English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 180 (9 milliseconds)
English Persian
dilettante دوستدارتفننی صنایع زیبا
dilettantes دوستدارتفننی صنایع زیبا
dilettanti دوستدارتفننی صنایع زیبا
Other Matches
aesthetes طرفدار صنایع زیبا
aesthete طرفدار صنایع زیبا
consumer industries صنایع مصرفی
primary industries صنایع اولیه
chemical industries صنایع شیمیایی
nationalized industries صنایع ملی
food industries صنایع غذایی
imagery صنایع بدیعی
metal industries صنایع فلزی
knowledge industries صنایع اطلاعاتی
key industries صنایع اصلی
key industries صنایع کلیدی
government owned industries صنایع دولتی
handcraft صنایع یدی
indigenous industries صنایع محلی
indigenous industries صنایع بومی
heavy industries صنایع سنگین
woodcraft صنایع چوبی
fine art صنایع مستظرفه
figure of speech صنایع ادبی
handicrafts صنایع دستی
figures of speech صنایع بدیعی
nationalized industries صنایع دولتی
steel industries صنایع فولادی
related industries صنایع مرتبط
heavy industry صنایع سنگین
utility صنایع همگانی
heavy goods محصول صنایع سنگین
increasing cost industry صنایع با هزینههای افزایشی
government owned industries صنایع متعلق بدولت
industrially از نظر حرف و صنایع
plastic arts صنایع پلاستیکی یا قالبی
antitrust یااتحادیههای بزرگ صنایع
chamber of commerce اتاق بازرگانی و صنایع ومعادن
protectionists طرفدار حمایت از صنایع داخلی
protectionist طرفدار حمایت از صنایع داخلی
cartels اتحادیه صاحبان صنایع مشابه
purple passage نوشته اراسته به صنایع بدیعی
minerva صنایع یدی خدای پزشکی
purple patch نوشته اراسته به صنایع بدیعی
industries and mines اتاق بازرگانی و صنایع ومعادن
cartel اتحادیه صاحبان صنایع مشابه
to protect home industry صنایع درونی را حفظ وتشویق کردن
bounties تشویق صنایع و بازرگانی به وسیله دولت
eia Association ElectronicIndustries سازمان صنایع الکترونیک
industrial دارای صنایع بزرگ اهل صنعت
guild socialism اعتقاد به انحصار صنایع ازطرف دولت
florulent خوش عبارت دارای صنایع بدیعی
euphuism انشاء پرتصنع و مغلق فصاحت فروشی یا استعمال صنایع لفظی
crumpets زن زیبا
spiffy زیبا
beautiful زیبا
well favored زیبا
crumpet زن زیبا
sightliness زیبا
gainly زیبا
dinky زیبا
pulchritudinous زیبا
picturesque زیبا
queen of hearts زن زیبا
yummy زیبا
queen of love زن زیبا
beauteous زیبا
cutest زیبا
stylish زیبا
inelegant نا زیبا
good looking زیبا
swelled زیبا
swell زیبا
good-looking زیبا
scrumptious زیبا
belle زن زیبا
belles زن زیبا
swells زیبا
chic زیبا
fairs زیبا
fairest زیبا
fairer زیبا
fair زیبا
elegant زیبا
bonny زیبا
eyeful زیبا
cute زیبا
cuter زیبا
goodly زیبا
protect home judustry حمایت صنایع داخلی از طریق وضع حقوق گمرکی سنگین برواردات
nymphs زن بسیار زیبا
tittivate زیبا کردن
titivate زیبا کردن
beaux arts هنرهای زیبا
She looks nice. او [زن] زیبا است.
peewit مرغ زیبا
habiliment لباس زیبا
proper dress جامه زیبا
prettyish نسبتا زیبا
pewit مرغ زیبا
smatt زیبا باهوش
She looks appealing. او [زن] زیبا است.
