Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
critical period
دوره شاخص
Other Matches
von neuman morgensterm utility index
شاخص مطلوبیت ون نیومن مورگن استرن منظورشاخص عددی برای مطلوبیت مورد انتظار استکه دروضعیت ریسک و نامطمئنی ازاین شاخص استفاده میشود .ازنظر ریاضی این شاخص درحقیقت امید ریاضی مژلوبیت کل است
ideal index
شاخص کمال مطلوب شاخص ایده ال
markers
تعیین کننده شاخص هدف شاخص
marker
تعیین کننده شاخص هدف شاخص
rainfall index
شاخص بارش شاخص بارندگی
target indicator
شاخص نشان دهنده هدف شاخص هدف
cooling-off periods
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene
وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
cooling off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
interregna
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
bench mark
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
indexed sequential file
پرونده ترتیبی شاخص دار فایل ترتیبی شاخص دار
colporteur
کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
light period
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
production cycle
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
index
خط شاخص
dialed
شاخص
dialled
شاخص
dials
شاخص
indicator
شاخص
dial
شاخص
index number
شاخص
gnomon
شاخص
aiming post
شاخص
critical
شاخص
scale
شاخص
cephalic index
شاخص سر
level rod
شاخص
indicative
شاخص
index
شاخص
indexed
شاخص
indexes
شاخص
indexes
خط شاخص
tyupical
شاخص
indexed
خط شاخص
indexes
فهرست شاخص
gnomon
شاخص شرعیات
characteristic equation
معادلههای شاخص
gnomonic
وابسته به شاخص
gnomonics
فن شاخص سازی
group index
شاخص گروه
holotype
نمونه شاخص
aiming stake
شاخص کوچک
discrimination index
شاخص افتراق
statistics
شاخص امار
economic indicator
شاخص اقتصادی
economic index
شاخص اقتصادی
indexed
فهرست شاخص
validity index
شاخص اعتبار
bench mark
شاخص مبداء
compression index
شاخص فشارپذیری
critical ratio
بهر شاخص
critical region
ناحیه شاخص
characteristic curve
منحنی شاخص
critical values
مقادیر شاخص
cross index
شاخص متقابل
characteristic roots
ریشههای شاخص
difficulty index
شاخص دشواری
cranial index
شاخص جمجمه
bain index
شاخص بین
index
فهرست شاخص
indexing
شاخص گذاری
range indicator
شاخص مسافت
production index
شاخص تولید
price index
شاخص قیمت
readability index
شاخص خوانایی
position indicator
شاخص نماها
polarity indicator
شاخص قطب
indicator
شاخص اندازه
oddsmaker
بازیگر شاخص
number index
شاخص عددی
neon indicator
شاخص نئونی
absorption index
شاخص جذب
retention index
شاخص بازداری
seasonal index
شاخص فصلی
weight index
شاخص موزون
wage index
شاخص دستمزد
vital index
شاخص حیاتی
toughness index
شاخص نرمی
tidal bench mark
شاخص جزر و مد
sundial
شاخص افتاب
system catalog
پرونده شاخص
sysctlg
پرونده شاخص
sundials
شاخص افتاب
cost indexes
شاخص هزینه
roughness index
شاخص زبری
indicator
نمایشگر شاخص
index of absorption
شاخص جذب
active index
شاخص فعال
index mark
علامت شاخص
aiming post sleeve
غلاف شاخص
indicator electrode
الکترود شاخص
index hole
سوراخ شاخص
indicator gate
دریچه شاخص
aiming post light
چراغ شاخص
index of correlation
شاخص همبستگی
index register
ثبات شاخص
levelling staff
شاخص تراز
general index
شاخص کلی
aiming post sleeve
روپوش شاخص
aiming light
چراغ شاخص
index number
عدد شاخص
index of industrial production
شاخص تولید صنعتی
symbol
رمز اشاره شاخص
air pollution index
شاخص الودگی هوا
