English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
English Persian
characteristic diagram for the concrete دیاگرام مشخصه بتن دیاگرامی که تغییر شکلهای بتن را بر حسب مقادیرمشخصه تنشهای نظیر انهانشان میدهد
Search result with all words
characteristic diagram for the steel دیاگرام مشخصه فولاد دیاگرامی که تغییر شکلهای فولاد را برحسب مقادیرمشخصه تنشهای نظیر انهانشان میدهد
Other Matches
flow diagram دیاگرامی که محل وقوع تصمیمات منط ق در یک ساختار را نشان میدهد و تاثیر آنها روی اجرای برنامه
flowchart دیاگرامی که محل وقوع تصمیمات منط ق در یک ساختار را نشان میدهد و تاثیر آنها روی اجرای برنامه
hypercard نوعی محیط برنامه نویسی که تمام شکلهای گوناگون اطلاعات را به صورت پشته هایی از کارت شاخص دارسازمان میدهد هایپرکارت
sanitize حفظ کردن اسناد و مدارک بااهمیت با تغییر اسامی یامحلها یا علایم مشخصه ان
server مشخصه مخصوص در وب سرور که به صفحات وب و متن ها و برنامه ها امکان تواناییهای خاص میدهد. مثل شمارش مراجعه کنندگان به یک سایت
attributing مشخصه مخصوص یک فایل در DOS یا 2/OS که بیان میکند آیا فایل پس از آخرین تغییر ضبط شده است یا نه
attributes مشخصه مخصوص یک فایل در DOS یا 2/OS که بیان میکند آیا فایل پس از آخرین تغییر ضبط شده است یا نه
attribute مشخصه مخصوص یک فایل در DOS یا 2/OS که بیان میکند آیا فایل پس از آخرین تغییر ضبط شده است یا نه
archive مشخصه مخصوص یک فایل در DOS یا 2/OS که بیان میکند آیا فایل پس از آخرین تغییر ضبط شده است یا نه
fet وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
characteristic صفت اختصاصی یا ممیز نشان ویژه علامت مشخصه مشخصه
characteristically صفت اختصاصی یا ممیز نشان ویژه علامت مشخصه مشخصه
attributes مشخصه مخصوص یک فایل که در صورت فعال بودن فقط اجازه میدهد محتوای فایل دیده شود و هیچ تغییری قابل اعمال نیست
attributing مشخصه مخصوص یک فایل که در صورت فعال بودن فقط اجازه میدهد محتوای فایل دیده شود و هیچ تغییری قابل اعمال نیست
attribute مشخصه مخصوص یک فایل که در صورت فعال بودن فقط اجازه میدهد محتوای فایل دیده شود و هیچ تغییری قابل اعمال نیست
leg spin چرخش توپ که تغییر مسیربطرف پا میدهد
databases تغییر و مدیریت و استفاده از پایگاه داده میدهد.
database تغییر و مدیریت و استفاده از پایگاه داده میدهد.
