ویژگی های معماری مشتق شده از دوره های مختلف تاریخی با ترتیب زمانی مشخص] |
delays |
مدت زمانی که چیزی دیرتر از برنامه ریزی انجام شود |
delay |
مدت زمانی که چیزی دیرتر از برنامه ریزی انجام شود |
delaying |
مدت زمانی که چیزی دیرتر از برنامه ریزی انجام شود |
recoverable error |
نوع خطا که امکان ادامه اجرای برنامه پس ازرویدادن ان میدهد |
execute |
دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه |
break |
عمل یا کلید انتخاب شده برای توقف اجرای یک برنامه |
multi tasking |
توانایی سیستم کامپیوتری برای اجرای دو یا چند برنامه همزمان |
tested |
اجرای آزمایش یک وسیله یا برنامه برای اطمینان از صحت کار آن |
test |
اجرای آزمایش یک وسیله یا برنامه برای اطمینان از صحت کار آن |
tests |
اجرای آزمایش یک وسیله یا برنامه برای اطمینان از صحت کار آن |
executing |
دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه |
executes |
دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه |
breaks |
عمل یا کلید انتخاب شده برای توقف اجرای یک برنامه |
executed |
دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه |
modes |
وارد کردن دستور در حالت مستقیم برای شروع اجرای برنامه |
relocation |
جابجایی داده یا کدگزاری یاانتساب محل مطلق درحین اجرای برنامه |
dynamically |
سیستمی که منابع آن در هنگام اجرای برنامه اختصاص داده می شوند و نه پیش از آن |
relocation |
جابجایی داده یا کدگذاری یا انتساب محل مطلق پیش از اجرای برنامه |
allocation |
سیستمی که در آن منابع در حین اجرای برنامه و نه پیش از آن اختصاص داده می شوند |
mode |
وارد کردن دستور در حالت مستقیم برای شروع اجرای برنامه |
production run |
اجرای یک برنامه اصلاح شده که بطور معمول اهدافش راباتمام می رساند |
allocations |
سیستمی که در آن منابع در حین اجرای برنامه و نه پیش از آن اختصاص داده می شوند |
dynamic |
سیستمی که منابع آن در هنگام اجرای برنامه اختصاص داده می شوند و نه پیش از آن |
dry run |
اجرای برنامه با داده پیش فرض برای اطمینان از صحت کارها |
sessions |
1-زمان یک کار. 2-مدت زمانی که برنامه یا فرآیند اجرا میشود یا فعال است |
session |
1-زمان یک کار. 2-مدت زمانی که برنامه یا فرآیند اجرا میشود یا فعال است |
tested |
اجرای برنامه با داده آزمایش برای اطمینان از صحت کار نرم افزار |
detect |
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود |
test |
اجرای برنامه با داده آزمایش برای اطمینان از صحت کار نرم افزار |
foregrounding |
اجرای کارهای با حق تقدم بالا برای برنامه ها در سیستم عامل چند منظوره |
Autocue |
دستگاهی که مطالب را برای گوینده تلویزیون در حین اجرای برنامه نمایش میدهد |
automatic |
توانایی کامپیوتر برای اجرای تعدادی برنامه یا کار بدون دستور زیادی |
return |
دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد |
test driver |
برنامهای که اجرای برنامه دیگر را در مقابل مجموعهای از دادههای ازمایشی هدایت کند |
returned |
دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد |
detected |
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود |
returning |
دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد |
detecting |
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود |
detects |
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود |
returns |
دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد |
automatics |
توانایی کامپیوتر برای اجرای تعدادی برنامه یا کار بدون دستور زیادی |
tests |
اجرای برنامه با داده آزمایش برای اطمینان از صحت کار نرم افزار |
stepping |
اجرای برنامه کامپیوتری که در هر لحظه یک دستور اجرا شود و برای رفع اشکال است |