Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English
Persian
plasmin
دیاستاز تجزیه کننده پروتئین
Other Matches
plasmin
دیاستاز عامل تجزیه لخته خون
proteinase
انزیمهای ابکی کننده پروتئین
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
dissociative
تجزیه کننده
parser
تجزیه کننده
microcomoser
تجزیه کننده
microconsumer
تجزیه کننده
decomposer
تجزیه کننده
spectrum analyser
تجزیه کننده طیف
enzymes
دیاستاز
enzyme
دیاستاز
audio
تجزیه کننده صوت که به کامپیوتر اجازه میدهد پاسخ را به درخواست ها بیان کند
pancreatin
دیاستاز شیره لوزالمعده
diastase
دیاستاز واسطه پدیده های حیاتی
proteins
پروتئین
proteide
پروتئین
protein
پروتئین
proteinaceous
پروتئین دار
globular protein
پروتئین کروی
fibrous protein
پروتئین رشتهای
proteinate
ترکیب پروتئین دار
secondary structure of portein
ساختار دوم پروتئین
globin
گلوبین یا پروتئین بی رنگ
albumin
نوعی پروتئین ساده
myosin
پروتئین اساسی عضله
degrade protein enzyme
انزیم پروتئین شکن
tertiary structure of protein
ساختار سوم پروتئین
casein
ماده پروتئین شیر
pepsin
پپسین انزیم گوارنده پروتئین درشیره معده
pepsine
پپسین انزیم گوارنده پروتئین درشیره معده
metaprotein
هریک از مشتقات پروتئین که از فعل وانفعال اسید وقلیابدست میاید
image dissector tube
لامپ تجزیه کننده تصویر لامپ دیسکتور تصویر
spectrophotometry
اسپکتروفتومتر
[در این روش با تجزیه رنگ ها و مقایسه آن نمونه های مرجع، نوع رنگینه بکار رفته مشخص می شود. این روش خصوصا در تجزیه رنگ های فرش های قدیمی و شناخت رنگینه های آن مورد استفاده قرار می گیرد.]
crater analysis
تجزیه و تحلیل قیف انفجار تجزیه و تحلیل قیف حاصله از انفجار گلوله ها
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
decays
تجزیه
separated
تجزیه
dissolution
تجزیه
decaying
تجزیه
decay
تجزیه
separates
تجزیه
decayed
تجزیه
parsing
تجزیه
severance
تجزیه
resolutions
تجزیه
dissociation
تجزیه
separate
تجزیه
resolution
تجزیه
catalysis
تجزیه
cracking
تجزیه
break down
تجزیه
break up
تجزیه
separations
تجزیه
decoupling
تجزیه
dialysis
تجزیه
decomposition
تجزیه
analyzer
تجزیه گر
shake down
تجزیه
sequestration
تجزیه
segregation
تجزیه
separation
تجزیه
break
تجزیه
breaks
تجزیه
analysis
تجزیه
anatomies
تجزیه
disintegration
تجزیه
dissection
تجزیه
anatomy
تجزیه
osmose
نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
look into
تجزیه کردن
analyse
[British]
تجزیه کردن
check
تجزیه کردن
refraction
تجزیه انحراف
analyze
[American]
تجزیه کردن
assay
تجزیه کردن
dissect
[analyse]
تجزیه کردن
evaluate
تجزیه کردن
bolt
[examine]
تجزیه کردن
study
تجزیه کردن
determine
تجزیه کردن
proximate analysis
تجزیه گروهی
fractionating column
ستون تجزیه
frequency analysis
تجزیه فرکانس
examine
تجزیه کردن
explore
تجزیه کردن
frequency analysis
تجزیه هارمونی ها
inspect
تجزیه کردن
investigate
تجزیه کردن
prescind
تجزیه کردن
gas analysis
تجزیه گاز
gasometry
تجزیه گازی
enquire into
تجزیه کردن
fibrinolysis
تجزیه فیبرین
