Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English
Persian
truth table
دو مقدار
Search result with all words
eyeful
مقدار زیاد
current
جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
current
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
currents
جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
currents
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
formula
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
minimum
کوچکترین مقدار چیزی
use
مقدار مفید
uses
مقدار مفید
round
تقریب زدن یک عدد با یک مقدار دقت بیشتر یا کمتر
round
تقریب زدن یک عدد با یک مقدار دقت کمتر
roundest
تقریب زدن یک عدد با یک مقدار دقت بیشتر یا کمتر
roundest
تقریب زدن یک عدد با یک مقدار دقت کمتر
class
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
classed
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
classes
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
classing
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
gain
افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
gained
افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
gains
افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
alternating current
جریان الکتریکی که مقدار آن در زمان به ترتیب تغییر میکند و به صورت سینوسی است
scale
نرخ دو مقدار
queried
پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
queries
پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
query
پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
querying
پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
tune
تنظیم با مقدار کوچک پارامترهای سخت افزاری یا نرم افزاری برای افزایش کارایی
tunes
تنظیم با مقدار کوچک پارامترهای سخت افزاری یا نرم افزاری برای افزایش کارایی
mean
مقدار میانگین
mean
مقدار متوسط ه از اعداد یا مقادیر
meaner
مقدار میانگین
meaner
مقدار متوسط ه از اعداد یا مقادیر
meanest
مقدار میانگین
meanest
مقدار متوسط ه از اعداد یا مقادیر
offset
مقدار اضافه شدنی به آدرس پایه برای تولید آدرس اندیس نهایی
offsetting
مقدار اضافه شدنی به آدرس پایه برای تولید آدرس اندیس نهایی
magnitude
مقدار
average
میانگین گرفتن به دست اوردن مقدار متوسط
average
مقدار متوسط
averaged
میانگین گرفتن به دست اوردن مقدار متوسط
averaged
مقدار متوسط
averages
میانگین گرفتن به دست اوردن مقدار متوسط
averages
مقدار متوسط
averaging
میانگین گرفتن به دست اوردن مقدار متوسط
averaging
مقدار متوسط
volume
مقدار
volumes
مقدار
charge
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
charges
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
reserve
مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد
reserves
مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد
reserving
مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد
increment
مقدار عدد اضافه شده به ثبات
increments
مقدار عدد اضافه شده به ثبات
maximum
بالاترین مقدار ماکسیمم
analogue
مقدار یا متغیر در حالت آنالوگ
analogues
مقدار یا متغیر در حالت آنالوگ
lot
مقدار یا تعدادزیاد
rate
مقدار اطلاعات در هر حرف ضرب در تعداد حروف ارسالی در ثانیه
rates
مقدار اطلاعات در هر حرف ضرب در تعداد حروف ارسالی در ثانیه
plus
که نشان دهنده جمع دو عدد یا مقدار مثبت است
fox
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
foxes
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
foxing
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
except
تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
footage
طول چیزی برحسب فوت مقدار فیلم بفوت
expression
تعریف یک مقدار یا متغیر در برنامه
expressions
تعریف یک مقدار یا متغیر در برنامه
momentum
مقدار حرکت
momentum
مقدار جنبش انی
wattage
مقدار نیروی برق بر حسب وات
quantities
مقدار
quantity
مقدار
totality
مقدار کلی
amount
مقدار میزان
amount
مقدار
amounted
مقدار میزان
amounted
مقدار
amounting
مقدار میزان
amounting
مقدار
amounts
مقدار میزان
amounts
مقدار
reference
مقدار نقط ه شروع برای مقادیر دیگر , معمولاگ صفر
references
مقدار نقط ه شروع برای مقادیر دیگر , معمولاگ صفر
up
جلوتر از رقیب در مسابقه بودن به مقدار یک بخش یابیشتر
upped
جلوتر از رقیب در مسابقه بودن به مقدار یک بخش یابیشتر
upping
جلوتر از رقیب در مسابقه بودن به مقدار یک بخش یابیشتر
size
مقدار
sizes
مقدار
set
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
set
مقدار دادن به یک بیت
sets
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
sets
مقدار دادن به یک بیت
setting up
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
setting up
مقدار دادن به یک بیت
voltage
وسیلهای که ولتاژ خروجی درست میکند در صورتی مقدار ورودی ها تغییر کند
voltages
وسیلهای که ولتاژ خروجی درست میکند در صورتی مقدار ورودی ها تغییر کند
vast
مقدار زیاد
Other Matches
incremental computer
دادهای که اختلاف مقدار فعلی با مقدار اصلی را نشان میدهد
tables
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabling
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabled
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
table
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
defaulting
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulted
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
default
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
paasche price index
یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
