English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
English Persian
metabolize دگرگون کردن از طریق متابولیزم
Other Matches
alters دگرگون کردن دگرگون شدن
alter دگرگون کردن دگرگون شدن
altering دگرگون کردن دگرگون شدن
altered دگرگون کردن دگرگون شدن
metabolical مربوط به متابولیزم
metabolisms دگرگونی متابولیزم
metabolism دگرگونی متابولیزم
metamorphose دگرگون کردن
to alter [to] دگرگون کردن
transform دگرگون کردن
restructured دگرگون کردن
restructure دگرگون کردن
transformed دگرگون کردن
metamorphosing دگرگون کردن
to transform [into] دگرگون کردن [به]
transforms دگرگون کردن
restructures دگرگون کردن
transforming دگرگون کردن
metamorphoses دگرگون کردن
metamorphosed دگرگون کردن
change دگرگون کردن یاشدن دگرگونی
changing دگرگون کردن یاشدن دگرگونی
changed دگرگون کردن یاشدن دگرگونی
changes دگرگون کردن یاشدن دگرگونی
vary عوض کردن دگرگون کردن
varies عوض کردن دگرگون کردن
to direct traffic through ترافیک را از طریق...هدایت کردن
interfaces وصل کردن از طریق رابط
administrative storage انبار کردن به طریق اداری
interface وصل کردن از طریق رابط
phoning صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phone صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phoned صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phones صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
keyboarding وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
typed وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
types وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
type وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
illumination by reflection روشن کردن منطقه از طریق انعکاس یا شکست نور
key وارد کردن متن یا دستورات از طریق صفحه کلید
trans- دگرگون
otherguise دگرگون
vicissitudinous دگرگون
turns دگرگون ساختن
turn دگرگون ساختن
dissimilar دگرگون ناهمسان
transmogrification دگرگون سازی
metabolic دگرگون شونده
changful دگرگون شونده
metamorphic دگرگون شده
catabolize دگرگون شدن
metamorphic rocks سنگهای دگرگون
technical دگرگون شونده
changeable دگرگون شدنی
endomorph درون دگرگون
to alter [to] دگرگون شدن
alterative دگرگون سازنده
intensive cultivation اضافه کردن مقدار تولید از طریق افزایش عامل کار یا سرمایه بدون اینکه سطح زیر کشت زیادشود
ireversible دگرگون نشدنی بر نگشتنی
it is quite another story now اوضاع اکنون دگرگون
changeable دگرگون پذیر متلون
illumination by diffusion روشن کردن منطقه از طریق انعکاس نور غیر مستقیم یاسایه روشن
transformative قابل تبدیل دگرگون شونده
gneiss نوعی سنگ دگرگون شده
irreversibly چنانکه نتوان دگرگون یا واژگون ساخت یا لغو نمود
metameric در وزن و ترکیب برابر و درخواص شیمیایی دگرگون حلقهای
HyperTerminal برنامه ارتباطی که در ویندوز وجود دارد و به کاربر امکان صدا کردن کامپیوتر راه دور از طریق مودم و فایلهای ارتباطی میدهد
heteronym کلمهای که املای ان باکلمه دیگریکسان ولی معنی وتلفظ ان دگرگون
homonym کلمهای که تلفظ ان با کلمه دیگر یکسان ولی معنی ان دگرگون باشد
graphics پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
tao طریق
vi'a prep از طریق
way طریق
to what extent <adv.> به چه طریق
how far <adv.> به چه طریق
how از چه طریق
via از طریق
in what way <adv.> به چه طریق
officially از طریق اداری
dy drawing lots به طریق قرعه
hereditarily به طریق ارث
just as well <adv.> به همان طریق
road طریق خیابان
roads طریق خیابان
similite بهمان طریق
available by در دسترس از طریق .....