thermal decomposition
تجزیه گرمایی
dispersion of light
تجزیه نور
volumetric analysis
تجزیه حجمی
disintegrable
تجزیه پذیر
dissoluble
تجزیه پذیر
indissoluble
تجزیه نا پذیر
dissolvable
تجزیه شدنی
separator
دستگاه تجزیه
separatist
تجزیه طلب
disembody
تجزیه کردن
disassemble
تجزیه کردن
spectrum analysis
تجزیه طیف
ultimate analysis
تجزیه نهایی
electrolysis
تجزیه الکتریکی
syllabicity
تجزیه هجایی
syllabi
تجزیه هجائی
stripping analysis
تجزیه عریانساز
dialyze
تجزیه کردن
dialyze
تجزیه شدن
splitting a cause of action
تجزیه دعوی
spectrum analysis
تجزیه بیناب
isolation
تجزیه جداسازی
double decomposition
تجزیه مضاعف
segregative
تجزیه طلب
parting
تقسیم تجزیه
partings
تقسیم تجزیه
decomposed
تجزیه شده
break down
<idiom>
تجزیه وتحلیل
dispersion
تجزیه نور
quantitative analysis
تجزیه کمی
qualitative analysis
تجزیه چونی
liberating
تجزیه کردن
qualitative analysis
تجزیه کیفی
decomposable
قابل تجزیه
analysis
تجزیه و تحلیل
instrumental analysis
تجزیه دستگاهی
secessionism
تجزیه طلبی
electrolytic decomposition
تجزیه الکترولیت
electron decay
تجزیه الکترون
elemental analysis
تجزیه عنصری
elution analysis
تجزیه شویشی
resolvable
تجزیه شدنی
resolution of forces
تجزیه نیروها
resoluble
تجزیه شدنی
research and analysis
تجزیه و تحلیل
analysis
شی تجزیه شده
disintegrates
تجزیه کردن
dismembering
تجزیه کردن
dismembers
تجزیه کردن
capillarity analysis
تجزیه مویینهای
parse
تجزیه کردن
parse
تجزیه شدن
analytical chemistry
شیمی تجزیه
analytical balance
ترازوی تجزیه
dismembered
تجزیه کردن
job analysis
تجزیه کار
detachable
قابل تجزیه
disintegrating
تجزیه شدن
disintegrating
تجزیه کردن
analitical
مربوط به تجزیه
analitics
علم تجزیه
dismember
تجزیه کردن
secessionist
تجزیه طلب
parsed
تجزیه کردن
parsed
تجزیه شدن
decomposes
تجزیه شدن
decomposes
تجزیه کردن
infrangible
تجزیه ناپذیر
homolysis
تجزیه شیمیایی
hydrolysis
تجزیه بوسیله اب
hydrolyze
تجزیه شدن
image resolution
تجزیه تصویر
atomic
تجزیه ناپذیر
decompose
تجزیه کردن
decompose
تجزیه شدن
parses
تجزیه کردن
parses
تجزیه شدن
analyze
تجزیه کردن
analytically
بطور تجزیه
analytically
از راه تجزیه
motion analysis
تجزیه حرکت
inseparability
تجزیه ناپذیری
market segmentation
تجزیه بازار
indiscerptibility
تجزیه ناپذیری
scrutinize
تجزیه کردن
photodecomposition
تجزیه نوری
irrefrangible
غیرقابل تجزیه
physical analysis
تجزیه فیزیکی
analyse
تجزیه کردن
analysed
تجزیه کردن
analyses
تجزیه کردن
ionization
تجزیه اتمها
analysing
تجزیه کردن
inverse segregation
تجزیه وارونه
analyzed
تجزیه کردن
analyzes
تجزیه کردن
parsing
تجزیه کردن
analyzing
تجزیه کردن
secessionists
تجزیه طلب
survey
تجزیه کردن
chemical analysis
تجزیه شیمیایی
chemical analyse
تجزیه شیمیایی
irresolvable
تجزیه ناپذیر
liberate
تجزیه کردن
gravimetrical analysis
تجزیه وزنی
liberates
تجزیه کردن
disintegrate
تجزیه شدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com