dosage
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosages
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
law of demand
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
bandwidth
در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
retention money
مقدار پولی که کارفرما جهت حسن انجام کار پیمانکار نگه میدارد واین مقدار درصدی ازکل قرارداد است که حسن انجام کار نامیده میشود
checksum
آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
check total
آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
iso quant
مقدار
sups
مقدار
measurment
مقدار
percentage
مقدار
percentages
مقدار
deal
مقدار
deals
مقدار
batches
مقدار
values
مقدار
modicum
مقدار کم
value
مقدار
dealt
مقدار
spatter
مقدار کم
spattered
مقدار کم
spattering
مقدار کم
batch
مقدار
quantum
مقدار
extent
حد مقدار
valuing
مقدار
sup
مقدار
supped
مقدار
supping
مقدار
mouthful
مقدار
mouthfuls
مقدار
what
چه مقدار
spatters
مقدار کم
single valued
تک مقدار
scantling
مقدار
royalty tonnage
مقدار
smidgen
مقدار کم
sprinkling
مقدار کم
t value
مقدار تی
soupcon
مقدار کم
smidgin
مقدار کم
volume discount
مقدار
sum
مقدار
total
مقدار
summa
مقدار
penny worth
مقدار کم
outturn
مقدار
mileage
مقدار کیلومتر
true value
مقدار حقیقی
hoist
مقدار کشش
turnover
مقدار فروش
turn-over
مقدار فروش
thermal power
مقدار حرارتی
just as well
<adv.>
همان مقدار
so much
<idiom>
مقدار زیاد
valuing
قدر مقدار
transmittance
مقدار عبور
trace compounds
ترکیبات کم مقدار
sufficient
مقدار کافی
mileage
مقدار کارکردموتور
constants
مقدار ثابت
constant
مقدار ثابت
theoretical value
مقدار نظری
sales
{pl}
مقدار فروش
threshold value
مقدار استانه
contenting
مقدار مندرجات
content
مقدار مندرجات
in a way
<idiom>
به مقدار از چیزی
hoists
مقدار کشش
dose
مقدار مجاز
hoisted
مقدار کشش
dose
مقدار دارو
dosed
مقدار مجاز
dosed
مقدار دارو
equally
<adv.>
همان مقدار
dosing
مقدار دارو
dosing
مقدار مجاز
doses
مقدار دارو
rotation
مقدار چرخش یک شی
value
قدر مقدار
parameter
مقدار ثابت
infinite quantity
مقدار بی نهایت
on a grand scale
<adv.>
به مقدار زیاد
values
قدر مقدار
parameters
مقدار ثابت
proportion
شباهت مقدار
proportions
شباهت مقدار
doses
مقدار مجاز
optimum value
مقدار بهینه
light value
مقدار نور
quantum of action
مقدار اثر
rated quantity
مقدار اسمی
jillion
مقدار زیاد
rated value
مقدار نامی
instantaneous value
مقدار لحظهای
initial value
مقدار اولیه
relative value
مقدار نسبی
scalar value
مقدار عددی
voltaism
مقدار ولتاژبرق
trace element
عنصر کم مقدار
guest element
عنصر کم مقدار
logical value
مقدار منطقی
quantity of supply
مقدار عرضه
maximum ratings
مقدار حداکثر
nominal value
مقدار اسمی
mort
مقدار زیاد
moisture content
مقدار رطوبت
moisture content
مقدار تری
mean value
مقدار میانگین
quantity discount
مقدار تخفیف
quantity of capital
مقدار سرمایه
quantity of demand
مقدار تقاضا
quantity of labor
مقدار کار
quantity of leisure
مقدار فراغت
mean value
مقدار متوسط
maximum value
مقدار حداکثر
quantity of money
مقدار پول
expected value
مقدار نظری
electrical quantity
مقدار الکتریسیته
eigenvalue
مقدار مشخصه
certificate of quantity
گواهی مقدار
certificate of measurement
گواهی مقدار
calorific power
مقدار حرارتی
average value
مقدار میانگین
average value
مقدار متوسط
auxiliary value
مقدار کومکی
approximate value
مقدار تقریبی
an abundance of
مقدار زیاد
algebraic value
مقدار جبری
absorbancy
مقدار جذب
absorbance
مقدار جذب
volume of sales
مقدار فروش
characteristic number
ویژه مقدار
characteristic number
مشخصه مقدار
characteristic root
ویژه مقدار
eigenvalue
ویژه مقدار
drib
مقدار کمی
debit balance
مقدار بدهکاری
data value
مقدار داده
critical valve
مقدار بحرانی
constatnt
مقدار ثابت
shear value
مقدار برش
sign and magnitude
علامت و مقدار
sign magnitude
علامت و مقدار
proper value
مشخصه مقدار
proper value
ویژه مقدار
slather
مقدار زیاد
characteristic root
مشخصه مقدار
absolute value
مقدار مطلق
medium
مقدار متوسط
resistance
مقدار مقاومت
slighted
مقدار ناچیز
slighter
مقدار ناچیز
tremendous
مقدار زیاد
slightest
مقدار ناچیز
slighting
مقدار ناچیز
slight
مقدار ناچیز
optimum
مقدار مطلوب
infinity
مقدار نامحدود
snatch
گرفتن مقدار کم
snatched
گرفتن مقدار کم
snatches
گرفتن مقدار کم
snatching
گرفتن مقدار کم
mediums
مقدار متوسط
slights
مقدار ناچیز
expectations
مقدار امید ریاضی
credit squeeze
کاهش مقدار اعتبار
residual value
مقدار باقی مانده
sufficiency
قابلیت مقدار کافی
contact resistance
مقدار مقاومت کنتاکت
battery resistance
مقدار مقاومت باتری
saponification value
مقدار صابونی شدن
adjusted valve
مقدار تصحیح شده
deal
اندازه مقدار بررسی
deals
اندازه مقدار بررسی
signed magnitude
مقدار علامت دار
verge
مقدار نامعینی از زمین
verges
مقدار نامعینی از زمین
air resistance
مقدار مقاومت هوا
alternating current resistance
مقدار مقاومت موثر
barrelful
مقدار خیلی زیاد
average reaction rate
مقدار متوسط واکنش
armature resistance
مقدار مقاومت ارمیچر
angular momentum
مقدار جنبش چرخشی
resistance to alternating current
مقدار مقاومت موثر
plusage
سرامد مقدار اضافی
somewhat
مقدار نامعلومی تاحدی
scant
نحیف مقدار قلیل
effective resistance
مقدار مقاومت موثر
absolute address
بیشترین مقدار یا حد یک سیستم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com