English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 109 (6 milliseconds)
English Persian
bicentenaries دویست ساله
bicentenary دویست ساله
Search result with all words
bicentennial جشن دویست ساله
bicentennials جشن دویست ساله
bicentenaries جشن دویست ساله
bicentenary جشن دویست ساله
Other Matches
brownie دختر پیشاهنگ هشت ساله تایازده ساله
brownies دختر پیشاهنگ هشت ساله تایازده ساله
two hun dered دویست
two hundred دویست
quinquennial پنج ساله دوره پنج ساله
Moghat مقات [نوعی واحد اندازه گیری در مشهد که مبنای آن تعداد هزار و دویست گره در یک ردیف طولی و عرضی بوده و جهت پرداخت دستمزد بافنده بکار می رود.]
Ghiordes [Gordes] شهر گردیز [جوردیز در آسیای صغیر که ریشه اصلی طرح های محرابی را به این شهر نسبت می دهند و تاریخ آن به دویست سال پیش باز می گردد.]
ten years old ده ساله
triennal سه ساله
triennial سه ساله
vicennial 02 ساله
annuals یک ساله
year-long یک ساله
annual یک ساله
decennry ده ساله
sexennial شش ساله
decades 01 ساله
decade 01 ساله
he is 0 years old او ده ساله است
semiyearly نیم ساله
half yearly نیم ساله
quadrangena rian چهل ساله
quinquagenarian پنجاه ساله
f.year old پنج ساله
sepennial هفت ساله
octennial هشت ساله
sexennium دوره شش ساله
sorrel گوزن نر سه ساله
tercentennial سیصد ساله
septuagenarian هفتاد ساله
tenant from year to year مستاجر یک ساله
septennial هفت ساله
nonagenarian نود ساله
quinquagenary پنجاه ساله
triennium دوره سه ساله
chiliad هزار ساله
bimillenary دو هزار ساله
seventies هفتاد ساله
centenarian جشن صد ساله
centenarians جشن صد ساله
colt اسب 3 یا 4 ساله
colts اسب 3 یا 4 ساله
year-round <idiom> همه ساله
octogenarian هشتاد ساله
seventy هفتاد ساله
annuallyy هر ساله سالیانه
year by year همه ساله
yearling گیاه یک ساله
perennials همه ساله
perennial همه ساله
annually همه ساله
octogenarians هشتاد ساله
quinquagenary شخص پنجاه ساله
quinquenniad دوره پنج ساله
quinquennium دوره پنج ساله
septennium دوره هفت ساله
strike it rich <idiom> یک شبه ره صد ساله رفتن
septennate دوره هفت ساله
quinquagenarian شخص پنجاه ساله
lustrum دوره پنج ساله
tercentenaries سه قرن سیصد ساله
tercentenary سه قرن سیصد ساله
indiction دوره پانزده ساله
fillies مادیان اصیل 3 یا 4 ساله
filly مادیان اصیل 3 یا 4 ساله
annuallyy همه ساله هر سال
octogenarian وابسته به ادم 08 ساله
octogenarians وابسته به ادم 08 ساله
teens نوجوان ده تا91 ساله
millenium دوره هزار ساله
nursey race مسابقه اسبهای 2 ساله
mare مادیان 4 ساله یا بیشتر
pricket sister گوزن ماده دو ساله
nonagenarian ادم نود ساله
mares مادیان 4 ساله یا بیشتر
millennial جشن هزار ساله
decade دوره ده ساله دهدهی
quadrangena rian ادم چهل ساله
maturity مسابقه اسبهای 4 ساله
decades دوره ده ساله دهدهی
a man in his forties مرد چهل و خورده ساله
She must be at least 40. او [زن] کم کمش باید ۴۰ ساله باشد.
junior college دانشکده مقدماتی تا دو ساله اموزشکده
mother goose stakes مسابقه کره مادیانهای سه ساله
sexagesimal شصتم دوره شصت ساله
millenial وابسته به دوره هزار ساله
men affifty and above مردان پنجاه ساله به بالا
indiction مالیات پانزده ساله املاک
derby مسابقه سالانه اسبهای سه ساله در انگلستان
millenarian معتقد به سلطنت هزار ساله مسیح
millenarianism اعتقاد به سلطنت هزار ساله مسیح
derbies مسابقه سالانه اسبهای سه ساله در انگلستان
Loo sanpra [منطقه ای در چین که در آن یک فرش کوچک در ابعاد یک متر در یک متر با رنگ های قرمز، زرد، سیاه و آبی به دست آمده است و عمری بین هزار و هفتصد پانزده تا دو هزار و دویست و نود سال دارد.]
pythiad دوره چهار ساله جشنهای ورزشی " پیتین "
one thousand guineas مسابقه شرطبندی مادیانهای اصیل 3 ساله در انگلستان
the 28 year-old nurse-turned-independent insurance consultant پرستار ۲۸ ساله که مشاور مستقل بیمه شده است
two thousands guineas مسابقه شرطبندی بین اسبهای اصیل 3 ساله انگلیسی
juniorate مدرسه شبانه روزی متوسطه محصلین دو ساله مقدماتی یسوعیون
oedipal وابسته به احساسات و علائق کودکان 3 تا 6 ساله نسبت بوالدین جنس مخالف خود
Grands Prix یک دوره مسابقه بین المللی بین اسبهای سه ساله درفرانسه
Grand Prix یک دوره مسابقه بین المللی بین اسبهای سه ساله درفرانسه
Ushak medallion ترنج عشاق [این ترنج مربوط به شهری به همین نام در ترکیه است که دارای سابقه پانصد ساله در بافت فرش است.]
Khotan rug فرش ختن [این شهر در جنوب ترکستان چین واقع می باشد و سابقه سیصد ساله در فرش بافی دارد. اکثر لچک های ترنجی را منسوب به این منطقه می دانند و از پودهای پشمی و گاه نخ های زربفت در طرح ها استفاده می شود.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com