English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (4 milliseconds)
English Persian
main mast دکل اصلی
mainmast دکل اصلی
Search result with all words
elegant یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
acoustic روش اصلی ذخیره سازی داده
answer حالتی از مودم که پاسخ ها را با استفاده از ارتباط با مودم اصلی ایجاد میکند
answered حالتی از مودم که پاسخ ها را با استفاده از ارتباط با مودم اصلی ایجاد میکند
answering حالتی از مودم که پاسخ ها را با استفاده از ارتباط با مودم اصلی ایجاد میکند
answers حالتی از مودم که پاسخ ها را با استفاده از ارتباط با مودم اصلی ایجاد میکند
source مجموعه پانچ کارتها که حاوی کد اصلی برنامه است
source نرم افزارای که به کاربر امکان تغییر دادن , حذف و افزودن دستورات در فایل اصلی برنامه میدهد
source 1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
source در عمل کشیدن و قرار دادن , شی اصلی شی ای است که انتخاب شده است و پس کشیده شده است
source نقط ه اصلی یا شروع
controller وسیله اصلی در چاپگر که خروجی را از کامپیوتر به دستورات چاپی ترجمه میکند
controllers وسیله اصلی در چاپگر که خروجی را از کامپیوتر به دستورات چاپی ترجمه میکند
outline مراحل و تصمیمات اصلی در برنامه یا سیستم
outline خصوصیت اصلی چیزی
outlined مراحل و تصمیمات اصلی در برنامه یا سیستم
outlined خصوصیت اصلی چیزی
outlines مراحل و تصمیمات اصلی در برنامه یا سیستم
outlines خصوصیت اصلی چیزی
outlining مراحل و تصمیمات اصلی در برنامه یا سیستم
outlining خصوصیت اصلی چیزی
shag قسمت اصلی و بلند چوب
shagging قسمت اصلی و بلند چوب
shags قسمت اصلی و بلند چوب
bodies 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
body 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
ramp منطقه اصلی توقف هواپیما درفرودگاه
ramps منطقه اصلی توقف هواپیما درفرودگاه
decomposing تجزیه کردن و جدا کردن عناصر اصلی یک ماده مرکب
front یچهای کنترل سیستم کامپیوتر اصلی و نشانگرهای وضعیت
fronting یچهای کنترل سیستم کامپیوتر اصلی و نشانگرهای وضعیت
card فرمی که حاوی تخته اصلی است که روی آن تختههای حلقوی چاپ شده قابل نصب هستند تا یک سیستم انعط اف پذیر ایجاد شود
card کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
card برنامه کوتاهی که داده را از کارت پانچ به حافظه اصلی منتقل میکند
cards فرمی که حاوی تخته اصلی است که روی آن تختههای حلقوی چاپ شده قابل نصب هستند تا یک سیستم انعط اف پذیر ایجاد شود
cards کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
cards برنامه کوتاهی که داده را از کارت پانچ به حافظه اصلی منتقل میکند
change رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
change نواری که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکورد استفاده شده برای بهنگام سازی فایل اصلی است
change فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changed رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
changed نواری که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکورد استفاده شده برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changed فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changes رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
changes نواری که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکورد استفاده شده برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changes فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changing رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
changing نواری که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکورد استفاده شده برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changing فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
direct objects برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
direct objects فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
indirect objects برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
indirect objects فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
object برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
object فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
objected برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
objected فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
objecting برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
objecting فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
objects برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
objects فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
exit در DOS-MS دستور سیستم برای توقف و ترک زیر فرآیند و بازگشت به فرآیند اصلی
exits در DOS-MS دستور سیستم برای توقف و ترک زیر فرآیند و بازگشت به فرآیند اصلی
enhance در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
enhanced در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
enhances در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
enhancing در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
message نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
messages نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
part عنصر اصلی
basic اصلی
basics اصلی
public سرویس ارسال داده برای عموم . مثل سیستم تلفن اصلی در یک کشور
link تعداد دستورات کامپیوتری در برنامه که در هر زمان قابل فراخوانی هستند و کنترل به دستور بعدی به برنامه اصلی برمی گردد
original اصلی
original نسخه اصلی
original دیسک داده اصلی
originals اصلی
originals نسخه اصلی
originals دیسک داده اصلی
header لوله اصلی
headers لوله اصلی
machine کامپیوتری که میتواند کد اصلی با کامپایل کند
machined کامپیوتری که میتواند کد اصلی با کامپایل کند
machines کامپیوتری که میتواند کد اصلی با کامپایل کند
throughput بیشترین خروجی وسیله که با مشخصات اصلی مط ابق باشد
logical واحد اطلاعات آماده پردازش که لزوما شبیه داده اصلی در فضای ذخیره سازی نیست که ممکن است حاوی داده کنترل و... باشد
standby سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standbys سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
