English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English Persian
away دور فاصله دار
Search result with all words
bridge دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridged دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridges دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
score فاصله ازنقطه اغاز تا خط امتیازگاوبازی
scored فاصله ازنقطه اغاز تا خط امتیازگاوبازی
scores فاصله ازنقطه اغاز تا خط امتیازگاوبازی
focus فاصله کانونی
focused فاصله کانونی
focuses فاصله کانونی
focussed فاصله کانونی
focusses فاصله کانونی
focussing فاصله کانونی
near miss فاصله خیلی دور دو هواپیما
near misses فاصله خیلی دور دو هواپیما
interrupted فاصله دار
leading فاصله خطوط
spread فاصله زیاد بین مدافعان عرض شاخهای گوزن
spreads فاصله زیاد بین مدافعان عرض شاخهای گوزن
align ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
aligned ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
aligning ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
aligns ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
thin با یک فاصله کم بین دو سطح
thinned با یک فاصله کم بین دو سطح
thinners با یک فاصله کم بین دو سطح
thinnest با یک فاصله کم بین دو سطح
thins با یک فاصله کم بین دو سطح
approach فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approached فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approaches فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
clearance فاصله باز
clearance تسویه حساب واریز حساب فاصله ازاد لقی
clearance فاصله
clearance هوا فضای خالی فاصله
paragraph فاصله گذاری کردن
paragraphs فاصله گذاری کردن
hand بردن مسابقه اسب دوانی با فاصله مناسب مجموع چهارتایی پیکان
handing بردن مسابقه اسب دوانی با فاصله مناسب مجموع چهارتایی پیکان
indent شروع و یا حرکت دادن یک متن به اندازه تعدادی فاصله از لبه چپ یا راست ابتدای کاغذ
indenting شروع و یا حرکت دادن یک متن به اندازه تعدادی فاصله از لبه چپ یا راست ابتدای کاغذ
indents شروع و یا حرکت دادن یک متن به اندازه تعدادی فاصله از لبه چپ یا راست ابتدای کاغذ
void فاصله ناخواسته یا فضای خالی در اتصال توسط جوشکاری
blank فاصله
blankest فاصله
lore فرهنگ نژادی افسانه هاوروایات قومی فاصله بین چشم ومنقار
golf course زمین بازی گلف دارای 81بخش و فاصله بین هر دوبخش در حدود 0072 تا0003 متر است
golf courses زمین بازی گلف دارای 81بخش و فاصله بین هر دوبخش در حدود 0072 تا0003 متر است
space جا فاصله
space فاصله دادن فاصله داشتن
space فاصله گذاشتن
space فاصله
space جا فاصله مدت
space فاصله مدت
spaces جا فاصله
spaces فاصله دادن فاصله داشتن
spaces فاصله گذاشتن
spaces فاصله
spaces جا فاصله مدت
spaces فاصله مدت
octave فاصله بین دو فرکانس بانست 2:1
octaves فاصله بین دو فرکانس بانست 2:1
drop محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
dropped محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
dropping محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
drops محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
wheelbase فاصله بین محور جلوو محور عقب اتومبیل برحسب اینچ
wheelbases فاصله بین محور جلوو محور عقب اتومبیل برحسب اینچ
thick با فاصله زیاد از دوسطح
thicker با فاصله زیاد از دوسطح
thickest با فاصله زیاد از دوسطح
easily بردن با فاصله زیاد
perspective روش تغییر اندازه و شکل اشیا برای تاثیرگذاری عمق و فاصله
perspectives روش تغییر اندازه و شکل اشیا برای تاثیرگذاری عمق و فاصله
fascism نام حزبی است که موسولینی در فاصله دو جنگ عالمگیر در ایتالیا تاسیس کردو اصول عقاید و فلسفه ان رااز سیستمهای سیاسی مختلف اخذ و بر حسب احتیاج تحریف و تفسیر نمود
intermission فاصله عود
intermissions فاصله عود