cost of living index
شاخص هزینه زندگی
construction cost index
شاخص هزینه ساختمانی
to be the clincher
عامل شاخص بودن
to turn the scales
عامل شاخص بودن
colminator
دوربین شاخص توپ
characteristic expansion time
زمان شاخص انبساط
index of real wages
شاخص دستمزدهای واقعی
index of multiple correlation
شاخص همبستگی چندگانه
post indexing
شاخص گذاری بعدی
critical incidents technique
شیوه رویدادهای شاخص
isoheyt
خط شاخص نقاط هم باران
pre indexing
شاخص گذاری قبلی
map index
فهرست شاخص نقشه ها
beach flag
پرچم شاخص اسکله
indexed list
لیست شاخص دار
producer price index
شاخص قیمت تولیدی
indexed array
ارایه شاخص دار
indexed address
آدرس شاخص دار
range markers
چراغ شاخص مسیر
renewal index
شاخص قابل تجدید
respiratory exchange index
شاخص بهره تنفسی
array index number
عدد شاخص ارایه
laspeyres price index
شاخص قیمت لاسپیرز
activity designator
شاخص فعالیت یکان یا قسمت
critical flicker frequency
بسامد شاخص در سوسو زدن
tidemarks
میله شاخص جزر ومد
annual efficiency index
شاخص کارایی سالانه خدمتی
cff
بسامد شاخص در سوسو زدن
gates opening indicator
شاخص باز شدن دریچه ها
wholesale price index
شاخص قیمت عمده فروشی
index addressing
نشان دهی شاخص دار
index linked insurance
بیمهای که با شاخص تعدیل میشود
index of retail prices
شاخص قیمتهای خرده فروشی
index of wholesale prices
شاخص قیمتهای عمده فروشی
randie branching index
شاخص شاخه زنی رندیچ
tidemark
میله شاخص جزر ومد
index of consumer prices
شاخص قیمت کالاهای مصرفی
consumer price index
شاخص قیمت کالاهای مصرفی
consistency index
شاخص تغییر شکل پذیری
plimsoll mark
خط شاخص حداکثر وزن بارکشتی
pathognomonic
وابسته بتشخیص ناخوشی شاخص مرض
indexed sequential access method
روش دستیابی ترتیبی شاخص دار
index fossil
سنگواره شاخص طبقات زمین شناسی
paasche price index
شاخص قیمت پاشه که بصورت زیرمحاسبه میگردد001 * 1q * 1p / 0q *1p
basic indexed sequential acess method
روش دستیابی ترتیبی شاخص دار اساسی
index number
مقایسه حجم در بعضی مواقع با عدد شاخص
range marker
شاخص مسافت یاب روی صفحه رادار
drift float
علامت یا شاخص شناور نشان دهنده انحراف مسیر
compliance index
شاخص نشان دهنده قابلیت پیروی از علایم راهنمایی
liquid crystal bar graph panel indicator
شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
lumber's line
خط شاخص قلب نما که مشخص کننده سینه ناو است
role indicator
نشانهای برای بیان ورودی شاخص دریک موضوع مشخص
system indicator
طبلک نشان دهنده کار دستگاه شاخص سیستم رمز
local color
رنگ شاخص کوه ورودخانه وجنگل وغیره درنقشه خصوصیات محلی
kwic
روش شاخص بندی اطلاعات توسط کلمات یا عبارات از قبل تعیین شده
semifinal
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
hypercard
نوعی محیط برنامه نویسی که تمام شکلهای گوناگون اطلاعات را به صورت پشته هایی از کارت شاخص دارسازمان میدهد هایپرکارت
beach marker
علامت یا وسیله مشخص کننده ساحل یا تاسیسات ساحلی شاخص خط ساحل
phased
دوره
cycles
دوره
periphery
دوره
Ice Age
دوره یخ
phases
دوره
cycle
دوره
phase
دوره
eras
دوره
era
دوره
cycled
دوره
peripheries
دوره
stadia
دوره
stadium
دوره
stadiums
دوره
perimeter
دوره
rhythm
دوره
one's d.
دوره
rhythms
دوره
felloe
دوره
he has run his race
دوره
felly
دوره
periodicity
دوره
reviewal
دوره
perimeters
دوره
rim
دوره
rims
دوره
epoch
دوره
epochs
دوره
to have ones fling
دوره
career
دوره
careered
دوره
careering
دوره
careers
دوره
instar
دوره
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com