knockout <idiom> خانم زیبا
lapwing مرغ زیبا
nymph زن بسیار زیبا
beautifully بطور زیبا
beauties زنان زیبا
beauty زنان زیبا
fine arts هنرهای زیبا
well favoured زیبا خوشگل
beautification زیبا سازی
lapwings مرغ زیبا
handsomely بطور زیبا
smarten زیبا کردن
graphic arts هنرهای زیبا
to look good زیبا بودن
to be good-looking زیبا بودن
corking خیلی زیبا
peach زن یادختر زیبا
killdeer مرغ زیبا
adorns زیبا کردن
peaches زن یادختر زیبا
china aster گل رعنا زیبا
deluxe بسیار زیبا
adorn زیبا کردن
peewits مرغ زیبا
embellish زیبا کردن پیراستن
trimly بطور اراسته و زیبا
venus زن زیبا ستاره زهره
embellished زیبا کردن پیراستن
handsome خوش قیافه زیبا
embellishes زیبا کردن پیراستن
greenhouse هنرستان هنرهای زیبا
embellishing زیبا کردن پیراستن
well lookirg زیبا خوش منظر
dressed to the nines (teeth) <idiom> زیبا وبرازندهلباس پوشیدن
tittivate اراستن زیبا شدن
titivate اراستن زیبا شدن
conservatoire اموزشگاه هنرهای زیبا
bonnily بطرز زیبا ودلپذیر
queen of heaven نام زن ژوپیطر زن زیبا
conservatory هنرستان هنرهای زیبا
conservatories هنرستان هنرهای زیبا
pinup تصویر دختر زیبا
nymphet دختر کوچک و زیبا
virtuosity استعدادهنرهای زیبا یا فنون
plumate دارای پر وبال زیبا
grooms زیبا کردن داماد شدن
groom زیبا کردن داماد شدن
the nine نه تن الهه شعر و هنرهای زیبا
shangri شهر زیبا سرزمین دلخواه
belles lettres شعر و اثارادبی زیبا وهنری
specious دارای فاهر زیبا وفریبنده
to look like a million dollars [bucks] [American E] <idiom> بسیار زیبا بودن [اصطلاح روزمره]
pretty to look at [to watch] زیبا [خوشگل] برای نگاه کردن
belletrist نویسنده شعر و اثارادبی زیبا ادیب
aestheticism زیبایی پرستی علاقمندی به هنرهای زیبا
Ravishingly beautiful. مثل پنجه آفتاب ( بسیار زیبا )
Ravishingly beautiful . مثل ماه شب چهارده ( بی نهایت زیبا )
Frigi darium [تزئینات زیبا و بزرگ در حمام های رومی]
dressage حرکات زیبا و شیرین کاری اسبهای تربیت شده
to look [feel] like a million dollars بسیار زیبا [به نظر آمدن] بودن [اصطلاح روزمره]
vorticism مکتب نقاشی کوبیسم انگلیسی که در نقاشی از صنایع جدیدنیز استفاده کرده
Japonaiserie [از بعد از نیمه قرن نوزدهم میلادی طراحی ژاپنی متاثر از فرهنگ غرب بویژه در صنایع دستی و زیبایی شناسی بوجود آمد.]
cinerarium [گلدان یا ظرف زیبا شبیه جعبه برای نگهداری خاکستر مردگان]
protectionism دراین مکتب دفاع وحمایت از تعرفههای گمرکی به منظور حمایت صنایع واقتصاد داخلی بعنوان یک وسیله جهت توسعه اقتصادی بشمار می اید
dumping صدور کالا به کشوردیگر و فروش ان به بهای کمتر از بهای عادی به منظور فلج ساختن صنایع داخلی ان کشور
chippy زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
grunter [Australian E] زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
bimbo زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
goer زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
tootsie زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
painted woman زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
craft revolving fund حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
denationalizing از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizes از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalized از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalize از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalising از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalised از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalises از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com