distant فاصله دار
vacation فاصله دو اجلاس
vacations فاصله دو اجلاس
dash فاصله میان دو حرف خط تیره
dash خط فاصله مستقیم جلو رفتن
dashed فاصله میان دو حرف خط تیره
dashed خط فاصله مستقیم جلو رفتن
dashes فاصله میان دو حرف خط تیره
dashes خط فاصله مستقیم جلو رفتن
distance فاصله
distances فاصله
head طول سر اسب بعنوان مقیاس فاصله برنده از نفر بعد
bumper توپی که بعلت فاصله کوتاه اززمین بلندمیشود و به سوی سر و سینه توپزن میرود
bumpers توپی که بعلت فاصله کوتاه اززمین بلندمیشود و به سوی سر و سینه توپزن میرود
edge پیروزی با فاصله امتیاز کم لبه اسکیت
edges پیروزی با فاصله امتیاز کم لبه اسکیت
spaced فاصله دار
haul فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauled فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauling فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauls فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hole فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holes فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
Other Matches
following distance فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
single space در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
point blank range فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
interval فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
collision parameter در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
alleyways منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleys منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
holing فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
close march راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
go no go اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
interregna فاصله
tele فاصله
range فاصله
interregnum فاصله
unremittingly بی فاصله
equidistant هم فاصله
interregnums فاصله
per saltum بی فاصله
blank character فاصله
spacing فاصله
head space فاصله سر
discontinuance فاصله
intermittence فاصله
em dash خط فاصله ام
en dash خط فاصله ان
intermezzo فاصله
gap فاصله
hiatus فاصله
single space تک فاصله تو هم
space bar فاصله زن
length فاصله
lengths فاصله
diastema فاصله
ranges فاصله
gaps فاصله
interval فاصله
ranged فاصله
signal distance فاصله علامتی
shim فاصله پرکن
social distance فاصله اجتماعی
spanned فاصله معین
span فاصله معین
soft carriage return خط فاصله خالی
respite _ فاصله استراحت
time out وقفه فاصله
safe distance فاصله بی خطر
focal distance فاصله کانونی
spanning فاصله معین
sight distance فاصله دید
elongation فاصله زاویهای
interim فیمابین فاصله
spans فاصله معین
interlude بادخور فاصله
interludes بادخور فاصله
time lag فاصله زمانی
time lags فاصله زمانی
shouting distance فاصله صدا رس
head space فاصله سر تیربار
f. distance or length فاصله کانونی
dutter فاصله ستونها
distance meter فاصله سنج
diatessaron فاصله یک چهارم
interspace فاصله مدت
deflationary gap فاصله تنزلی
interval confidence فاصله اطمینان
dead rise فاصله مرده
intervalometer فاصله سنج
keyspace فاصله کلیدی
known distance فاصله معلوم
fiducial interval فاصله اطمینان
haul distance فاصله حمل
hard space فاصله واصل
ignition gap فاصله جرقه
ignition spark gap فاصله جرقه
infighting نبرد در فاصله کم
frequency spacing فاصله فرکانس
frequency distance فاصله فرکانس
input gap فاصله اولیه
focal length فاصله کانونی
confidence interval فاصله اعتماد
confidence interval فاصله اطمینان
mode interval فاصله نما
normal interval فاصله معمولی صف
angular distance فاصله زاویهای
piston clearnce فاصله پیستون
interstice ترک فاصله
spacing فاصله بندی
