Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (5 milliseconds)
English
Persian
mammary gland
دژپیه یا غده پستان
Other Matches
mastectomies
پاره کردن وبرداشتن پستان یا قسمتی از پستان
mastectomy
پاره کردن وبرداشتن پستان یا قسمتی از پستان
breasts
نوک پستان هرچیزی شبیه پستان
breast
نوک پستان هرچیزی شبیه پستان
mammiform
پستان مانند بصورت پستان
mammillary
پستان مانند بصورت پستان
parenchyma
دژپیه
knots
دژپیه
knot
دژپیه
lachrymalgland
دژپیه اشک
breasts
پستان
mammilliform
پستان
mammilary
پستان
mamma
پستان
Milky Way
پستان زن
breast
پستان
sebesten
سگ پستان
mammalgia
پستان درد
garget
پستان درد
mammila
نوک پستان
papilla
نوک پستان
mammilate
دارای پستان
to suck milk
پستان مکیدن
mastoid
پستان مانند
mastodynia
پستان درد
mastitis
ورم پستان
breast-fed
با پستان شیردادن
breast-feed
با پستان شیردادن
breast-feeds
با پستان شیردادن
chesty
درشت پستان
full breasted
بزرگ پستان
weaned
از پستان گرفتن
bodices
پستان بند
dug
نوک پستان
brassiere
پستان بند
brassieres
پستان بند
teats
نوک پستان
bra
پستان بند
teat
نوک پستان
bras
پستان بند
nipples
نوک پستان
mammary
مربوط به پستان
wean
از پستان گرفتن
nipple
نوک پستان
bodice
پستان بند
pap
نوک پستان
bosomy
پستان مانند
garget
اماس پستان
plumper
پستان مصنوعی
weans
از پستان گرفتن
bosoms
دارای پستان شدن
bosom
دارای پستان شدن
breast-fed
شیر پستان دادن
breast-feed
شیر پستان دادن
breast-feeds
شیر پستان دادن
udders
پستان گاو و مانند ان
nipple
ازنوک پستان خوردن
udder
پستان گاو و مانند ان
bosomy
دارای پستان برجسته
acromastitis
اماس نوک پستان
falsie
لایی پستان بند
teats
شبیه نوک پستان
mammillate
دارای پستان یا پستانک
teat
شبیه نوک پستان
mastitis
اماس غدههای پستان
mastodynia
پستان مانند پستانی
tits
دختریازن نوک پستان
nipples
ازنوک پستان خوردن
tit
دختریازن نوک پستان
pap
هر چیزی شبیه نوک پستان
mammilary
دارای برامدگیهای پستان مانند
mammila
اندام یا چیز دیگرکه مانند پستان باشد
falsie
پارچه یالاستیکی که بشکل پستان ساخته اند و درپستان بند کارمیرود
She is laying a guilt trip on
[is guilt-tripping]
me for not breast feeding.
او
[زن]
به من احساس گناه کاربودن میدهد چونکه من
[به او]
شیر پستان نمی دهم.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com