Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
parliamentary term
دوره مقننه
[سیاست]
legislative periode
دوره مقننه
[سیاست]
electoral term
دوره مقننه
[سیاست]
Other Matches
legislative council
هیئت عالی مقننه در انگلیس مجلس مقننه
legislatrix
مقننه
legislatress
مقننه
legislative
مقننه
legislatures
هیات مقننه
legislatures
قوه مقننه
legislatures
هیئت مقننه
legislature
هیات مقننه
legislature
هیئت مقننه
legislature
قوه مقننه
the legislative
قوه مقننه
legislative power
قوه مقننه
legislative assembly
هیات مقننه
statehouses
مجلس مقننه ایالتی
statehouse
مجلس مقننه ایالتی
bicameral
دارای دو مجلس مقننه
membership of legislative assembly
عضویت مجلس مقننه
cooling-off periods
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene
وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
legislators
شارع عضو هیات مقننه
legislator
شارع عضو هیات مقننه
interregna
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
legislation
مجلس مقننه قانون لازم الاجرا
house of delegates
مجلس مقننه مقدماتی ویرجینیا ومریلند
unicameral
دارای یک مجلس مقننه سیستم پارلمانی یک مجلسی
colporteur
کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
light period
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
production cycle
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
semifinal
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
rhythms
دوره
reviewal
دوره
felloe
دوره
felly
دوره
courses
: دوره
coursed
: دوره
compass
دوره
rimless
بی دوره
edge
دوره
edges
دوره
terming
دوره
contemporaries
هم دوره
contemporary
هم دوره
termed
دوره
course
: دوره
rhythm
دوره
phase
دوره
cycles
دوره
phases
دوره
to have ones fling
دوره
cycle
دوره
cycled
دوره
rim
دوره
eras
دوره
perimeters
دوره
perimeter
دوره
stadiums
دوره
stadium
دوره
stadia
دوره
careers
دوره
careering
دوره
careered
دوره
career
دوره
epochs
دوره
epoch
دوره
peripheries
دوره
periphery
دوره
Ice Age
دوره یخ
rims
دوره
era
دوره
one's d.
دوره
periods
دوره
term
دوره
setting up
دوره
border
دوره
bordered
دوره
circuits
دوره
circuit
دوره
set
دوره
phased
دوره
outline
دوره
instar
دوره
sets
دوره
period
دوره
sessions
دوره
periodicity
دوره
he has run his race
دوره
session
دوره
outlining
دوره
outlines
دوره
outlined
دوره
pools
دوره
pool
دوره
pooled
دوره
bordering
دوره
careering
دوره زندگی
careers
دوره زندگی
career
دوره زندگی
career
دوره رسمی
careered
دوره رسمی
probationary period
دوره ازمایشی
number of cycle
تعداد دوره ها
testing time
دوره ازمون
melting period
دوره ذوب
careered
دوره زندگی
maintenance period
دوره تعمیرات
production period
دوره تولید
puerperium
دوره نفاس
procurement cycle
دوره خرید
house party
دوره خانگی
house-parties
دوره خانگی
neonatal period
دوره نوزادی
quadrennium
دوره چهارساله
house-party
دوره خانگی
termtime
دوره تحصیلی
measuring period
دوره سنجش
the a of infancy
دوره بچگی
oxidizing period
دوره احیاء
toured
یک دوره مسابقه
tour
یک دوره مسابقه
the iron age
دوره بی رحمی
the rim of a wheel
دوره چرخ
period of office
دوره تصدی
pedlary
دوره گردی
meeting
یک دوره مسابقه
tip circle
دوره نوک
period of production
دوره تولید
period of roll
دوره تناوب
period of vibratio
دوره ارتعاش
touring
یک دوره مسابقه
tours
یک دوره مسابقه
oxidizing period
دوره اکسیداسیون
preparatory interval
دوره امادگی
payback period
دوره بازپرداخت
tournaments
یک دوره مسابقه
tournament
یک دوره مسابقه
the iron age
دوره ستمگری
payback period
دوره برگشت
pentad
دوره پنجساله
period of delivery
دوره تحویل
period of instrument
دوره سنجه
pliocene
دوره پلیوسن
maintenance period
دوره نگهداری
retention period
دوره ابقا
hucksterer
دوره گرد
duty factor
دوره کار
idle period
دوره استراحت
idle time
دوره عطالت
incunabula
نخستین دوره
induction period
دوره انگیزش
duty cycle
دوره کار
refersher course
دوره استثنایی
infection period
دوره نهفتگی
schooltime
دوره تحصیلی
cycle time
زمان دوره
period of incubation
دوره نهفتگی
senescence
دوره سالخوردگی
critical period
دوره شاخص
critical period
دوره بحرانی
crier
دوره گرد
inning
یک دوره بازی
electoral legislative term
دوره انتخابیه
elimination heat
دوره مقدماتی
guarantee period
دوره ضمانت
retrace interval
دوره بازگشت
rest period
دوره استراحت
grace period
دوره مهلت
germinal period
دوره نوجنینی
game cycle
دوره بازی
retrace period
دوره بازگشت
refreshing course
دوره بازاموزی
foreperiod
پیش دوره
flux linking a turn
شاره دوره
retrace time
دوره بازگشت
financial period
دوره مالی
return interval
دوره بازگشت
fellyfelloe
دوره درندگی
estrous cycle
دوره فحلی
refractory period
دوره بی پاسخی
perlim
دوره مقدماتی
contract period
دوره قرارداد
continous cycle
دوره بی وقفه
action period
دوره کنش
practice period
دوره تمرین
life cycle
دوره زندگی
life cycle
دوره عمر
snakebite
دوره بدشانسی
limitation period
دوره محدودیت
quadrentnium
دوره چهارساله
processes
دوره عمل
process
دوره عمل
magnetic cycle
دوره مغناطیسی
adolescence
دوره جوانی
tempering cycle
دوره بازپخت
term of maintenance
دوره نگاهداری
termtime
دوره تصدی
fiscal years
دوره مالی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com