English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
quadrennium دوره چهارساله
quadrentnium دوره چهارساله
Other Matches
quadrentnium مدت چهارساله
quadrennium مدت چهارساله
surroyal انشعاب شاخ گوزن چهارساله
cooling-off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
cooling off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
interregna فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
colporteur کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
light period دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
production cycle زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
semifinal مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
stadium دوره
perimeters دوره
phases دوره
sets دوره
eras دوره
phase دوره
pool دوره
pooled دوره
pools دوره
rhythm دوره
careers دوره
set دوره
bordering دوره
stadiums دوره
setting up دوره
phased دوره
contemporaries هم دوره
reviewal دوره
perimeter دوره
border دوره
bordered دوره
stadia دوره
era دوره
rhythms دوره
terming دوره
edge دوره
edges دوره
one's d. دوره
felloe دوره
contemporary هم دوره
felly دوره
instar دوره
he has run his race دوره
compass دوره
Ice Age دوره یخ
periphery دوره
course : دوره
coursed : دوره
courses : دوره
periodicity دوره
term دوره
termed دوره
rimless بی دوره
rims دوره
session دوره
rim دوره
cycles دوره
epoch دوره
epochs دوره
sessions دوره
period دوره
periods دوره
outlines دوره
cycle دوره
career دوره
to have ones fling دوره
peripheries دوره
circuit دوره
outline دوره
careered دوره
outlining دوره
outlined دوره
cycled دوره
careering دوره
circuits دوره
idle period دوره استراحت
duty factor دوره کار
hucksterer دوره گرد
critical period دوره بحرانی
idle time دوره عطالت
duty cycle دوره کار
critical period دوره شاخص
cycle time زمان دوره
electoral legislative term دوره انتخابیه
touring یک دوره مسابقه
flux linking a turn شاره دوره
foreperiod پیش دوره
game cycle دوره بازی
guarantee period دوره ضمانت
fellyfelloe دوره درندگی
germinal period دوره نوجنینی
estrous cycle دوره فحلی
perlim دوره مقدماتی
elimination heat دوره مقدماتی
grace period دوره مهلت
tours یک دوره مسابقه
financial period دوره مالی
crier دوره گرد
tournament یک دوره مسابقه
house party دوره خانگی
careered دوره زندگی
house-parties دوره خانگی
house-party دوره خانگی
career دوره زندگی
career دوره رسمی
processes دوره عمل
careered دوره رسمی
process دوره عمل
adolescence دوره جوانی
fiscal years دوره مالی
fiscal year دوره مالی
careers دوره رسمی
careers دوره زندگی
action period دوره کنش
advance course دوره عالی
contract period دوره قرارداد
tournaments یک دوره مسابقه
careering دوره زندگی
continous cycle دوره بی وقفه
conducting period دوره رسانایی
colportage دوره گردی
limitation period دوره محدودیت
cheap jack دوره گرد
caird دوره گرد
budget period دوره بودجه
blocking period دوره وقفه
biennium دوره دوساله
basic course دوره مقدماتی
advanced course دوره عالی
careering دوره رسمی
sexennium دوره شش ساله
to run over دوره کردن
to serve apprenticeship دوره شاگردی
transition period دوره گذار
transition period دوره انتقال
triennium دوره سه ساله
trimester دوره سه ماهه
trivium دوره نخستین
trochoid دوره گرد
tip circle دوره نوک
the rim of a wheel دوره چرخ
the iron age دوره بی رحمی
short period دوره کوتاه
short term دوره کوتاه
snakebite دوره بدشانسی
tempering cycle دوره بازپخت
term of maintenance دوره نگاهداری
termtime دوره تصدی
termtime دوره تحصیلی
testing time دوره ازمون
the a of infancy دوره بچگی
the iron age دوره ستمگری
quarter [year] دوره سه ماهه
quarterly period دوره سه ماهه
three-month period دوره سه ماهه
on probation در دوره ازمایشی
occupancy cycle دوره سکونت
period/stretch/lapse of time دوره زمان
time period دوره زمان
period دوره زمان
time span دوره زمان
senescence دوره سالخوردگی
incunabula نخستین دوره
measuring period دوره سنجش
melting period دوره ذوب
neonatal period دوره نوزادی
number of cycle تعداد دوره ها
oxidizing period دوره احیاء
oxidizing period دوره اکسیداسیون
payback period دوره بازپرداخت
payback period دوره برگشت
pedlary دوره گردی
maintenance period دوره تعمیرات
maintenance period دوره نگهداری
magnetic cycle دوره مغناطیسی
induction period دوره انگیزش
infection period دوره نهفتگی
refreshing course دوره بازاموزی
period of incubation دوره نهفتگی
inning یک دوره بازی
internship دوره انترنی
latency دوره کمون
latency period دوره نهفتگی
life cycle دوره زندگی
life cycle دوره عمر
pentad دوره پنجساله
period of delivery دوره تحویل
return perion دوره تناوب
refersher course دوره توجیهی
refersher course دوره استثنایی
refractory period دوره بی پاسخی
rest period دوره استراحت
retention period دوره ابقا
retrace interval دوره بازگشت
retrace period دوره بازگشت
retrace time دوره بازگشت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com