English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 217 (11 milliseconds)
English Persian
monitoring دیده بانی
Search result with all words
monitor دیده بانی کردن
monitored دیده بانی کردن
monitors دیده بانی کردن
espied دیده بانی کردن
espies دیده بانی کردن
espy دیده بانی کردن
espying دیده بانی کردن
loophole سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
loopholes سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
observational وابسته به دیده بانی
garret برج دیده بانی
garrets برج دیده بانی
scout پیشاهنگی کردن دیده بانی کردن
scouted پیشاهنگی کردن دیده بانی کردن
scouts پیشاهنگی کردن دیده بانی کردن
unobserved fire تیر دیده بانی نشده
Other Matches
sponsors بانی
author بانی
sponsoring بانی
instaurator بانی
erector بانی
sponsor بانی
benefactor بانی خیر
sponsor بانی چیزی ش دن
sponsors بانی چیزی ش دن
sponsoring بانی چیزی ش دن
keep goal دروازه بانی
benefactors بانی خیر
octroi دروازه بانی
benefactress بانی خیر
pious founder بانی خیر
spark plugs بانی شدن
spark plug بانی شدن
tend goal دروازه بانی
standup goalie دروازه بانی ایستاده
prefect of police رئیس شهر بانی
unobserved fire طرح تیردیده بانی نشده
inspectorate رسد بانی بخشی که بدست رسدبانی سپرده شده باشد
inspectorates رسد بانی بخشی که بدست رسدبانی سپرده شده باشد
eying دیده
eyes دیده
eyeing دیده
eye water اب دیده
eye دیده
light struck نور دیده
scout دیده وری
scouts دیده وری
pitched تهیه دیده
lookouts دیده بان
light of one's eyes نور دیده
scouted دیده وری
sightless دیده نشده
enntinel دیده بان
feeders دیده بان
lost زیان دیده
in sight دیده شدنی
scouting دیده وری
hardened steel فولاد اب دیده
feeder دیده بان
lookout دیده بان
observer دیده بان
visible دیده شدنی
observers دیده بان
damaged خسارت دیده
eyeless بی بصیرت بی دیده
feeler دیده بان
feelers دیده بان
worldly wise جهان دیده
unsight دیده نشده
indiscernible دیده نشدنی
imperceptible دیده نشدنی
invisible دیده نشدنی
scout car خودرو دیده ور
vedette دیده ورسوار
worldly-wise جهان دیده
weatherbeaten باد و باران دیده
A wolf which has been drenched by rain . <proverb> گرگ باران دیده .
damaged shipments محموله خسارت دیده
scout دیده وری کردن
cheesed off آزار دیده-اذیتشده
damaged shipments کالاهای اسیب دیده
injured muscle عضله اسیب دیده
injured party طرف خسارت دیده
injured party طرف صدمه دیده
injured parties طرف خسارت دیده
injured parties طرف صدمه دیده
scouts دیده وری کردن
brain injured اسیب دیده مغزی
cauliflowr ear گوش اسیب دیده
scouted دیده وری کردن
you have been seen دیده شده اید
I have visited Europe time and again. بارها اروپا را دیده ام.
sentinels دیده بان کشیک
heat affected zone منطقه حرارت دیده
sunbaked حرارت افتاب دیده
sentinel دیده بان کشیک
it is of frequent بسیار دیده میشود
had i seen him اگر من او را دیده بودم
forward post پستهای دیده ور جلو
shock concrete بتن ضرب دیده
invisibly چنانکه دیده نشود
suffering economy اقتصاد اسیب دیده
stager گرگ باران دیده
out of sight out of mind از دل برود هر انچه از دیده برفت
blind gate دروازههای مسیر که دیده نمیشوند
injured person آدم آسیب دیده [زخمی]
visibility was poor چیزها درست دیده نمیشد
software mointor دیده بان نرم افزاری
seasoned soldier سرباز ورزیده و جنگ دیده
seasoned troops ارتش ورزیده و جنگ دیده
out of sigt out of mind از دل برود هر انکه از دیده برفت
Long absent, soon forgotten. <proverb> از دل برود هر آنکه از دیده برفت.
you have perhaps seen it شاید انرا دیده باشید
Seldom seen soon forgotten . <proverb> از دل برود هر آنچه از دیده برفت .