by payment از طریق پرداخت
noway به هیچ طریق
in no wise بهیچ طریق
equally <adv.> به همان طریق
request mast از طریق سلسله مراتب
volatility separation جداسازی از طریق فراریت
road haulage حمل از طریق جاده
query by example سئوال از طریق مثال
keyed in <past-p.> وارده از طریق کلید
illegaly از طریق غیر قانونی
not even by [not even through] [not even by means of ] نه حتی به وسیله [به طریق]
prescriptive right حق مالکیت از طریق مرورزمان
c آموزش از طریق کامپیوتر
by tender از طریق مزایده یا مناقصه
in or after this manner بدینسان [بدین طریق]
by acceptance از طریق قبولی نویسی
in what manner چطور بچه طریق
modem وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
unearned از طریق کار به دست نیامده
inch پیمودن مسیر [به طریق آهسته]
gradationally به ترتیب درجه به طریق تصاعد
trunk connection اتصال مشترکین از طریق ترانک
door step selling فروش از طریق مراجعه به خانوارها
cdc جهت دهی خودکارپیام از طریق کد
noise که از طریق میدان الکتریکی یا مغناطیسی
administrative shippings ارسال اماد به طریق اداری
trunk calls مکالمه مشترکین از طریق ترانک
request mast گزارش از طریق سلسله مراتب
noises که از طریق میدان الکتریکی یا مغناطیسی
trunk call مکالمه مشترکین از طریق ترانک
air movement of patients ترابری بیماران از طریق هوا
unix از طریق اتصال سری به کامپیوتر دیگر
continuous strip camera دوربین عکسبرداری به طریق نوار مداوم
monetization پرداخت بدهی دولت از طریق انتشارپول
acoustic minehunting روش اکتشاف مین به طریق صوتی
By hook or by crook. somehow. هر جوری شده ( بهر طریق ممکن )
mail order سفارش از طریق پست فروش مکاتبهای
road haulier حمل کننده کالا از طریق خشکی
haulage حمل و نقل کالااز طریق جاده
crossfertilize پیوستن دونوع متفاوت از طریق لقاح
distribution عمل ارسال داده بویژه از طریق شبکه
inland waterway consignment note صورت ارسال بار از طریق ابراه داخلی
PGP یات پرداخت از طریق اینترنت انجام میشود
distributions عمل ارسال داده بویژه از طریق شبکه
active mine مین منفجر شونده از طریق انعکاس امواج
pulse dialling شماره گیری تلفن از طریق ارسال پالسهایی روی خط
continuous strip photography عکاسی به طریق نوار مداوم عکسبرداری هوایی با نوارمداوم
extensive cultivation بالا بردن مقدارمحصول کشاورزی از طریق استفاده از زمین
speculum اینه طبی یاسپکولوم وسیله معاینه از طریق سوراخهای بدن
indict تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
indicts تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
indicting تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
DDE دستیابی مستقیم از طریق کلید به داده دیسک یا نوار مغناطیسی
circulating ثبات حرکتی که خروجی آن از طریق یک حلقه بسته به ورودی آن بر می گردد
indicted تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
stakhnovism افزایش تولیداز طریق بالا بردن کمیت تولیدهر کارگر
property in action مال قابل مطالبه از طریق قانونی مالکیت مورد حمایت قانون
protect home judustry حمایت صنایع داخلی از طریق وضع حقوق گمرکی سنگین برواردات
modem مدار یا کابلی که به دو کامپیوتر امکان ارتباط از طریق پورت سریال میدهد
daisy chain interrupt یک سیستم وقفه که در ان دستگاههای جانبی از طریق گذرگاه به کامپیوتر وصل می شوند
ends کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی
end کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی
ended کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی
null مدار یا کابلی که به دو کامپیوتر امکان ارتباط از طریق پورت سریال میدهد
hackers فردی که علاقه بکار کامپیوترندارد اما از طریق سعی وخطا می خواهد ان را فراگیردهواخواه
hacker فردی که علاقه بکار کامپیوترندارد اما از طریق سعی وخطا می خواهد ان را فراگیردهواخواه
polarized ورودی ای که خصوصیتی دارد که باعث میشود فقط به یک طریق وارد سوکت شود
irrationlism اصول عقایدکسانی که رسیدن به مرحله یقین را از طریق اشراق والهام ممکن می دانستند
acupressure روش تسکین درد و درمان بیماری از طریق فشار نقاط خاصی از بدن
burn in فرایندازمایش مدارها و مولفههای الکتریکی از طریق قراردادن انها در دمای زیاد یک کوره
budding تولید مثل غیرجنسی از طریق ایجاد قلمبه شدگی در بخشی از بدن جاندار
handing سیستم جاری که عملوند عملیات را با اجرای دستورات از طریق صفحه کلید کنترل میکند
airborne alert اماده باش به طریق هوابرد وسایل اعلام خطر نصب شده روی هواپیما
debt finance افزایش سرمایه از طریق فروش سهام تامین محل برای پرداخت قروض و دیون
menu display روش محاورهای ارتباط باسیستم کامپیوتری از طریق سوال و جواب یا انتخابهای چند گانه
