English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English Persian
mninster دیر عبادتگاه رئیس راهبان کلیسا
Other Matches
abbot رئیس راهبان
abbots رئیس راهبان
Deans رئیس کلیسا یادانشکده
Dean رئیس کلیسا یادانشکده
meeting house عبادتگاه
chaplain کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
chaplains کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
exonarthex [هشتی ورودی کلیسا خارج از نمای اصلی کلیسا]
prebendary دریافت مقرری از کلیسا وفیفه خوار کلیسا
elder ارشد کلیسا شیخ کلیسا
lord high stew of england رئیس تشریفات تاجگذاری رئیس دادگاه دادرسی
paymaster general رئیس سررشته داری رئیس کارپردازی
monkhood dress راهبان
monastery خانقاه راهبان
cowls بالاپوش راهبان
monasteries خانقاه راهبان
cowl بالاپوش راهبان
monkish ویژه راهبان
mninster خانقاه راهبان
monastically بشیوه راهبان
friary راهبان سائل
holy office جامعه راهبان ومومنین
enclosure اتاق راهبان [دین]
letter of recall نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
essenism اصول یازندگی راهبان قدیم یهود
jacobite عضو فرقه راهبان دومی نیکن
abbacy مقام رهبانیت مقر راهبان دیر
locutory تالاریا اطاق گفتگو در خانقاه راهبان
public relations officers رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
emcees بعنوان رئیس تشریفات عمل کردن رئیس تشریفات شدن
emcee بعنوان رئیس تشریفات عمل کردن رئیس تشریفات شدن
public relations officer رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
franciscan وابسته بدسته راهبان فرقه فرانسیس مقدس
cloisters اطاق یاسلول راهبان وتارکان دنیا ایوان
cloister اطاق یاسلول راهبان وتارکان دنیا ایوان
trappist عضو فرقهای از راهبان مرتاض اهل سکوت
religioner شخص مذهبی یا دین دار عضو تیرهای از راهبان
grey friar عضو جمعیت راهبان یادرویشان فرقه فرانسیس مقدس
republic حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republics حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
carmelite وابسته به راهبان کرملی راهب یا راهبه کرملی
recredential نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
churches کلیسا
kirk کلیسا
bethel کلیسا
churchgoers کلیسا رو
church کلیسا
stair towers turrets کلیسا
churchgoer کلیسا رو
crowd سرداب کلیسا
croud سرداب کلیسا
double church کلیسا دو طبقه
chancel محراب کلیسا
kirk به کلیسا رفتن
steeples برج کلیسا
croude سرداب کلیسا
camarin معبد در کلیسا
steeples مناره کلیسا
crowde سرداب کلیسا
crypt سرداب کلیسا
ecclesiastical منسوب به کلیسا
blind storey تریبون کلیسا
churchly مربوط به کلیسا
churchyard حیاط کلیسا
churchyard حصار کلیسا
sexton خادم کلیسا
churchman نگهبان کلیسا
churchmen نگهبان کلیسا
sextons خادم کلیسا
tympan جبهه کلیسا
chapelry حوزه کلیسا
crypts سرداب کلیسا
lay reader قاری کلیسا
presbyter شیخ کلیسا
churchyards حیاط کلیسا
nave portal مدخل کلیسا
nave رواق کلیسا
congregations حضاردر کلیسا
congregation حضاردر کلیسا
territoriality کلیسا سالاری
ambulacrum صحن کلیسا
facing the church روبروی کلیسا
transept بازویی کلیسا
naves رواق کلیسا
churchyards حصار کلیسا
territorialism کلیسا سالاری
tympanum جبهه کلیسا
transepts جناح کلیسا
transepts بازویی کلیسا
tympanon جبهه کلیسا
transept جناح کلیسا
god's acre محوطه کلیسا
steeple مناره کلیسا
kirkman عضو کلیسا
Ecclesilogy کلیسا شناسی
undercroft اتاق کلیسا
steeple برج کلیسا
ostiary دربان کلیسا
banning اعلان ازدواج در کلیسا
ban اعلان ازدواج در کلیسا
bans اعلان ازدواج در کلیسا
spires تاجک مخروطی کلیسا
spire تاجک مخروطی کلیسا
pastorate مقام شبانی کلیسا
narthex ایوان غربی کلیسا
campanile برج کلیسا منار
narthex هشتی ورودی کلیسا
parament تزئینات اویختنی کلیسا
parvis حیاط یا دیوارجلو کلیسا
ante-church پیش ناو کلیسا
pastorium مقر شبان کلیسا
chanter سرود خوان کلیسا
almonry صدقه خانه کلیسا
altar-table میز مقدس در کلیسا
campanile محل ناقوس کلیسا
church warden متصدی دارایی کلیسا
