Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
English
Persian
pontificate
دوره یا مقام اسقفی یا پاپی یاکهانت
pontificated
دوره یا مقام اسقفی یا پاپی یاکهانت
pontificates
دوره یا مقام اسقفی یا پاپی یاکهانت
pontificating
دوره یا مقام اسقفی یا پاپی یاکهانت
Other Matches
episcopacy
مقام اسقفی پیروی از کلیسای اسقفی
pontify
سیمای اسقفی یا پاپی بخوددادن
papacy
مقام پاپی
prelacy
مقام اسقفی
bishopric
مقام اسقفی
prelatess
زنی که دارای مقام مترانی یا اسقفی باشد
presidency
مقام یا دوره ریاست جمهوری
prefecture
مقام ریاست دوره ریاست
popedom
پاپی
popish
پاپی
insistent
پاپی
papal
پاپی
hounds
پاپی شدن
hounding
پاپی شدن
insisting
پاپی شدن
papacy
سمت پاپی
hounded
پاپی شدن
hound
پاپی شدن
hassles
پاپی شدن
papalize
پاپی کردن
hassled
پاپی شدن
insist
پاپی شدن
hassle
پاپی شدن
hassling
پاپی شدن
insists
پاپی شدن
insisted
پاپی شدن
Sara always wanted a puppy.
سارا همیشه یک سگ پاپی می خواست.
bishopric
اسقفی
prelatism
اسقفی
cooling-off periods
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene
وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
cooling-off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
episcopate
رتبه اسقفی
diocesan
جزوحوزه اسقفی
interregnum
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregna
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
plate milling stand
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
mitering
استعمال تاج اسقفی
mitring
انتصاب بمقام اسقفی
mitering
انتصاب بمقام اسقفی
crosier
عصای اسقفی یاکشیشی
episcopalians
پیرو کلیسای اسقفی
episcopalianism
پیروی از کلیسای اسقفی
mitring
استعمال تاج اسقفی
crozier
عصای اسقفی یاکشیشی
episcopalian
پیرو کلیسای اسقفی
see
مقر یا حوزه اسقفی
sees
مقر یا حوزه اسقفی
episcopal
مربوط به کلیسای اسقفی درمسیحیت
cathedratic
وابسته بکرسی بامقام اسقفی
pontificalia
جامه و نشانهای اسقفی لباس رسمی
pastoralism
روش نامه نویسی اسقفی چوپانی
pontifical
وابسته به پاپ یا اسقف جامه اسقفی
pontifically
چنانکه شایسته اسقفان باشد با جامه یا ایین اسقفی
letters missive
نامه رسمی پادشاه که در ان کسی برای اسقفی گماشته شده است
colporteur
کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
light period
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
embassage
مقام سفارت مقام ایلچی سفارت
production cycle
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
pontificating
اسقفی کردن فضل فروشی کردن
pontificated
اسقفی کردن فضل فروشی کردن
pontificates
اسقفی کردن فضل فروشی کردن
pontificate
اسقفی کردن فضل فروشی کردن
authority
مقام
foothole
مقام
function
مقام
equipotential
هم مقام
place
مقام
places
مقام
placing
مقام
positioned
مقام
eminency
مقام
opposite number
هم مقام
position
مقام
standing
مقام
stand
مقام
pew
مقام
setting
مقام
eminence
مقام
settings
مقام
paripassu
هم مقام
connection
مقام
connexions
مقام
functioned
مقام
office
مقام
offices
مقام
functions
مقام
pank
مقام
stage
مقام
stages
مقام
pews
مقام
stature
مقام
rete
مقام
status
مقام
semifinal
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
reinstatement
تثبیت در مقام
locum
قائم مقام
ducal
مقام دوک
kaiserdom
مقام قیصر
in power
صاحب مقام
men of position
صاحبان مقام
papal dignity
مقام پاپ
eminently
با علو مقام
surreptitiously
قائم مقام
mastership
مقام استادی
khedivate
مقام خدیو
officeholder
شاغل مقام
placer
مقام دار
man of place
صاحب مقام
dignity
مقام رتبه
knight errantry
مقام سلحشوری
kingship
مقام سلطنت
khediviate
مقام خدیو
locumtenens
قائم مقام
oldman
مقام فرماندهی
locums
قائم مقام
successor
قائم مقام
vice chancellor
قائم مقام
vice-chancellor
قائم مقام
vice-chancellors
قائم مقام
professorships
مقام استادی
professorship
مقام استادی
receivership
مقام امانت
eminent
والا مقام
attorneyship
مقام وکالت
baronage
مقام بارونی
capacity
استعداد مقام
capacities
استعداد مقام
defensive
مقام تدافع
peerages
مقام سناتوری
editorship
مقام سردبیری
knighthoods
مقام سلحشوری
knighthood
مقام سلحشوری
preferment
مقام افتخاری
much
عالی مقام
officiate
مقام رسمی
officiated
مقام رسمی
officiates
مقام رسمی
officiating
مقام رسمی
peerage
مقام سناتوری
ranked
سلسله مقام
rank
سلسله مقام
positioned
مرتبه مقام
position
مرتبه مقام
dignitary
عالی مقام
dignitaries
عالی مقام
Highnesses
بلندی مقام
Highness
بلندی مقام
deputy
قائم مقام
deputies
قائم مقام
vicars
قائم مقام
marquess
مقام مارکیز
marquesses
مقام مارکیز
colonelcy
مقام سرهنگی
commandery
مقام فرماندهی
deplume
از مقام انداختن
devil may care
بی توجه به مقام
ranks
سلسله مقام
duumvir
شریک مقام
priesthood
مقام کشیش
infra dig
دون مقام
first water
بالاترین مقام
marquises
مقام مارکیز
marquis
مقام مارکیز
vicar
قائم مقام
vizierate
مقام وزارت
shrievalty
مقام ومنصب
post
مقام مسئولیت
surrogates
قائم مقام
post-
مقام مسئولیت
posted
مقام مسئولیت
posts
مقام مسئولیت
substitute
قائم مقام
substituted
قائم مقام
surrogate
قائم مقام
substituting
قائم مقام
senatorship
مقام سناتوری
subsitute
قائم مقام
A musical tone .
مقام ( درموسیقی )
placing
مقام رتبه
viscounty
مقام ویکنت
places
مقام رتبه
place
مقام رتبه
wardenship
مقام ریاست
directorates
مقام مدیریت
station
مقام مستقرکردن
stations
مقام مستقرکردن
directorate
مقام مدیریت
high-class
والا مقام
office-holder
صاحب مقام
office-holders
صاحب مقام
status symbols
علامت مقام
viziership
مقام وزارت
status symbol
علامت مقام
states
مقام ورتبه
professoriat
مقام استادی
stating
مقام ورتبه
priorate
مقام اسبق
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com