English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 134 (7 milliseconds)
English Persian
obturator spindle دوکی الات جازم
Other Matches
obturator spindle دوکی جازم گاز
gas check pad بالشتک دوکی جازم
obturator الات جازم
compensation trading معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
glasswork شیشه الات بلور الات
operating slide دستگاه الات متحرک تیربار الات متحرک یا قسمتهای خوراک دهنده
determinant جازم
determinants جازم
layers بوش جازم
layer بوش جازم
distance wadding لایی جازم
fusiform دوکی شکل
extrafusal برون دوکی
intrafusal درون دوکی
fibrocyte سلول دوکی شکل بافت همبندی
blisters برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
blister برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
blistered برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
agricultural implements الات کشاورزی
brass ware برنج الات
breech block carrier الات متحرک
glassware شیشه الات
hardware اهن الات
machinary ماشین الات
hard ware فلز الات
instrument الات دقیق
cast iron ware الات چدنی
gears الات جامه
geared الات جامه
gear الات جامه
precision tools الات دقیق
instruments الات دقیق
glassware بلور الات
enginery ماشین الات
silverware نقره الات
optical الات بصری
genital organs الات تناسلی
machinery ماشین الات
passementerie زینت الات
surgical instruments الات جراحی
glass شیشه الات
irowork اهن الات
iron mongery اهن الات
ironware فلز الات
ironware اهن الات
tinware حلبی الات
optical instruments الات وابسته به بینایی
trinketry جواهر الات بدلی
plants ماشین الات کارخانه
percussion instrument الات موسیقی ضربی
surveying instrument الات نقشه برداری
iron monger اهن الات فروش
cutler فروشنده الات برنده
heavy machinery ماشین الات سنگین
heavy goods ماشین الات سنگین
hardwareman اهن الات فروش
carpenter's machines ماشین الات درودگری
light machinery ماشین الات سبک
lighting equipments الات و ادوات روشنایی
machinery designer طراح ماشین الات
mechanician مکانیک ماشین الات
trinkums زیور الات بدلی
calibration تنظیم الات دقیق
building machinery ماشین الات ساختمانی
instrument الات اندازه گیری
wind instruments الات موسیقی بادی
scrap ماشین الات اوراق
wind instrument الات موسیقی بادی
scrapped ماشین الات اوراق
scrapping ماشین الات اوراق
plant ماشین الات کارخانه
scraps ماشین الات اوراق
mechanics علم ماشین الات
ironmongers فروشنده اهن الات
woodwork چوب الات نجاری
ironmonger فروشنده اهن الات
hardware اهن الات ابزارالات
operator of light machinery اپراتور ماشین الات سبک
operator of heavy machinery اپراتور ماشین الات سنگین
obturator الات مانع خروج گاز
midi میانجی رقمی الات موسیقی
musical instrument digital interface میانجی رقمی الات موسیقی
war implements ساز و برگ یا الات جنگ
trade fixtures الات صنعتی نصب شده
interactive الات و یا سرویسی مثل تلفن زدن
automation خودکار شدن ماشین الات اتوماسیون
tiepin سنجاق مدال وزینت الات زنانه
deferred maintenance قصور و تاخیر در تعمیرماشین الات و غیره
economic life مدت بهره برداری از ماشین الات
pailette زینت الات بدلی مانندمنجوق وغیره
hygrometer الات وادوات سنجش رطوبت هوا
reed stop کلید یا جا انگلشتی الات موسیقی بادی
equipment تجهیزات جنگی وسایل الات و ابزار
grader یکی از ماشین الات راه سازی
reed pipe لوله یا نای الات موسیقی بادی
fixed assets درائیهای ثابت مانند ساختمان و ماشین الات
sights الات نشانه روی شکاف درجه تفنگ
pailett زینت الات بدلی مانند منجوق وغیره
sight الات نشانه روی شکاف درجه تفنگ
paleolith الات سنگی نتراشیده عصر حجر قدیم
recoil operated مسلح شونده به وسیله عقب نشینی الات متحرک
acm Computing Asssociationfor انجمن ماشین الات کامپیوتری achinery
microphonics انعکاس صدای کار کردن ماشین الات در میکروفن
tuning pipe نای مخصوص کوک ومیزان کردن بعضی الات موسیقی
FAQ الات عمومی و پاسخ آنها درباره یک موضوع مربوطه استphantom
pilot model مدل یا قالب نمونه اولیه وسایل و ماشین الات یاقطعات
captures کنترل مسیر حرکت برای نگهداشتن الات دقیق روی میزان مطلوب
capturing کنترل مسیر حرکت برای نگهداشتن الات دقیق روی میزان مطلوب
capture کنترل مسیر حرکت برای نگهداشتن الات دقیق روی میزان مطلوب
crates صندوقی که جهت بسته بندی ماشین الات بکاربرده میشود ومعمولا مسبک است
artificial horizon یکی از الات اصلی کابین خلبان که وضعیت هواپیما را نسبت به افق نشان میدهد
yellow arc محدودهای از طیف نمایش الات دقیق که به عنوان احتیاط و بالاتراز حد نرمال نصب شود
hallmark عیاری که از طرف زرگر یا دولت روی الات سیمین وزرین گذاشته میشود انگ
hallmarks عیاری که از طرف زرگر یا دولت روی الات سیمین وزرین گذاشته میشود انگ
crate صندوقی که جهت بسته بندی ماشین الات بکاربرده میشود ومعمولا مسبک است
biotechnology ان قسمت از مباحث فنی که مربوط به اعمال قواعد زیست شناسی درانسان وماشین الات است
cybernation کاربرد کامپیوترهای تزویج شده با ماشین الات خودکاربه منظور کنترل و انجام عملیات پیچیده
bubble turn and slip الات دقیق اصلی پروازی که شتاب جانبی را با جابجایی حبابی داخل لوله شیشهای خمیده پر از مایعی نشان میدهد
guard assembly الات محافظ روپوش جنگ افزار مجموعه روپوش
digital read out نمایش داده ها توسط الات دقیق بصورت دیجیتالی و نه توسط حرکت عقربه روی صفحه مدرج
common hardware ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
filigree تزئیناتی بشکل ذرات ریز یادانههای تسبیح که امروزه بصورت سیمهای ریز طلاونقره و یا مسی در اطراف الات زرین وسیمین ساخته میشود
mechanizing با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanised با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizes با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanize با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanising با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanises با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
genitalia اندامهای تناسلی الات تناسلی
ironwork اهن ساخته اهن الات
mechanic مکانیک مکانیک ماشین الات
machinery الات موتورخانه موتورخانه ناو
machinery space محوطه موتورخانه ناو محوطه ماشین الات ناو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com