English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 144 (2 milliseconds)
English Persian
folding bicycle دوچرخه تاشو
Other Matches
jackknife تاشو
lissom or some تاشو
foldaway تاشو
slippers تاشو
slipper تاشو
fold-away تاشو
fold-up تاشو
limber تاشو خم شو
collapsible تاشو
flexible تاشو
folding تاشو
flxible تاشو
articulated pipe لوله تاشو
splayed زاویه تاشو پخ
collapsible table میز تاشو
splay زاویه تاشو پخ
deckchair صندلی تاشو
deckchairs صندلی تاشو
folding metre stick [British] خط کش تاشو [ابزار]
splaying زاویه تاشو پخ
splays زاویه تاشو پخ
foldboat قایق تاشو
lissom تاشو چالاک
folding seat صندلی تاشو
jack knife bridge پل متحرک تاشو
lissome تاشو چالاک
flxible لوله تاشو
flexible pipe لوله تاشو
fanfold paper کاغذ تاشو
campstool عسلی تاشو
carpenter's rule خط کش تاشو [ابزار]
double meter stick [American] خط کش تاشو [ابزار]
folding meter stick خط کش تاشو [ابزار]
folding rule خط کش تاشو [ابزار]
yardstick خط کش تاشو [ابزار]
yard stick خط کش تاشو [ابزار]
flexibility تاشو نرم
folding ladder نردبان تاشو
folding meter stick [American] خط کش تاشو [ابزار]
pocket rule خط کش تاشو [ابزار]
folding ruler خط کش تاشو [ابزار]
folding yardstick [metric] خط کش تاشو [ابزار]
pliant دمدمی مزاج تاشو
pocket rules خط کش های تاشو [ابزار]
folding rulers خط کش های تاشو [ابزار]
bunk هرگونه تختخواب تاشو
bunks هرگونه تختخواب تاشو
faltboat نوعی قایق تاشو
deck chair صندلی حصیری تاشو
step stool چارپایه پله دار تاشو
traversing مانع حائل درب تاشو
traversed مانع حائل درب تاشو
articulated machine lamp چراغ مطالعه با گردن تاشو
traverses مانع حائل درب تاشو
traverse مانع حائل درب تاشو
carting دوچرخه
carted دوچرخه
bikes دوچرخه
carts دوچرخه
bike دوچرخه
bicycle دوچرخه
bicycles دوچرخه
cart دوچرخه
wire roll نوعی سیم خاردار تاشو برای ساختن موانع ضد مکانیزه
two wheel tractor تراکتور دوچرخه
tandems دوچرخه دونفری
tandem دوچرخه دونفری
velocipede دوچرخه پایی
bicycles دوچرخه پایی
motor-assisted pedal cycle [British English] دوچرخه موتوردار
caisson ارابه دوچرخه
bicycle دوچرخه پایی
push bike دوچرخه پایی
push bikes دوچرخه پایی
hansoms درشکه دوچرخه
hansom درشکه دوچرخه
cyclists دوچرخه سوار
buglet بوق دوچرخه
bicycle kick پای دوچرخه
bicycle path راه دوچرخه رو
bicyclist دوچرخه سوار
cycle track راه دوچرخه رو
bicycle pump تلمبه دوچرخه
cartwright's shop دوچرخه سازی
handle bar دسته دوچرخه
cycling دوچرخه سواری
cabriolet درشکه دوچرخه
cyclist دوچرخه سوار
biker دوچرخه سوار
to ride a bicycle دوچرخه سواری کردن
bike مخفف bicycle دوچرخه
to go by bicycle دوچرخه سواری کردن
bicycles دوچرخه سواری کردن
full-suspension bike دوچرخه کاملا معلق
motor cycle دوچرخه موتوردار موتورسیکلت
shay درشکه دوچرخه دونفره
to walk a bicycle دوچرخه را با دست بردن
velodrome پیست دوچرخه سواری
gearwheel چرخ رکاب دوچرخه
wheelman دوچرخه سوار شراعبان
wheelsman دوچرخه سوار شراعبان
bikes مخفف bicycle دوچرخه
bicycle دوچرخه سواری کردن
bicycle path مسیر دوچرخه سواری
She wobbled on her bike. او [زن] روی دوچرخه خود می لرزید.