trade restrictions جلوگیری از ورود کالاهای خارجی به کشور است از طریق وضع قوانین گمرکی و سودبازرگانی
hand سیستم جاری که عملوند عملیات را با اجرای دستورات از طریق صفحه کلید کنترل میکند
false فایلهای ناخواسته بازیاب شده از پایگاه داده از طریق استفاده از کدهای جستجوی غلط
DLL در ویندوز ماکروسافت و OS/2 کتابخانه برنامههای کاربردی که از طریق برنامه اصلی قابل فراخوانی اند
expandsionism اعتقاد به لزوم بسط اراضی کشور از طریق اعمال قدرت نظامی یااقتصادی یا هر وسیله دیگر
modem کابل یا وسیلهای که به دو کامپیوتر امکان ارتباط از طریق پورت سریال بدون استفاده از مودم میدهد
wide area network شبکهای که ترمینالهای مختلف آن دور هستند و از طریق رادیو , ماهواره و کابل بهم وصل اند
scientific socialism بررسی سوسیالیسم از طریق امار وارقام و شواهد و مدارک و برمبنای اصول اقتصاد و جامعه شناسی
Apple filing protocol روش ذخیره سازی فایل ها روی سرور شبکه که از طریق یک کامپیوتر Macintosh Apple قابل دستیابی است
Eudora برنامه نرم افزاری تجاری معروف برای ارسال و دریافت مدیریت پیام های پست الکترونیکی از طریق اینترنت
internal modem مودم روی کارت اضافی که به اتصال وصل میشود و اطلاعات را به پردازنده منتقل میکند از طریق باس و نه پورت سریال
things in action اموالی که بالفعل در تصرف شخصی نیستند ولی نسبت به ان ها حقی دارد ومیتواند از طریق طرح دعوی ان ها را مطالبه کند
S HTTP سیستمی که خط امنیتی بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده ایجاد تا به کاربران امکان پرداخت قیمت کالاها از طریق اینترنت بدهد
dower درCL این مقدار معادل ثلث کل دارایی مرد اعم از اعیان وعرصه است که به طریق عمری به زوجه اش واگذار میشود
dynamic link library در ویندوز ماکروسافت و OS/2 کتابخانه برنامه ها که از طریق برنامه اصلی قابل فراخوانی است
serials eruoM متصل به پورت سری PC که داده محل را از طریق پورت سریال منتقل میکند
serial eruoM متصل به پورت سری PC که داده محل را از طریق پورت سریال منتقل میکند
open market operation عملیات دولت در بازار ازاد خرید و فروشهایی که دولت از طریق خزانه داری کل میکند
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
damage feasant درCL حالتی را گویند که رمه یاگله کسی وارد ملک دیگری شده از طریق چریدن یاشکستن اشجار ایجاد خسارت نماید
parallels چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
paralleling چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
mouses esuoM ای که به پورت سری PC وصل است و داده مختصات را از طریق پورت سریال منتقل میکند
parallel چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
mouse esuoM ای که به پورت سری PC وصل است و داده مختصات را از طریق پورت سریال منتقل میکند
parallelling چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
paralleled چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallelled چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
meter power supply امکان ای در ویندوز که میزان توان باتری را در laptop نشان میدهد و نیز می گوید آیا از طریق بالا اجرا میشود یا منبع اصلی الکتریسیته
estate by curtesy در CLقسمتی از اموال زوجه است که پس از فوتش به طریق عمری به زوج به زوج منتقل میشود لیکن به وارث وی نمیرسد
point of presence شماره دستیابی تلفن برای تامین کننده سرویس که برای اتصال به اینترنت از طریق مودم به کار می رود
piggybacks دستیابی غیر مجاز به سیستم کامپیوتری که باید از طریق کلمه رمز یا ترمینال کاربر مجاز انجام شود
local دیسک درایویی که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است به جای اینکه منبع از طریق شبکه وصل باشد
locals دیسک درایویی که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است به جای اینکه منبع از طریق شبکه وصل باشد
piggyback دستیابی غیر مجاز به سیستم کامپیوتری که باید از طریق کلمه رمز یا ترمینال کاربر مجاز انجام شود
cattage key people افرادی که در خانه کار می کنند و کار را از طریق سیستمهای مخابراتی فلاپی دیسک یاسایر وسایل به شرکت ارسال می دارند
photocomposition کاربرد پردازش الکترونیکی درتهیه چاپ که مستلزم تعریف و تنظیم تحریر و تولید ان به وسیله پردازش از طریق عکاسی میباشد
remote data concentrator وسیله یی که پیام ها را ازطریق خطوط کم سرعت ازترمینالهای متعدد دریافت کرده و داده ها را از طریق یک حط واحد سنکرون باسرعت بالا به پردازنده میزبان منتقل میکند
SEPP سیستم تامین کننده خط امن بین جستجوگری کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان فروش کالاها از طریق اینترنت میدهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com