combined stresses تنشهای مرکب
off spin چرخش توپ که تغییر سمت نزدیک توپزن میدهد
secondary stresses تنشهای درجه دوم
answer tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
loops دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد
answered tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
answering tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
loop دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد
answers tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
looped دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد
modification دستوراتی در حلقه که دستورات دیگر یا داده درون برنامه را تغییر میدهد
country cover diagram دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
dbms برنامه هایی که به کاربر اجازه ایجاد و تغییر ساده پایگاه داده ها میدهد
databases مجموعه دستوراتی که به کاربر اجازه ایجاد تغییر ساده در پایگاه داده ها میدهد
database مجموعه دستوراتی که به کاربر اجازه ایجاد تغییر ساده در پایگاه داده ها میدهد
Bijection نگاشت یک به یک یا نظیر به نظیر
scroll میله نمایش داده شده در اطراف پنجره با نشانهای که میزان فضای تغییر را نشان میدهد
batches این دستورات اجرا می شوند و آنچه کاربر در آنها تغییر میدهد نیز ضبط میشود
batch این دستورات اجرا می شوند و آنچه کاربر در آنها تغییر میدهد نیز ضبط میشود
scrolls میله نمایش داده شده در اطراف پنجره با نشانهای که میزان فضای تغییر را نشان میدهد
extensibility کیفیتی که اجازه میدهد بتن بدون ترک خوردن تغییر شکل کششی راتحمل کند
contrasts دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
scrolls که نحوه عملیات کلیدهای کنترل نمایشگر را تغییر میدهد , کار آنها بستگی به برنامه کاربردی دارد
contrasted دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
source نرم افزارای که به کاربر امکان تغییر دادن , حذف و افزودن دستورات در فایل اصلی برنامه میدهد
scroll که نحوه عملیات کلیدهای کنترل نمایشگر را تغییر میدهد , کار آنها بستگی به برنامه کاربردی دارد
contrasting دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrast دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
alternate forms شکلهای جانشین
gottschaldt's figures شکلهای گوتشالت
piderit drawings شکلهای پیدریت
readers یکی از دو حالت که به کاربر امکان کار کردن با یک برنامه چند رسانهای میدهد ولی آنرا تغییر نمیدهد
reader یکی از دو حالت که به کاربر امکان کار کردن با یک برنامه چند رسانهای میدهد ولی آنرا تغییر نمیدهد
flowchart دیاگرامی برای شرح یک کامپیوتر یک ساختار سیستم پردازش داده
flow diagram دیاگرامی برای شرح یک کامپیوتر یک ساختار سیستم پردازش داده
embedded figures test ازمون شکلهای نهفته
hidden figures test ازمون شکلهای نهفته
reversible figures شکلهای بازگشت پذیر
distinctive مشخصه صفت مشخصه
modulator مدار الکترونیکی که سیگنال را طبق سیگنال اعمال شده تغییر میدهد
modifier دستور برنامه نویسی که وضعیت طبیعی دستور را تغییر میدهد
modifiers دستور برنامه نویسی که وضعیت طبیعی دستور را تغییر میدهد
exchanges روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanging روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanged روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchange روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
selection دایره کوچک که روی یک فریم اطراف ناحیه انتخاب شده نمایش داده میشود که به کاربر امکان تغییر شکل فضا را میدهد
selections دایره کوچک که روی یک فریم اطراف ناحیه انتخاب شده نمایش داده میشود که به کاربر امکان تغییر شکل فضا را میدهد
moves دستوری که محل بلاک متن که توسط نشانه گر بلاک مشخص شده است را تغییر میدهد
moved دستوری که محل بلاک متن که توسط نشانه گر بلاک مشخص شده است را تغییر میدهد
move دستوری که محل بلاک متن که توسط نشانه گر بلاک مشخص شده است را تغییر میدهد
quick out نوعی پاس که گیرنده به جلومی دود و برای دریافت پاس به کنار تغییر مسیر میدهد
editor نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد بخشی از فایل را انتخاب کند و تغییر دهد یا حذف کند
editors نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد بخشی از فایل را انتخاب کند و تغییر دهد یا حذف کند
graphics که برای ایجاد شکلهای ندیگر به کار می رود
cyclopean [معماری ترکیب شده با شکلهای نامنظم در بلوک سیمانی]
heteromorphic جور بجور شونده دارای شکلهای گوناگون جانوران دگردیس