fixie bicycle [fixie , one-gear bike without brakes] دوچرخه تک دنده [با چرخ آزاد]
stage race مسابقه مرحلهای دوچرخه سواری
tilbury درشکه روباز سبک دوچرخه
peloton گروه دوچرخه سواران جادهای
motor paced حرکت اتومبیل جلو دوچرخه
to hop on your bicycle روی دوچرخه خود جهیدن
trailer یدک دوچرخه یاسه چرخه یاواگن
to bike دوچرخه سواری کردن [اصطلاح روزمره]
It was wrong of you to take the bicycle . کار غلطی کردی که دوچرخه را برداشتی
To dismount from a horse(bicycle). از اسب ( دوچرخه وغیره ) پایین آمدن
I bought the bicycle on impulse . یکدفعه زد بکله ام واین دوچرخه راخریدم
trailers یدک دوچرخه یاسه چرخه یاواگن
cyclo cross مسابقه دوچرخه درمسیرهای شیبدار و ناهموار
australian pursuit مسابقه تعقیبی 8 نفره دوچرخه سواری
ralliear یکجور گردونه سبک دوچرخه وچهارنفری
point race مسابقه دوچرخه سواری طولانی چند مرحلهای
I'm saving up for a new bike. من برای یک دوچرخه جدید صرفه جویی می کنم.
italian pursuit مسابقه تعقیبی تیمی دوچرخه سواری از 2 تا 5 نفر
banking track انحنای پیست دوچرخه سواری بطرف داخل
fixed-gear bicycle دوچرخه دنده ثابت [بدون چرخ آزاد]
He fell off his bike and bruised his knee. او [مرد] از دوچرخه افتاد و زانویش کوفته [کبود] شد.
pursuit مسابقه دوچرخه سواری انفرادی یا تیمی تعقیبی بازمانگیری
burn off خسته کردن رقیب باگرفتن سرعت اولیه دوچرخه
madison مسابقه دوچرخه سواری استقامت 6 روزه بین 2 تیم
pursuits مسابقه دوچرخه سواری انفرادی یا تیمی تعقیبی بازمانگیری
kermesse مسابقه دوچرخه سواری 3 تا5 مایل در شهر و خارج
golf cart گاری دوچرخه برای حمل وسایل بازیگران در زمین گلف
dog cart یکجورگردونه دوچرخه که کرسیهای ان پشت بپشت گذاشته شده وبرای
suck wheels رکاب زدن پشت سر دوچرخه سوار دیگر به منظور کاستن از فشار هوا
wheel sucker دوچرخه سوار ماهر در ادامه مسیر پشت سر نفر دیگری برای کاستن از فشار هوا
folding knife کارد جیبی تاشو [کارد سوئیسی]
sag wagon وسیله نقلیه که به دنبال دوچرخه سواران در جاده حرکت میکند تا کسانی را که از مسابقه خارج می شوندسوار کند
miss and out مسابقه دوچرخه سواری بین 3 نفر یا بیشتر که نفر اخرحذف میشود
banked track پیست اتومبیلرانی با انحنای برجسته پیست انحناداربرجسته دوچرخه سواری
Tune in tomorrow when we'll be exploring what things to look for in a bike computer. کانالتان را فردا [به این برنامه] تنظیم کنید وقتی که ما بررسی می کنیم به چه چیزهایی درکامپیوتر دوچرخه توجه کنیم.
Now that it's summer the thing to do would be to use the bicycle to commute to work. حالا که تابستان است کاری که می توان کرد این است که از دوچرخه برای رفت و آمد به سر کاراستفاده کرد.
tour de france مسابقه تور دو فرانس بمسافت 0004 کیلومتر در12 روز که دوچرخه سواران از کشورهای فرانسه بلژیک اسپانیا ایتالیا المان و سویس می گذرند و از سال 3091پایه گذاری شده و اغلب مسیرکوهستانی است
bell lap زنگ اخرین دور مسابقه دوچرخه سواری صدای زنگ در اخرین دور دو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com