English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 50 (4 milliseconds)
English Persian
grudge دیدار دو رغیب دیرین
grudged دیدار دو رغیب دیرین
grudges دیدار دو رغیب دیرین
Other Matches
forepast دیرین
forepassed دیرین
longer-standing دیرین
long-standing دیرین
immemorial دیرین
long-time دیرین
longest-standing دیرین
paleontology or palaeon دیرین سناسی
paleontology دیرین شناسی
paleontologist دیرین شناس
rancour خصومت دیرین
paleoecology دیرین-بوم شناسی
paleontological وابسته به دیرین شناسی
paleoecology بوم شناسی دیرین
rancor بدخواهی خصومت دیرین
paleozoology دیرین جانور شناسی
rancorous دارای عداوت و دشمنی دیرین
blood feud کینه وعداوت خانوادگی دشمنی دیرین
interview دیدار
visitant دیدار گر
visiter دیدار گر
interviewed دیدار
interviewing دیدار
visitation دیدار
meet دیدار
interviews دیدار
meets دیدار
visitations دیدار
paleozoology شعبهای از دیرین شناسی که باسنگواره ها وجانوران فسیل شده سروکار دارند
See you again . So long. به امید دیدار
drop in <idiom> دیدار کوتاه
visitable دیدار پذیر
aurevior بامید دیدار
visits بازدید دیدار
visited بازدید دیدار
visit بازدید دیدار
visitational عیادت دیدار
sight seeing دیدار منافر جالب
reunion بهم پیوستگی تجدید دیدار
to have an i. with any one باکسی دیدار و گفتگو کردن
reunions بهم پیوستگی تجدید دیدار
landfalls دیدار خشکی املاک واراضی موروثی
landfall دیدار خشکی املاک واراضی موروثی
I'm looking forward to seeing you again. منتظر دیدار دوباره شما هستم.
landfall n دیدار خشکی زمینی که ناگهان بمیراث کسی دراید
I very much look forward to meeting you soon. من خیلی مشتاقانه منتظر دیدار با شما به زودی هستم.
groundhopper [British English] طرفدار فوتبال که مرتب همه بازیهای دور [از خانه] تیم خود را دیدار میکند.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com