English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 97 (7 milliseconds)
English Persian
multi contact plug دوشاخه با کنتاکتهای متعدد
Other Matches
holding contacts کنتاکتهای جریانپای
lamp holder plug سرپیچ دوشاخه سرخود دوشاخه سرپیچ لامپ
several متعدد
multifarious متعدد
manifold متعدد
innumerous متعدد
umpteen متعدد
umpteenth متعدد
multiple متعدد
stour متعدد
somedeal متعدد
greatest متعدد ماهر
zigzag reflection انعکاس متعدد
multilateral متعدد الاطراف
great متعدد ماهر
great- متعدد ماهر
multiplex چندتایی متعدد
numerously بطور متعدد
blanket buying خریدکالاهای متعدد
polytheism پرستش خدایان متعدد
polyphony صداهای متعدد وگوناگون
manifoldly بطور متعدد یا گوناگون
multidimensional دارای ابعاد متعدد
dendrite شاخههای متعدد سلولهای عصبی
polyphagous تغذیه کننده برگیاهان یا جانوران متعدد
server توسط کاربران متعدد در یک زمان است
y junction دوشاخه
knee دوشاخه
knees دوشاخه
male connector دوشاخه نر
bicornous دوشاخه
bident دوشاخه
biramous دوشاخه
fork crow دوشاخه
plugs دوشاخه
pitchfork دوشاخه
yoke دوشاخه
bracket دوشاخه
fork دوشاخه
tuning forks دوشاخه
tuning fork دوشاخه
forking دوشاخه
crotch دوشاخه
crutch دوشاخه
crutches دوشاخه
pitchforks دوشاخه
crotches دوشاخه
plugging دوشاخه
plug دوشاخه
open cover بیمه نامهای که جهت حمل محمولههای متعدد تهیه میشود
share که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
open policy بیمه نامهای که جهت حمل مجموعههای متعدد تهیه میشود
shared که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
shares که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
bifurcate دوشاخه شدن
phono plug دوشاخه اوایی
plug and socket دوشاخه و پریز
plug connection اتصال دوشاخه
plug contact کنتاکت دوشاخه
yoke دوشاخه استقرار
rca plug دوشاخه RCA
attachment plug دوشاخه ارتباط
plug دوشاخه برق
telephone plug دوشاخه تلفن
safety fork دوشاخه امنیت
plugging دوشاخه برق
bipolar plug دوشاخه برق
fork lever اهرم دوشاخه
mains plug دوشاخه برق
connector plug دوشاخه رابط
double ley stirrup رکابی دوشاخه
plugs دوشاخه برق
contact plug دوشاخه برق
inductance box with plug جعبه اندوکتانس با دوشاخه
connecting socket [دوشاخه متصل کننده]
attachment plug دوشاخه وسایل برقی
fork دوشاخه منشعب شدن
trunnions دوپایه یا دوشاخه اتصال
wire pike دوشاخه سیم کشی
diapason دوشاخه میزان کوک
current tap سرپیچ دوشاخه خور
forking دوشاخه منشعب شدن
coupler plug دوشاخه وسایل الکتریکی
multimult پیشوند بمعنی " بسیار وزیاد "و " دارای تعداد زیاد " و "متعدد " و " بیشتر " و" چند "
crutches دوشاخه زیر چیزی گذاشتن
banana jack مادگی در رادیو برای دوشاخه
crutch دوشاخه زیر چیزی گذاشتن
plug in دوشاخه را بسیم برق وصل کردن
to plug in با گذاشتن دوشاخه برق رابجریان انداختن
nibbler ابزاری برای بریدن ورقههای فلزی توسط برشهای متعدد و پیاپی موضعی قائم بکمک مته
polymeric دارای ذرات وترکیبات متعدد ومشابه چند نژادی چند رگه
remote data concentrator وسیله یی که پیام ها را ازطریق خطوط کم سرعت ازترمینالهای متعدد دریافت کرده و داده ها را از طریق یک حط واحد سنکرون باسرعت بالا به پردازنده میزبان منتقل میکند
bifurcate دوشاخه کردن بدوشاخه منشعب کردن دوشاخهای
female connector دوشاخه ماده متصل کننده ماده
terrtorialize محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
divaricate منشعب شدن دوشاخه شدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com