Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 119 (7 milliseconds)
English
Persian
bifocal
دو دید عینک دو کانونی
bifocals
دو دید عینک دو کانونی
Other Matches
lorgnettes
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnette
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
trifocal
سه کانونی
focusing
کانونی
focal
کانونی
major axis
محور کانونی
bundling
کانونی کردن
focal plane
صفحه کانونی
focal plane
افق کانونی
focal length
فاصله کانونی
focal epilepsy
صرع کانونی
focal distance
فاصله کانونی
f. distance or length
فاصله کانونی
tunnel vision
بینایی کانونی
focussing
فاصله کانونی
focusses
فاصله کانونی
focussed
فاصله کانونی
bundle
کانونی کردن
bundles
کانونی کردن
focuses
فاصله کانونی
focused
فاصله کانونی
focal length
طول کانونی
focus
فاصله کانونی
focusses
کانونی شدن کانون
relative aperture
ضریب کانونی عدسی
relative aperture
نسبت فاصله کانونی
focussing
کانونی شدن کانون
focus
کانونی شدن کانون
focussed
کانونی شدن کانون
focuses
کانونی شدن کانون
vergency
عکس فاصله کانونی
focused
کانونی شدن کانون
aberration
عدم انطباق کانونی
trifocal
دارای سه فاصله کانونی ومرکزی
calibrated focal lenght
فاصله کانونی تنظیم شده
focal length
فاصله کانونی دوربین یاعدسی
center
کانونی کردن تمرکز یافتن مرکز
eyeglass
عینک
lorgnette
عینک
glass eye
عینک
lorgnettes
عینک
winker
عینک
nosepiece
پل عینک
interpupillary
عینک
glass
عینک
goggles
عینک
specs
عینک
spectacles
عینک
spectacle
عینک
barnacles
عینک
glasses
عینک
half-glasses
عینک یک چشمی
dark glasses
عینک آفتابی
butt-strap
لبهمحلاتصالدستهبهفرم عینک
earpieces
دستهی عینک
bespectacled
عینک زده
goggling
عینک پرواز
optician
عینک ساز
spectacled
عینک دار
snow goggles
عینک توفان
smoked glasses
عینک دودی
safety glasses
عینک ایمنی
safety glass
عینک ایمنی
To wear glasses.
عینک زدن
sun glasses
عینک آفتابی
oculist
عینک ساز
oculists
عینک ساز
goggle
عینک پرواز
temple
دسته عینک
earpiece
دسته عینک
snow goggles
عینک افتابگیر
opticians
عینک ساز
peeper
ایینه عینک
field glasses
عینک رزمی
goggles
عینک محافظ
goggled
عینک پرواز
eyeglass
عینک یک چشم
smoked
عینک دودی
optic
شیشه عینک
rim
قاب عینک
eyeglass
عینک فنری
rims
قاب عینک
sunglasses
عینک افتابی
pince nez
عینک دماغی
burning glass
عینک جوشکاری
monocle
عینک یک چشمی
monocles
عینک یک چشمی
field glasses
عینک صحرایی
lorgnette
عینک پنسی
goggles
عینک افتابی
goggles
عینک صحرائی
optometry
عینک فروشی
optometry
عینک سازی
optometrist
عینک ساز
lorgnettes
عینک پنسی
gig lamps
عینک شاخدار
gig lamps
نمایش عینک
eye glass
عینک دستی
goggles
عینک ایمنی
rose-coloured spectacles
عینک خوش بینی
to wear glasses
عینک گذاشتن یازدن
goggles
عینک حفاظ دار
scissors-glasses
عینک قیچی شکل
prismatic spectacles
عینک نادرست نما
lorgnette
عینک مخصوص روی بینی
lorgnettes
عینک مخصوص روی بینی
pebble
شیشه عینک نوعی عقیق
pebbles
شیشه عینک نوعی عقیق
optician
عینک فروش دوربین ساز
opticians
عینک فروش دوربین ساز
wears
عینک یا کراوات زدن فرسودن
wear
عینک یا کراوات زدن فرسودن
he wears glasses
عینک زده است یادارد
optometric
وابسته به میزان دید و عینک سازی
vectograph
عکس مخصوص استفاده از عینک برجسته بینی
glass
عینک دار کردن شیشهای کردن
stereoscope
جهان نما دوربین یا عینک برجسته نما مبحث اشکال برجسته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com