Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 108 (8 milliseconds)
English
Persian
lattice mast
دکل مشبک
lattice tower
دکل مشبک
Search result with all words
mesh
شبکه تور مانند یا مشبک کردن
meshes
شبکه تور مانند یا مشبک کردن
meshing
شبکه تور مانند یا مشبک کردن
rack
توری مشبک اشغال گیر
racked
توری مشبک اشغال گیر
racks
توری مشبک اشغال گیر
wracked
توری مشبک اشغال گیر
wracks
توری مشبک اشغال گیر
truss
تیر مشبک
trussed
تیر مشبک
trusses
تیر مشبک
trussing
تیر مشبک
interlaced
درهم بافته مشبک
netted
مشبک
lattice window
پنجره مشبک
lattice windows
پنجره مشبک
latticed
مشبک
grilled
مشبک
crate
صندوق مشبک
crates
صندوق مشبک
interweave
مشبک کردن
interweaves
مشبک کردن
interweaving
مشبک کردن
interwove
مشبک کردن
latticework
چیز مشبک
honeycomb
مشبک
honeycomb
بمب یا نارنجک مشبک تکه تکه شونده
honeycombs
مشبک
honeycombs
بمب یا نارنجک مشبک تکه تکه شونده
grille
پنجره مشبک
grilles
پنجره مشبک
lattice
کار مشبک
lattice
تیر مشبک
lattices
کار مشبک
lattices
تیر مشبک
aperture mask
صفحه مشبک
bar screen
ریچه مشبک
bar screen
دریچه مشبک
cancellate
مشبک
cancellated
مشبک
caul
نوعی روسری مشبک توری
cellular metal floor raceway
سیم روی کف مشبک اطاق
checker brick
اجر مشبک
sleeve brick
اجر مشبک
checker chamber
اطاقک مشبک
corner truss
تیر مشبک کنج دار
cribriform
مشبک
expanded metal
ورق اهن مشبک
fretwork specialist
مشبک کار
gridded
مشبک
gridiron
خطوط یا میلههای فلزی مشبک
grillage
زمینه و طرح مشبک توری و غیره
grillwork
پنجره مشبک سازی
hollow brick
اجر مشبک
honeycomb coil
پیچک مشبک
lattice woung coil
پیچک مشبک
interknit
در هم مشبک کردن
interlace
مشبک کردن
laced column
ستون مشبک با بستهای چپ وراست
lattice analogy
روش قیاس به تیر مشبک
lattice girder
تیر حمال مشبک
lattice grider
تیر مشبک
lattice suspension bridge
پل اویزشی مشبک
lattice suspension bridge
پل تعلیق مشبک پل اویز مشبک
lattice tower
برج مشبک
luggage net
باربند فلزی مشبک
mesh iron
اهن مشبک
mesh reinforcement
ارماتور مشبک فلزی
reinforced grillage
ارماتور مشبک فلزی
meshwork
کارهای مشبک
meshy
مشبک
net winged
دارای بال مشبک
netted veined
دارای رگههای مشبک مشبک العروق
perforated brick
اجر مشبک
perforated cover plates
صفحات مشبک
perforated metal basket
سبد فلزی مشبک
pierced woodwork
چوبکاری مشبک
platelet
صفحه کوچکی در سیستمهای سیالی که سطح ان مشبک ویا دارای کانالهای دقیقی میباشد
retculate
مشبک
reticular
مشبک
reticulate
مشبک کردن
reticulate
شبکه کردن مشبک
reticulum
بافت همبند و مشبک
retiform
مشبک
screen pipe
لوله مشبک که در قسمت ابزای چاه نصب میشود
shadow mask
صفحه مشبک
slotted casing
لوله جدار مشبک
trestle work
پایههای مشبک
truss bridge
پل با تیر مشبک
wire mesh
اهنبندی مشبک
air-bick
سفال مشبک
air-grating
[پنجره مشبک برای عبور هوا]
chancel-rail
نرده مشبک
[کلیسا]
chancel-rail
دیواره مشبک
[کلیسا]
chancelor
جداره مشبک
[کلیسا]
choir-rail
[ردیفی از نرده ها یا جداره ی مشبک که جایگاه همسرایان را از شبستان کلیسا جدا می کند.]
clair-voie
[پرچین با دیواره های مشبک که سوراخ سوراخ است.]
drop-tracery
تزئینات مشبک کاری
flowing
<adj.>
مشبک
form-piece
[تکه های سنگ در مشبک کاری]
Other Matches
Geometrical
مشبک کاری
lattic-window
پنجره مشبک
lattic-bridge
تیر حمال مشبک
Kentish tracery
مشبک کاری کنتی
Lantern ring
رینگ مشبک یا پنجره ای
lattic-moulding
[ابزار بند مشبک یا توری مانند]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com