Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
beater ejector
دکمه تعویض سر همزن
Other Matches
post knotting
پشت زنی
[تعویض گره ها بعد از اتمام فرش]
[گاه جهت تعویض نگاره ها در قسمتی از فرش بافته شده و یا جهت قدیمی جلوه دادن فرش با تعویض گره ها در محل درج تاریخ، گره ها را تعویض می کنند.]
single-breasted
دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
single breasted
دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
agitators
همزن
stirrer
همزن
mixers
همزن
mixer
همزن
agitator
همزن
stirrers
همزن
egg beater
همزن دستی
spiral agitator
همزن مارپیچی
mixer
همزن امیزنده
mixers
همزن امیزنده
stirring blade
پره همزن
stirring rod
میله همزن
stirring blade
تیغه همزن
spiral beater
همزن مارپیچی
wire beater
همزن سیمی
litter relay point
نقطه تعویض برانکاردکشها نقطه تعویض حمل مجروحین
magnetic stirrer
میله مغناطیسی همزن
mercury seal stirrer
همزن با هوابند جیوهای
spurtle
اسباب اتش همزن
teflon spin bar
میله همزن تفلونی
four blade beater
همزن چهار تیغه
stirrer hot plate
اجاق برقی همزن دار
knob
دکمه
buttoning
دکمه
buttoned
دکمه
button
دکمه
buttons
دکمه
knobs
دکمه
tuber
دکمه
bottle flower
گل دکمه
botton
دکمه
button hole
جا دکمه
knop
دکمه
stop knob
دکمه
tubercle
دکمه
gemma
دکمه
tuberculum
دکمه
reset button
دکمه
tubers
دکمه
shooting adjustment keys
دکمه
shutter release button
دکمه
snap fastener
دکمه فشاری
buttonholing
سوراخ دکمه
buttonhole
سوراخ دکمه
buttonholed
سوراخ دکمه
buttonhook
قلاب دکمه
buttonholes
سوراخ دکمه
snap fastener
دکمه قابلمه
sleeve link
دکمه زنجیری
radio button
دکمه رادیو
alarm push
دکمه اژیر
unbuttons
گشودن دکمه
unbuttoning
گشودن دکمه
unbuttoned
گشودن دکمه
unbutton
گشودن دکمه
buttonhook
سگک دکمه
push button
دکمه فشاری
double breasted
کت چهار دکمه
flue stop
دکمه ارگ
gemmiparous
دکمه اور
gemmule
دکمه گیاهک
knobbed
دکمه دار
mouse button
دکمه ماوس
buttonhook
دکمه انداز
cuff
دکمه سردست
Buttonhole
کتی که در دو طرف دکمه دارد
cuffs
دکمه سردست
cuffed
دکمه سردست
cuffing
دکمه سردست
door stop
دکمه کله قندی
viewfinder adjustment keys
دکمه یابنده هدف
push botton
دکمه زنگ اخبار
fine adjustment knob
دکمه تنظیم دقیق
film advance mode
دکمه رد کردن فیلم
canopy release knob
دکمه برقراری سایبان
coarse adjustment knob
دکمه تنظیم زیرین
olivet
دکمه هسته خرمایی
olivette
دکمه هسته خرمایی
stud
دکمه سردست دسته
buttoning
هرچیزی شبیه دکمه
button
هرچیزی شبیه دکمه
buttoned
هرچیزی شبیه دکمه
condenser adjustment knob
دکمه تنظیم تراکم
farcy button
دکمه یابرامدگی درناخوشی سراجه
tuberculous
دارای برامدگی یا دکمه مسلول
boutonniere
بریدگی یاشکاف جای دکمه
cornet a pistons
یکجورسازشیپوری که چندین دکمه دارد
double breasted
کتی که در دو طرف دکمه دارد
exposure adjustment knob
دکمه نمایش تعداد فیلم
seat back adjustment knob
دکمه تنظیم پشتی صندلی
eye
دکمه یا گره سیب زمینی
farcy bud
دکمه یابرامدگی درناخوشی سراجه
eyeing
دکمه یا گره سیب زمینی
eyes
دکمه یا گره سیب زمینی
eying
دکمه یا گره سیب زمینی
boutonniere
گلی که درسوراخ دکمه کت زده میشود
etui
جعبهء کوچک زینتی سوزن نخ و دکمه
shell jacket
بالاتنه کوتاه دکمه دار نظامی
right
دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
righted
دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
righting
دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
double click
احضار یک فرمان توسط دکمه دستگاه OUSE
programmable function keyboard
صفحه کلید دکمه یی برای سیستمهای گرافیکی
pushbutton
آنچه با فشار دادن یک دکمه کار کند
pelican crossing
دکمه ای که با زدن آن عبور و مرور قطع میشود
reefing jacket
یکجور نیمتنه چسبان که از دوطرف دکمه میخورد
clicked
تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
click
تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
O.K.