bird's eye view منظرهای که از بلندی دیده میشود
bird's eye views منظرهای که از بلندی دیده میشود
visible roof سقفی که از درون دیده شود
It can be seen from a distance of two kilometers . از فاصله دو کیلومتری دیده می شود
i cannot place you نمیدانم شما را کجا دیده ام
trainband گروه نظامی تعلیمات دیده
damaged in transit صدمه دیده هنگام ترانزیت
battlefield evacuation تخلیه پرسنل اسیب دیده
My hand is bruised. دستم ضرب دیده است
to come in to notice دیده شدن روی کار امدن
ding قسمت اسیب دیده تخته موج
There were some angry looks in the crowd . قیافه ها ؟ عصبانی دربین جمعیت دیده می شد
backward بازیابی داده از سیستم آسیب دیده
u.sings[ and+] با انهایی که من دیده بودم فرق داشت
picket کلنگ انفرادی هواپیما یا ناو دیده ور
picketed کلنگ انفرادی هواپیما یا ناو دیده ور
pickets کلنگ انفرادی هواپیما یا ناو دیده ور
you have perhaps seen it ممکن است انرا دیده باشید
damaged آنچه آسیب یا رنج دیده است
nerved قطع عصب پای اسیب دیده اسب
He is a seasoned veteran . He has been through the mI'll . He has seen the lot . گرگ با لا دیده است ( آدم مجرب وآزموده )
visuals آنچه دیده میشود یا قابل دیدن است
salvages نجات کشتی غرق شده یاصدمه دیده
salvaged نجات کشتی غرق شده یاصدمه دیده
salvage نجات کشتی غرق شده یاصدمه دیده
backwards بازیابی داده از سیستمی که آسیب دیده است
I ran away lest I should be seen . فرار کردم رفتم که مبادا دیده بشوم
one in the dark میلهای که پشت میله دیگربماند و دیده نشود
visually آنچه دیده میشود یا قابل دیدن است
Every crisis should be viewed [seen] as an opportunity. هر بحرانی باید به عنوان یک فرصت دیده شود.
the eye is bigger than the belly <proverb> نعمت روی زمین پر نکند دیده تنگ
visual آنچه دیده میشود یا قابل دیدن است
annunciator ی که برای جلب توجه دیده یا شنیده میشود
scout پیشاهنگ دیده ور گشت زنی و نگهبانی دادن
scout عملیات اکتشافی کردن پوییدن دیده بان
salvaging نجات کشتی غرق شده یاصدمه دیده
scouts عملیات اکتشافی کردن پوییدن دیده بان
blind hole سوراخ چمن که از فاصله معین دیده نمیشود
scouted عملیات اکتشافی کردن پوییدن دیده بان
scouts پیشاهنگ دیده ور گشت زنی و نگهبانی دادن
bird's eye perspective پرسپکتیو اجسامی که از نقاط دور دیده میشوند
scouted پیشاهنگ دیده ور گشت زنی و نگهبانی دادن
phosphene حلقههای روشنایی که ازفشردن تخم چشم دیده میشود
disabled list فهرست بازیگران اسیب دیده ومحروم از چند بازی
short round فشنگ لق یا اسیب دیده گلولهای که کوتاه خورده باشد
fog dog روشنایی کم که درهنگام مه گرفتگی نزدیک افق دیده میشود
positive که اشیا را همان گونه که دیده می شوند نشان میدهد
hidden اثری که در حین آزمایش برنامه دیده نشده بود
this word occurs in gulistan p این واژه درهمه جای گلستان دیده میشود
recognizes دیدن چیزی و به خاطر سپردن ان که قبلاگ دیده شده است
recognizing دیدن چیزی و به خاطر سپردن ان که قبلاگ دیده شده است
recognising دیدن چیزی و به خاطر سپردن ان که قبلاگ دیده شده است
recognises دیدن چیزی و به خاطر سپردن ان که قبلاگ دیده شده است
infinity مسافت شی از دید شخصی که اشعههای نور از شی موازی دیده می شوند.
recognize دیدن چیزی و به خاطر سپردن ان که قبلاگ دیده شده است
dual دومسیر جداگانه ضبط صوت که در وسایل استریو دیده میشود
beauty is in the eyes of the beholder <proverb> اگر بر دیده مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی
The damaged tanker disgorged thousands of liters of oil into the see. از تانکر آسیب دیده هزاران لیتر نفت به دریا روان شد.