spacing فاصله گذاری
polar distance فاصله قطبی
range meter فاصله سنج
gulfs فاصله زدوری
gulf فاصله زدوری
magnet gap فاصله هوایی
line to line spacing فاصله سطور
coherence distance فاصله همدوسی
code distance فاصله رمز
close range فاصله نزدیک
center distance فاصله ازمرکز
center distance فاصله مرکزی
lattice spacing فاصله شبکه
light gap فاصله نور
light gap فاصله روشنایی
line spacing فاصله سطرها
line spacing فاصله سطر
line spacing فاصله خطوط
blank character دخشه فاصله
class interval فاصله طبقه
time period فاصله زمان
white space فاصله سفید
vertical interval فاصله عمودی
unspaced practice تمرین بی فاصله
unit distance با فاصله واحد
tritone فاصله سه گام
tritone فاصله سه اهنگ
track pitch فاصله شیار
tooth gap فاصله دندانه
period/stretch/lapse of time فاصله زمان
time span فاصله زمان
period فاصله زمان
spacing bias پیشقدر فاصله
space condition حالت فاصله
removed فاصله خانوادگی
river فاصله سفید
interval فاصله زمانی
interval فاصله تاکتیکی
stadimeter فاصله یاب
rivers فاصله سفید
subinterval فاصله فرعی
time interval فاصله زمانی
lapse فاصله زمانی
terraces spacing فاصله تراسها
telemeter فاصله سنج
lapses فاصله زمانی
space bar فاصله گذار
space condition شرط فاصله
interval فاصله [ریاضی]
lapsing فاصله زمانی
interval timer زمان سنج فاصله
interstellar space فاصله میان ستارگان
interspace فاصله بین دوچیز
hairbreadth فاصله خیلی کم تنگنا
critical anode distance فاصله بحرانی اندی
grid interval فاصله خطوط شبکه
hole center distance فاصله مرکز سوراخ
lacuna فاصله جای خالی
contour interval فاصله میزان منحنی
contour interval فاصله خطوط واصل
counterinterval فاصله میزان منحنی
ideal irrigation interval فاصله مطلوب ابیاری
iteract فاصله میان دو پرده
spatial information اطلاعات فضایی [فاصله ای]
interspace فاصله دار کردن
energy gap فاصله سطوح انرژی
energy gap between two bands فاصله انرژی دو نوار
entracte فاصله میان دو پرده
fencing measure فاصله معمولی دو شمشیرباز
interdental space فاصله میان دو دندان
fixed spacing فاصله دهی ثابت
interblock gap فاصله میان بلوکی
economic haul distance فاصله اقتصادی حمل
ecological distance فاصله بوم شناختی
interplanar spacing فاصله بین صفحهای
spacial information اطلاعات فضایی [فاصله ای]
distance line طناب تنظیم فاصله
distance protection وسیله حفافت فاصله
distributed lag توزیع فاصله زمانی
distributed learning یادگیری فاصله دار
distributed practice تمرین فاصله دار
internuclear distance فاصله بین هستهای
interatomic spacing فاصله بین اتمی
insofar as در چنان درجه و یا فاصله
space mark علامت فاصله گذاری
vergency عکس فاصله کانونی
overhear از فاصله دور شنیدن
range marker فاصله یاب راداری
proportional spacing فاصله دهی مناسب
wing spread فاصله بین دو سر بال
without interruption بدون فاصله دمریز
zenith distance فاصله ارتفاع نافر
relative aperture نسبت فاصله کانونی
overtaking sight distance فاصله دیدپیش افتی
spacebar کلید فاصله گذار
spaced repetition تکرار فاصله دار
row stack فاصله اماد از دیوار
track spacing فاصله بین تعقیبها
stopping sight distance فاصله دید ایست
time lag فاصله زمانی مرده
understrung فاصله زه تا دستگیره کمان
time lags فاصله زمانی مرده
zoom فاصله عدسی را کم و زیادکردن
zoomed فاصله عدسی را کم و زیادکردن
zooms فاصله عدسی را کم و زیادکردن
deflationary gap فاصله حاصل از رکود
anchorage distance فاصله تکیه گاهی
interplanar crystal spacing فاصله بین صفحهای
overhearing از فاصله دور شنیدن
calibration marker فاصله یاب راداری
light gap testing ازمایش فاصله نور
overheard از فاصله دور شنیدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com