executive برنامه اصلی در سیستم کامپیوتر که اجرای سایر برنامه ها را کنترل میکند
executives برنامه اصلی در سیستم کامپیوتر که اجرای سایر برنامه ها را کنترل میکند
prime اصلی
primed اصلی
primes اصلی
save محل ذخیره سازی موقت درحافظه اصلی که برای ثباتها و داده کنترلی به کارمی رود
saved محل ذخیره سازی موقت درحافظه اصلی که برای ثباتها و داده کنترلی به کارمی رود
saves محل ذخیره سازی موقت درحافظه اصلی که برای ثباتها و داده کنترلی به کارمی رود
update فایلی که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکوردها است که برای بهنگام سازی فایل اصلی به کار می رود
update 1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
update تغییر یا افزودن داده مشخص در فایل اصلی با اطلاعات به روز شوند
Other Matches
VL bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
master سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
mastered سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
masters سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
stapling جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypal وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
initial reserves ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
stapled جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypic وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
staple جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
first generation computer کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
generations کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
generation کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
main guard نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
mainstays مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstay مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
base unit یکای اصلی واحد اصلی
master file فایل اصلی پرونده اصلی
base camp پایگاه اصلی کمپ اصلی
fundamental unit یکای اصلی واحد اصلی
expansion slots شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
matter بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matters بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
externals که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
FEP پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
pilot tunnel تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
authentic document اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
echo check بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
master compass قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
input/output فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
intrinsic اصلی
arch- اصلی
arches اصلی
ingrown اصلی
isogeny هم اصلی
master اصلی
primordial اصلی
first-hand اصلی
quintessential اصلی
seminal اصلی
mastered اصلی
native code کد اصلی
essential اصلی
elementarily اصلی
masters اصلی
firsthand اصلی
essentials اصلی
organic اصلی
fundametal اصلی
mainlines خط اصلی
immanent اصلی
arch اصلی
radical اصلی
radicals اصلی
germinal اصلی
inherent اصلی
head اصلی
principle اصلی
main deck پل اصلی
cardinal اصلی
primary اصلی
main door در اصلی
cardinals اصلی
main attack تک اصلی
main stem خط اصلی
main line خط اصلی
main lines خط اصلی
principal اصلی
primarily اصلی
major اصلی
aboriginal اصلی
majored اصلی
aboriginals اصلی
line link خط اصلی
parent اصلی
majoring اصلی
genuine اصلی
major <adj.> اصلی
initialling اصلی
proto اصلی
initialled اصلی
rudimental اصلی
initialing اصلی
principals اصلی
main خط اصلی
mainlined اصلی
mainlines اصلی
mainlining خط اصلی
mainlining اصلی
trunk خط اصلی
mainlined خط اصلی
mainline اصلی
initialed اصلی
essential <adj.> اصلی
main <adj.> اصلی
initial اصلی
trunks خط اصلی
mainline خط اصلی
elementary اصلی
vital <adj.> اصلی
initials اصلی
normative اصلی
texts اصلی
primitive اصلی
text اصلی
primal اصلی
functional اصلی
quintessential <adj.> اصلی
elemental اصلی
substantive [essential] <adj.> اصلی
fundamental اصلی
principals شرکت اصلی
parant metal فلز اصلی
domicile of origine اقامتگاه اصلی
hardware دستگاههای اصلی
basic shaft محور اصلی
backing metal فلز اصلی
original map نقشه اصلی
authentic document مدرک اصلی
base of origin مبداء اصلی
base piece توپ اصلی
cutting time زمان اصلی
busbar شین اصلی
current coil پیچک اصلی
basic pay حقوق اصلی
cardinal points جهات اصلی
collector drain زهکش اصلی
principal شرکت اصلی
decompilation به زبان اصلی
principals مجرم اصلی
principal مجرم اصلی
cardinal headings جهات اصلی
basic ration جیره اصلی
doctorine قوانین اصلی
basic size اندازه اصلی
basic variable متغیر اصلی
derm جلد اصلی
bottom hole سوراخ اصلی
constituents جزء اصلی
essentials بسیارلازم اصلی
main line نهر اصلی
initials پاراف اصلی
main line کانال اصلی
initials اصلی اغازی
main lines نهر اصلی
main lines کانال اصلی
mainspring انگیزه اصلی
mainspring دلیل اصلی
avenue خیابان اصلی
avenues خیابان اصلی
primary colours رنگهای اصلی
prime movers محرک اصلی
prime mover محرک اصلی
inessentials غیر اصلی
motifs مایه اصلی
motif مایه اصلی
innate لاینفک اصلی
mother country کشور اصلی
mother countries کشور اصلی
essential بسیارلازم اصلی
cardinal number عدد اصلی
cardinal numbers عدد اصلی
master switch کلید اصلی
master switches کلید اصلی
inessential غیر اصلی
meat غذای اصلی
meats غذای اصلی
initial پاراف اصلی
habitat جای اصلی
habitats جای اصلی
initial اصلی اغازی
trunks سیم اصلی
substance ماده اصلی
substances ماده اصلی
trunk سیم اصلی
primary مقدماتی اصلی
initialed اصلی اغازی
initialed پاراف اصلی
initialing اصلی اغازی
main road جاده اصلی
main road راه اصلی
main roads جاده اصلی
main roads راه اصلی
initialling پاراف اصلی
initialling اصلی اغازی
initialled پاراف اصلی
initialled اصلی اغازی
headquarters شعبه اصلی
initialing پاراف اصلی
constituent جزء اصلی
principal reason علت اصلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com