corposant گلولههای روشنایی که گاهی درهوای طوفانی بردکلهای کشتی دیده م
keloid or cheloid یکجو ربرامدگی درپوست که درجای اسیب دیده پیدا میشود
lanugo کرکی که در روی جنین انسان و برخی جانوران دیده میشود
put down کشش اسب اسیب دیده یا پیر یابیمار از روی ترحم
put-downs کشش اسب اسیب دیده یا پیر یابیمار از روی ترحم
put-down کشش اسب اسیب دیده یا پیر یابیمار از روی ترحم
many اعلام تعداد 8 یا بیشترهواپیمای دشمن دیده میشود در رهگیری هوایی
grand slams علامت اینکه کلیه هواپیماهای دیده شده مورد اصابت قرارگرفتند
carnation border حاشیه گل میخکی که در فرش های آسیایی خصوصا هندی دیده می شود
addax یکنوع بز کوهی که رنگ روشن دارد و در افریقاو سیبری دیده میشود
grand slam علامت اینکه کلیه هواپیماهای دیده شده مورد اصابت قرارگرفتند
iguanodon سوسمار بزرگ گیاه خوار که اکنون بشکل سنگواره دیده میشود
accadian که قبل از زبان اشوری رایج بوده و درکتیبههای میخی دیده شده است
turnkey system سیستم کامپیوتری که قبلا"تدارک دیده شده و برای استفاده اماده است
rill erosion این نوع فرسایش دراولین بسترفرسایش یافته بصورت جوی دیده میشود
lag زمانی که طول می کشد تا تصویر بهتر دیده میشود و پس از نمایش آن روی صففحه CRT
lags زمانی که طول می کشد تا تصویر بهتر دیده میشود و پس از نمایش آن روی صففحه CRT
hidden پاک کننده خط وطی که در هنگام مشاهده شکل دوبعدی یک شی سه بعدی نباید دیده شوند
lagged زمانی که طول می کشد تا تصویر بهتر دیده میشود و پس از نمایش آن روی صففحه CRT
In the short term, it may be wiser to sacrifice profit in favour of turnover. برای دوره کوتاه مدت مصلحت دیده می شود که سود را به نفع فروش فدا دهند.
Millions saw the apple fall, but Newton was the one who asked why? میلیون ها نفر به زمین افتادن سیب را دیده بودند اما فقط نیوتون پرسید چرا؟
read خطایی که در هنگام عمل خواندن رخ میدهد چون داده ذخیره شده آسیب دیده است
cloud design طرح ابری که بیشتر در فرش های چینی دیده می شود و حالتی از ابر را نشان می دهد
stratus لایه یکنواخت و یک شکلی ازابرهای کم ارتفاع وخاکستری رنگ که از سطح زمین بخوبی دیده میشوند
distresses توقیف مال متخلف و دادن ان به قبض طرف زیان دیده تامین خواسته یا محکوم به اضطرار
distress توقیف مال متخلف و دادن ان به قبض طرف زیان دیده تامین خواسته یا محکوم به اضطرار
reads خطایی که در هنگام عمل خواندن رخ میدهد چون داده ذخیره شده آسیب دیده است
captain a protest افهار نامه صادره از طرف مقامات بندر در مورد شرح کالای خسارت دیده یا تخلیه نشده
controlled airspace قسمتی از هوا یا فضا در ابعادو اندازههای معین که سرویس کنترل هوایی برای ان تدارک دیده شده است
anti collision light چراغ یا لامپ چشمک زنی که در بالای سکان عمودی یا زیرهواپیما به منظور افزایش قابلیت دیده شدن نصب میگردد
virus هر بار که فایل آسیب دیده اجرا میشود. ویروس میتواند داده را خراب کند , یک پیام نشان دهد یا کاری نکند
jaggies لبههای دندانه دار که در امتداد خط وط منحنی ایجاد میشود که به علت اندازه هر پیکس است و روی صفحه نمایش دیده نمیشود
viruses هر بار که فایل آسیب دیده اجرا میشود. ویروس میتواند داده را خراب کند , یک پیام نشان دهد یا کاری نکند
parity سیگنال وقفه از تابع بررسی خطا که بیان میکند داده دریافتی در برسی پریتی پذیرفته نشده و آسیب دیده است
certificate of damage تصدیق خسارت وارده بر کالای خسارت دیده یا تخلیه نشده که از طرف مقامات بندرصادر میشود
struck بصورت پسوند نیز بکار رفته وبمعنی ضربت خورده و مصیبت دیده یا مصیبت زده میباشد
town fog نوعی مه یخ مانند که دردرجه حرارت خیلی پایین تولید میشود و معمولا درشهرهای پر جمعیت دیده میشود
scout car خودروی دیده وری خودروی شناسایی زرهی
postscripts زبان استاندارد شرح صفحه ساخت Adobe Systems. حاوی نوع نوشتاری انعط اف پذیر و قابل تغییر است و در چاپگرهای لیزری دیده میشود
postscript زبان استاندارد شرح صفحه ساخت Adobe Systems. حاوی نوع نوشتاری انعط اف پذیر و قابل تغییر است و در چاپگرهای لیزری دیده میشود
acanthus design طرح پیچک [الهام گرفته شده از گیاهی به همین نام یعنی آکانتوس که بیشتر در طرح گل فرنگ یا گوبلن دیده می شود]
trefoil design طرح های سه گوش [بیشتر در حاشیه قالی بکار می رود و معمولا در لا به لای نگاره های دیگر خصوصا اسلیمی ها دیده می شود.]
cloud lattice design طرح ابری شبکه ای که بیشتر بصورت بندی و در فرش چین دیده می شود . زمینه معمولا زرد و شبکه ها آبی رنگ می باشد .
closed back بافت پشت بسته که در آن گره های نامتقارن بدور تارهای مخالف گره خورده و در نهایت خود تار دیده نمی شود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com