English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 90 (7 milliseconds)
English Persian
absorbed doze دوز دریافتی
Search result with all words
receive دریافتی
receives دریافتی
overdraft حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
overdrafts حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
redundancies بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
redundancies بررسی پریتی روی هر حرف بلاک دریافتی برای تشخیص خطا
redundancies بررسی بلاکهای دریافتی داده برای تشخیص خطا
redundancy بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
redundancy بررسی پریتی روی هر حرف بلاک دریافتی برای تشخیص خطا
redundancy بررسی بلاکهای دریافتی داده برای تشخیص خطا
parity سیگنال وقفه از تابع بررسی خطا که بیان میکند داده دریافتی در برسی پریتی پذیرفته نشده و آسیب دیده است
lock همسان کردن ساعت درونی با سیگنال دریافتی
locks همسان کردن ساعت درونی با سیگنال دریافتی
substitution لیست حروف یا کدها که به جای کد دریافتی باید درج شود
register ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
registering ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
registers ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
strip حذف داده کنترل از پیام دریافتی و باقی گذاشتن اطلاعات مربوطه
traffic داده پیام دریافتی
trafficked داده پیام دریافتی
trafficking داده پیام دریافتی
traffics داده پیام دریافتی
vertical بررسی پرینتی روی هر حرف از بلاک دریافتی برای تشخیص خطا
picture و یا تغییر شدت آن طبق سیگنال دریافتی
pictured و یا تغییر شدت آن طبق سیگنال دریافتی
pictures و یا تغییر شدت آن طبق سیگنال دریافتی
picturing و یا تغییر شدت آن طبق سیگنال دریافتی
echo برگرداندن سیگنال دریافتی در همان مسیر ارسالی
echoed برگرداندن سیگنال دریافتی در همان مسیر ارسالی
echoes برگرداندن سیگنال دریافتی در همان مسیر ارسالی
echoing برگرداندن سیگنال دریافتی در همان مسیر ارسالی
incoming حجم داده یا پیام دریافتی
incoming پیام دریافتی در کامپیوتر
receipt دریافتی
receipts دریافتی
forward روش تشخیص خطا و تصحیح که به داده دریافتی اعمال میشود که داده را صحیح میکند و نیاز به ارسال مجدد نیست
forwarded روش تشخیص خطا و تصحیح که به داده دریافتی اعمال میشود که داده را صحیح میکند و نیاز به ارسال مجدد نیست
mail نامههای ارسالی یا دریافتی
mails نامههای ارسالی یا دریافتی
emptied فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
emptier فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
empties فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
emptiest فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
empty فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
account صورت مبالغ دریافتی و پرداختی
input مجموعه دستوراتی که وسیله ورودی /خروجی را کنترل میکند و داده دریافتی را به محل اصلی ذخیره سازی انتقال میدهد
input فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
inputted مجموعه دستوراتی که وسیله ورودی /خروجی را کنترل میکند و داده دریافتی را به محل اصلی ذخیره سازی انتقال میدهد
inputted فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
unemployment benefit کمک دریافتی در دوران بیکاری
output 1-ارسال یا دریافت داده بین کامپیوتر و وسیله جانبی و سایر نقاط سیستم . 2-دادههای ارسالی و دریافتی توسط کامپیوتر
outputs 1-ارسال یا دریافت داده بین کامپیوتر و وسیله جانبی و سایر نقاط سیستم . 2-دادههای ارسالی و دریافتی توسط کامپیوتر
warble وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
warbled وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
warbles وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
warbling وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
active homing guidance هدایت خودکار با استفاده ازامواج ارسالی یا دریافتی
acute dose دز دریافتی حاد و غیر قابل علاج
attenuation اختلاف بین توان ارسالی و دریافتی بر حسب دسی بل
bank acceptance دریافتی
chronic dose دز دریافتی تا 42ساعت بعد از انفجاراتمی
disposable income درامد دریافتی
dose rate میزان دوز دریافتی
FEP پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
goods intake کالاهای دریافتی
goods inwards کالاهای دریافتی
goods receiving کالاهای دریافتی
gross revenue درامد فروش ناخالص دریافتی ناخالص
input level سطح دریافتی
input/output فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
microsoft فکس و پیام های شبکه دریافتی و ارسالی به PL را مرتب میکند
pay as you go principle اصلی که بر اساس ان مالیات دریافتی توسط دولت برای سیستم تامین اجتماعی در هرسال به بازنشستگان درهمان سال پرداخت میشود وبنابراین دولت وجوهی را ازاین بابت جمع اوری نمیکند
perceptual دریافتی
phosphor اندازه نور تولید شده در مقایسه با انرژی دریافتی از اشعه الکترون
rad یک واحد از دوز تشعشعی دریافتی اتمی
receive only فقط دریافتی
received line signal detect کشف سیگنال خط دریافتی
received power توان دریافتی
receptive aphasia زبان پریشی دریافتی
regenerator وسیلهای که در ارتباطات استفاده میشود و سیگنال دریافتی را مرتب میکند و ارسال میکند. و برای گشترش محدوده شبکه به کار می روند
repeater وسیلهای درارتباطات که سیگنال دریافتی را مجدداگ تولید میکند وسپس ارسال میکند.که برای گسترش محدوده شبکه به کارمی رود.این دستگاه درلایه فیزیکی مدل شبکه DSI کار میکند
residue check بررسی تشخیص خطا که در آن داده دریافتی با یک مجموعه اعداد تقسیم میشود و باقی مانده بررسی میشود با باقی مانده مورد نظر
signal voltage ولتاژ دریافتی
summation check بررسی تشخیص خطا با جمع کردن حروف دریافتی و مقایسه با کل آن
superheterodyne گیرنده رادیویی که در ان سیگنال دریافتی با فرکانس نوسانی موضعی به منظورایجاد فرکانس بینابین که سپس با مزیتهای متعددتقویت میشود ترکیب میگردد
target echo علایم دریافتی از هدف یاپدیدار شده روی صفحه راداراز هدف
tolerance dose دوز دریافتی قابل استقامت ازتشعشعات اتمی
vrc بررسی پرینتی در هر حرف از بلاک دریافتی برای تشخیص خطا
take-home pay خالص دریافتی
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com