Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 123 (7 milliseconds)
English
Persian
neglect
دیدبانی نکنید
neglected
دیدبانی نکنید
neglecting
دیدبانی نکنید
neglects
دیدبانی نکنید
Search result with all words
neglect
این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
neglected
این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
neglecting
این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
neglects
این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
Other Matches
Dont spoil the child .
بچه را خراب نکنید (لوس نکنید )
bilateral spotting
دیدبانی مضاعف محل اصابت گلوله دیدبانی دو جانبه
spots
پیداکردن محل نقاط با دیدبانی دیدبانی کردن
spot
پیداکردن محل نقاط با دیدبانی دیدبانی کردن
scans
دیدبانی کردن دیدبانی مداوم
scanned
دیدبانی کردن دیدبانی مداوم
scan
دیدبانی کردن دیدبانی مداوم
flank observation
دیدبانی جانبی دیدبانی از دیدگاه جانبی
night vision
دیدبانی در شب دید شبانه دیدبانی شبانه
cease loading
پر نکنید
keep at it
ول نکنید
hold hard
عجله نکنید
NO PARKING
پارک نکنید!
Stop pushing!
عاجز نکنید !
Do not include me
من را حساب نکن
[نکنید]
!
if you don't watch it
اگر احتیاط نکنید
Dont count (bank)on me.
روی من حساب نکنید
Don't cut it too short.
زیاد کوتاه نکنید.
exclude me.
من را حساب نکن
[نکنید]
!
leave me out
من را حساب نکن
[نکنید]
!
don't wait the dinner for me
ناهاعرابرای خاطرمن معطل نکنید
Keep stI'll. Stay put . Dont move.
تکان نخورید (حرکت نکنید )
please dont forget it
خواهش دارم فراموش نکنید
do not waste your breath
خودتان را بیخود خسته نکنید
cease engagement
درگیری قطع هدف را تعقیب نکنید
you must w the signal
ناهار را برای خاطر من معطل نکنید
Be quiet so as not to wake the others.
ساکت باشید تا دیگران را بیدار نکنید.
Do not do any thing without due reflection .
بدون فکر قبلی اقدامی نکنید
There is no hurry , there is plenty of time .
عجله نکنید وقت زیاد داریم
Please be (feel ) at home . Please make yourself at home .
اینجا را منزل خودتان بدانید ( راحت باشید و تعارف نکنید )
skip it
در رهگیری هوایی یعنی تک راقطع کنید یا تک نکنید یارهگیری موقوف
observation
دیدبانی
espial
دیدبانی
observations
دیدبانی
loop-hole
سوراخ دیدبانی
visual observation
دیدبانی بصری
astronomic observation
دیدبانی نجومی
radar quardship
دیدبانی بارادار
watch tower
برج دیدبانی
o o line
خط تقسیم دیدبانی
o o line
خط دیدبانی سپاه
observation post
پست دیدبانی
observation sector
قطاع دیدبانی
visual observation
دیدبانی با چشم
observing sector
منطقه دیدبانی
observing sector
قطاع دیدبانی
direct observation
دیدبانی مستقیم
observing
دیدبانی کردن
loophole
سوراخ دیدبانی
report
گزارش دیدبانی
loopholes
سوراخ دیدبانی
watchtower
برج دیدبانی
watchtowers
برج دیدبانی
beacon
برج دیدبانی
beacons
برج دیدبانی
air observation
دیدبانی هوایی
aerial observation
دیدبانی هوایی
observes
دیدبانی کردن
army of observation
عده دیدبانی
ground observation
دیدبانی زمینی
observation
دیدبانی اتش
observations
دیدبانی اتش
reported
گزارش دیدبانی
flank observation
دیدبانی جناحی
bilateral observation
دیدبانی مضاعف
reports
گزارش دیدبانی
observe
دیدبانی کردن
bilateral observation
دیدبانی دوجانبه
observed
دیدبانی کردن
tog method
روش دیدبانی محوری
optical
مربوط به دیدبانی بصری
scope
وسیله دیدبانی یا بینایی
surveillance
دیدبانی و مراقبت از منطقه
terrain spotting
دیدبانی کردن زمین
radar beacon
برج دیدبانی رادار
pilothouse
اطاق دیدبانی کشتی
apex angle
زاویه راسی دیدبانی
observed fire
تیر دیدبانی شده
astronomic station
ایستگاه دیدبانی نجومی
ground observation
دیدبانی ازروی زمین
infrared viewer
دوربین دیدبانی شبانه
snooper scope
دوربین تعقیب و دیدبانی
folded optics
وسیله عکاسی یا دیدبانی تاشونده
spotting
دیدبانی کردن دید زدن
visibility range
شعاع عمل دیدبانی یا دید
tog method
روش دیدبانی در خط توپ هدف
observed chart
طرح تیر دیدبانی شده
air spot
تنظیم تیربا دیدبانی هوایی
weather observation
مشاهدات هواشناسی دیدبانی جوی
snooper
هواپیمایی که در حال تعقیب یا دیدبانی است
spotting
تنظیم تیر و دیدبانی اتش درتوپخانه دریایی
air spot
تنظیم تیر توپخانه با استفاده از دیدبانی هوایی
neutralize track
هدف را تعقیب نکنید دررهگیری هوایی تعقیب موقوف
Never spend money before you have earned it.
هرگز قبل از پول درآوردن، پول خرج نکنید.
spotting line
خط دیدبانی توپخانه دریایی یازمینی خط تنظیم تیر ودیدبانی اتش
pibal
دیدبانی بصری بالن هواسنجی برای تعیین سمت باد
treading on eggshells
<idiom>
[اگر شما روی پوست تخم مرغ راه می روید به این معنیست که شما تمام تلاشتان را می کنید تا کسی را ناراحت نکنید.]
walking on eggshells
<idiom>
[اگر شما روی پوست تخم مرغ راه می روید به این معنیست که شما تمام تلاشتان را می کنید تا کسی را ناراحت نکنید.]
intermediate area
منطقه واسطه دیدبانی رادار منطقهای به عمق 2 تا 01هزار متر در جلوی لشگر
seen fire
اتش مداوم و دیدبانی شده پدافند هوایی که روی سبقت معین در جلوی هواپیما اجرامیشود
spotting charge
خرج مشقی برای تصحیحات دیدبانی خرج مخصوص تنظیم تیر
sniper scope
دوربین تیراندازی بوسیله تیراندازان ماهر دوربین مادون قرمز دیدبانی در شب
crested
دیدبانی غیر ممکن غیر قابل دید به وسیله مانع
pibal
تعیین جهت وزش باد به طریقه بصری دیدبانی بصری
rawin
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
interocular distance
فاصله بین عدسیهای یک وسیله دیدبانی یا بین دوچشم
area search
کاوش منطقه با دیدبانی بصری کاوش منطقهای
reduction coefficient
ضریب کاهش استعداد ضریب دیدبانی
observation
دیدبانی کردن مشاهده کردن
observations
دیدبانی کردن مشاهده کردن
visualreport
گزارش دیدبانی بصری گزارش مشاهدات بصری در حین پرواز
screen
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screens
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screened
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screening, screenings
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com