compound compression فشار مرکب حالت فشاری که دران لنگرپیچشی صفربوده وتمام تنشهای عمودی فشاری میباشند
square wave باس ای که عمودی حرکت میکند. به طرف بالا سپس سطح خود را تغییر میدهد وعمودی پایین می آید. بازیابی داده از پایگاه داده ها به کار می رود
chart دیاگرام
diagrams دیاگرام
track diagram دیاگرام خط
charting دیاگرام
charts دیاگرام
diagram دیاگرام
charted دیاگرام
block diagram بلوک دیاگرام
fig. مخفف دیاگرام
safety diagram دیاگرام تامین
circuit diagram دیاگرام مداری
expansion diaphragm دیاگرام انبساط
scatter diagram دیاگرام پراکنش
illustrative digram دیاگرام توضیحی
connection diagram دیاگرام مداری
connection diagram دیاگرام اتصال
connecting diagram دیاگرام اتصال
load diagram دیاگرام بار
heyland diagram دیاگرام هایلند
deployment diagram دیاگرام گسترش
equilibrium diagram دیاگرام تعادل
loading diagram دیاگرام بارگیری
indicator diagram دیاگرام نشاندهنده
illustrative digram دیاگرام مصور
field bistribution diagram دیاگرام پخش میدان
rectangular giagram دیاگرام مستطیل شکل
inclination diagram دیاگرام میل توپ
diagram شکل راهنما دیاگرام
shape of the moment diagram شکل دیاگرام خمشی
coverage diagram دیاگرام منطقه پوشش
circuit diagram دیاگرام مسیر جریان
diagrams دیاگرام نمودار تصویر
microphone diagram ممبران یا دیاگرام میکروفن
diagrams شکل راهنما دیاگرام
diagram دیاگرام نمودار تصویر
heyland diagram دیاگرام دایرهای ماشین اسنکرون
shear and moment diagram دیاگرام نیروی برشی و لنگرخمشی
boat diagram دیاگرام محل قایقها درعملیات هجومی اب خاکی
analogue نظیر
tallying نظیر
world beater بی نظیر
tally نظیر
corresponding نظیر به نظیر
matches نظیر
tallies نظیر
homolog نظیر
homologue نظیر
exemplar نظیر
analog نظیر
exemplars نظیر
unparalleled بی نظیر
tallied نظیر
unbeatable بی نظیر
synoptic هم نظیر
analogues نظیر
make نظیر
unprecedented بی نظیر
inimitable بی نظیر
correlative نظیر
nonpareil بی نظیر
match نظیر
unrivaled بی نظیر
unexampled بی نظیر
comparable نظیر
unequaled بی نظیر
incomparable بی نظیر
makes نظیر
one of a kind <adj.> بی نظیر
inapproachable بی نظیر
unprecedentedly بی نظیر
window تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
logical حرف یا کلمهای که عمل منط قی که انجام میدهد را شرح میدهد.
end strings نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
unrivalled بی مانند بی نظیر
likes نظیر همانند
without parallel بی مانند بی نظیر
like نظیر همانند
like نظیر بودن
liked نظیر همانند
liked نظیر بودن
without example بی مانند بی نظیر
without comparison بی مانند بی نظیر
without a rival بی مانند بی نظیر
likes نظیر بودن
unique بیمانند بی نظیر
rivaled نظیر شبیه
ensample مانند نظیر
rival نظیر شبیه
nonesuch چیز بی نظیر
mesterpiece کار بی نظیر
rivaling نظیر شبیه
rivalled نظیر شبیه
rivalling نظیر شبیه
rivals نظیر شبیه
uniquely بیمانند بی نظیر
unclocked مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
transitions عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transition عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
electronic روش ارسال متن است نویس و دیاگرام روی خط تلفن
paralleled نظیر مطابق بودن با
paralleling نظیر مطابق بودن با
parallel نظیر مطابق بودن با
symmetry مراعات نظیر تشابه
parallelled نظیر مطابق بودن با
It is unque . It is matchless. بی لنگه است (بی نظیر )
parallels نظیر مطابق بودن با
parallelling نظیر مطابق بودن با
hangover تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
income effect اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
hangovers تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
vary تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
varies تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
suction lift ارتفاع نظیر مکش در پمپ
She is a nonpareil in poetry او [زن] در هنر شاعری بی نظیر است.
correlative بهم پیوسته جفت نظیر
plastic تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
uniue بی مانند بی نظیر یکتا یگانه فرد
dma UPC ای که به کنترولی DMA اجازه ارسال داده روی باس در حین دورههای ساعت میدهد وقتی که دستورات داخلی یا NOP را انجام میدهد
attributes مشخصه
featured مشخصه
features مشخصه
featuring مشخصه
attributing مشخصه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com