دکمه OK که برای شروع یا تایید یک عمل به کار می رود
to make a typing error
[mistake]
اشتباه روی دکمه ای فشار دادن
[کلید یا تلفن]
to make a typo
[American E]
اشتباه روی دکمه ای فشار دادن
[کلید یا تلفن]
to hit the wrong key
[on the PC/phone/calculator]
اشتباه روی دکمه ای فشار دادن
[کلید یا تلفن]
clicks
تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
Programs menu
زیر منوییکه از دکمه Start در ویندوز قابل دستیابی است
clicking
فشار دادن دکمه بالای دستگاه ماوس paste and cut
switchover
تعویض
line feed
تعویض خط
replacing
تعویض
interchanged
تعویض
substituent
تعویض
interchanging
تعویض
switches
تعویض جا
switches
تعویض
quid pro quo
تعویض
quid pro quos
تعویض
replaces
تعویض
replace
تعویض
substitution
تعویض
interchange
تعویض
replaced
تعویض
stage set
تعویض سن
interchanges
تعویض
rotation
تعویض
switched
تعویض جا
switched
تعویض
replacement
تعویض
refilled
تعویض
refill
تعویض
shifted
تعویض
shifts
تعویض
swapping
تعویض
resignation
تعویض
refills
تعویض
resignations
تعویض
refilling
تعویض
shift
تعویض
switch
تعویض
replacements
تعویض
switch
تعویض جا
doubled up
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
doubled
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
double
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
line feed
تعویض سطر
maintenance
تعویض قط عات و...
replacements
تعویض یکانها
illumination change
تعویض روشنایی
interchange circuit
مدار تعویض
interchangeability
قابلیت تعویض
lead through
تعویض سرپرست
alternation
تعویض قطب
fungible
قابل تعویض
fungibility
قابلیت تعویض
adjournments
برخاست تعویض
direct exchange
تعویض باداغی
relieving
تعویض نگهبانی
exchange point
نقطه تعویض
relieves
تعویض نگهبانی
subs
تعویض بازیگر
relieve
تعویض نگهبانی
substitute
تعویض بازیگر
frequency changing
تعویض فرکانس
line replacement
تعویض خط جبهه
alternated
تعویض متناوب
sub
تعویض بازیگر
replaceable
قابل تعویض
replacement
تعویض قطعه
replacements
تعویض قطعه
changing
تعویض مبادله
changes
تعویض مبادله
changed
تعویض مبادله
substitutionary
تعویض جانشینی
symmetrical exchange
تعویض قرینه
turn over
برگردان تعویض
restaging
تعویض محل
request substitution
تقاضای تعویض
shifter
تعویض کننده
oil change
تعویض روغن
pole changing
تعویض قطب
alternates
تعویض متناوب
refillable
قابل تعویض
relief in place
تعویض در محل
replacement
تعویض یکانها
alternate
تعویض متناوب
substitutable
قابل تعویض
replacement cost
هزینه تعویض
replacer
تعویض کننده
change
تعویض مبادله
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com