English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 138 (7 milliseconds)
English Persian
imaginary friends دوستان خیالی [روانشناسی]
Other Matches
love meŠlove my dog دوستان مرا چون دوستان خودبدانید
romanticising بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticize بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticized بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticizes بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticised بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticises بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticizing بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
graustark سر زمین خیالی داستان خیالی
my frineds دوستان من
he is none of my friends او از دوستان من نیست
inseparables دوستان صمیمی
inseparables دوستان یاکسانی که از همدیگرسوانشوند
entourage دور و بر اطرافیان دوستان
entourages دور و بر اطرافیان دوستان
poverty parts friends <idiom> بی زر میسر نشود کام دوستان
Some friends who shall be nameless. برخی از دوستان که اسمشان رانمی برم
husking دوستان وهمسایگان برای پوست کندن ذرت
i lost my friends دوستان خود را از دست دادم دوستانم از من جدا شدند
fantasmal خیالی
illusional خیالی
laputan خیالی
visionary خیالی
visionaries خیالی
metaphsical خیالی
brainchild خیالی
poetic خیالی
viewy خیالی
fantastical خیالی
fantastic خیالی
chimerical خیالی
dreamy خیالی
dreamiest خیالی
dreamier خیالی
imaginary خیالی
abandon بی خیالی
vagariously خیالی
visional خیالی
romantically خیالی
romantics خیالی
fanciful خیالی
insubstantial خیالی
abandoning بی خیالی
fictitious خیالی
abandons بی خیالی
phantasy خیالی
phantasmic خیالی
romantic خیالی
phantasmal خیالی
fantast ادم خیالی
fine spun دقیق خیالی
undreamed of خیالی رویایی
ideational خیالی اندیشهای
notional income درامد خیالی
fantasie اهنگ خیالی
humoresque تصنیف خیالی
imaginativeness خیالی بودن
phantom limb اندام خیالی
imagnarily بطور خیالی
spectral خیالی طیفی
soubriquet لقب خیالی
suppositious فرضی خیالی
vagarious خیالی وهمی
shangri بهشت خیالی
ideative خیالی اندیشهای
kinephantom حرکت خیالی
Utopias خیالی و تصوری
fantasia اهنگ خیالی
fancy picture عکس خیالی
fancifully بطور خیالی
soubriquets لقب خیالی
sobriquets لقب خیالی
sobriquet لقب خیالی
Utopia خیالی و تصوری
bizarre خیالی وهمی
unrealistically خیالی تصوری
unrealistic خیالی تصوری
abstracts مطلق خیالی
image تصور خیالی
images تصور خیالی
phantoms خیالی روح
phantom خیالی روح
babel طرح خیالی
eidolon تصویر خیالی
false stereo تصویر خیالی
f.claims دعاوی خیالی
fantastically بطور خیالی
dreamful غیرواقعی خیالی
delusory وهمی یا خیالی
accidencental color رنگ خیالی
abstract مطلق خیالی
abstracting مطلق خیالی
visionist ادم خیالی یاغیرعملی
to chuck up the sponge از خیالی دست کشیدن
A castle in the air. Wishful thinking. آرزوی واهی ( خیالی)
mirages نقش بر اب امر خیالی
pruriently از روی هرزه خیالی
idealism سبک هنری خیالی
fictitious force نیروی خیالی [فیزیک]
utopian خیالی و غیر عملی
wonderland کشور زیبای خیالی
wonderlands کشور زیبای خیالی
mirage نقش بر اب امر خیالی
fantasies هوس نقشه خیالی
simulacrum صورت خیالی خیال
fantasy هوس نقشه خیالی
extravaganza ازیک شخصیت خیالی
extravaganzas ازیک شخصیت خیالی
unreal غیر واقعی خیالی
pipe dream نقشه خیالی و موهوم
pipe dreams نقشه خیالی و موهوم
false stereo تصویربرجسته بین خیالی
fantastico ادم خیالی و خنده اور
shadows بحریف خیالی مشت زدن
surrealism سبک نگارش خیالی سوررئالیسم
shadowing بحریف خیالی مشت زدن
liliputian وابسته به جزیره خیالی لی لی پوت
shadowed بحریف خیالی مشت زدن
shadow بحریف خیالی مشت زدن
fantasticality طبیعت خیالی یاوسواسی بوالهوسی
phantasmagoria منظره خیالی وعجیب وغریب ومجلل
phantasmagorias منظره خیالی وعجیب وغریب ومجلل
whim wham شیی ء یا چیز هوس انگیز و خیالی
She has a twisted mind . آدم کج خیالی است ( سوء ظن دارد )
To live in a fools paradise . گول خوشیهای خیالی وزود گذر را خوردن
idealises بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealising بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealised بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealize بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealized بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
to be on a guilt trip <idiom> احساس خیالی داشتن که مقصر هستنند [اصطلاح روزمره]
idealizes بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealizing بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
paranoia or noea دیوانگی خیالی که دران انسان مردم دیگر رازیردست وسزاوارمی پندارد
adventure game بازی کامپیوتری که در آن کاربر در یک میدان خیالی قهرمان است و باید از موقعیتهای مختلف خط رناک عبور کند
fools paradise خوشی بی اساس یا خیالی الکی خوشی
virtual حافظه اصلی خیالی بزرگ که با بارکردن صفخات کوچک تر از حافظه پشتیبان به حافظه موجود ایجاد میشود فقط وقتی که نیاز باشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com