the church e. سازمان قانونی کلیسا
cross-aisle [گوشواره عرضی کلیسا]
belfry برج ناقوس کلیسا
belfries برج ناقوس کلیسا
shepherdesses شبان کلیسا که زن باشد
shepherdess شبان کلیسا که زن باشد
epi [مناره مخروطی کلیسا]
esonarthex [هشتی ورودی کلیسا]
tazza سنگاب بزرگ کلیسا
lay clerk سرود خوان کلیسا
chancelor جداره مشبک [کلیسا]
aumbry [تورفتگی در دیوار کلیسا]
back-aisle راهرو پشت کلیسا
crossing tower برج تقاطع در کلیسا
cathedra [صندلی اسقف در کلیسا]
presbyter کشیش سرپرست کلیسا
chancel-arch قوسی شبستان کلیسا
chancel-rail دیواره مشبک [کلیسا]
helm [تاج مخروطی کلیسا]
chancel-rail نرده مشبک [کلیسا]
disestablishing کلیسا را از ازادی محروم کردن
piscina حوض شنا سنگاب کلیسا
disestablish کلیسا را از ازادی محروم کردن
disestablishes کلیسا را از ازادی محروم کردن
churchgoers کسی که مرتب به کلیسا میرود
churchgoer کسی که مرتب به کلیسا میرود
disestablished کلیسا را از ازادی محروم کردن
choir loft جای مخصوص خواندن کلیسا
deambulatory [راهرو یا گردشی در صدر کلیسا]
hagioscope [گشادگی اریب در دیوار کلیسا]
Gospel side [قسمت شمالی محراب یا کلیسا]
bema [بلندترین قسمت شبستان کلیسا]
auditory [نام قدیمی شبستان کلیسا]
deanship مقام ریاست دانشکده یا کلیسا
epistle side [محراب در گوشه جنوبی کلیسا]
feretory [صندوق آثار مقدس کلیسا]
impropriator تفریط کننده دارایی کلیسا
beadle مستخدم جزء کلیسا یادانشگاه
anthem سرودی که دسته جمعی در کلیسا میخوانند
ecclesiastic علم ادارهء کلیساها مربوط به کلیسا
abbeys کلیسا نام کلیسای وست مینستر
ecclesiastics علم ادارهء کلیساها مربوط به کلیسا
chancel-screen [پرده ای که محراب را از کلیسا جدا می کند.]
credence [قفسه یا میز در حرم مقدس کلیسا]
quirister دسته سرودخوانان کلیسا باهم خواندن
sedilia یکی از سه صندلی محراب یاصدر کلیسا
lichgate طاق نمای مشرف بحیاط کلیسا
sacristy محل نگاهداری فروف مقدسه کلیسا
anthems سرودی که دسته جمعی در کلیسا میخوانند
sacrist متصدی نگهداری فروف مقدسه کلیسا
fore [جایگاه مخصوص روحانیون و سرایندگان در کلیسا]
inquisitions تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
inquisition تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
parishes بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیسا
sacristan متصدی حفافت فروف مقدسه کلیسا
abbey کلیسا نام کلیسای وست مینستر
parish بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیسا
acrus choralis [جدار بین گروه کر و شبستان کلیسا]
agape غذای سبک پس ار جشنی در کلیسا [دین]
bridal door [مدخل مزین در گوشه های کلیسا]
nave سالن کلیسا یا سایر سالنهای بزرگ
naves سالن کلیسا یا سایر سالنهای بزرگ
antechoir جایگاه مخصوص روحانیون وسرایندگان در کلیسا
the churach built him up کلیسا اورا تربیت یا تهذیب اخلاق کرد
impropriation دادنی دارایی کلیسا و مانند ان بغیر روحانیون
to i. any one into abenefice کسیرابرای دریافت درامد کلیسا معرفی کردن
ceilure [قسمت تزئین شده و رنگی سقف کلیسا]
celure [قسمت تزئین شده و رنگی سقف کلیسا]
cellure [قسمت تزئین شده و رنگی سقف کلیسا]
poppy head خشخاش ارایش گلدسته واردربالای صندلیهای کلیسا
parish قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
advowson حق تعیین مقام برای تصدی اموروقفی کلیسا
parishes قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
arch-rib [قوسی زیر طاق که از شبستان یا دالان کلیسا می گذرد.]
ante-choir [فضای خالی جلوی تریبون دسته همسرایان در کلیسا]
altar-niche [تو رفتگی در محراب کلیسا که اغلب نیایشگاه کوچکی است.]
prebend محل پرداخت موقوف یا عواید کلیسا موقوفه کلیسایی
prebendal محل پرداخت موقوف یا عواید کلیسا موقوفه کلیسایی
verger متصدی نشان دادن محل جلوس مردم در کلیسا
encaenia جشن سالیانه تاسیس شهر یاتقدیر کلیسا یا معبدی
Doom [نمایش تصویری از آخرین قضاوت عیسی مسیح در کلیسا]
ampullae niche [طاقچه ای در کلیسا برای نگه داشتن ظروف آب مقدس]
antiphon سرودی که بوسیله سرایندگان کلیسا در جواب دستهء دیگرخوانده میشود
galilee نماز خانه کوچک نزدیک کلیسا شهرستان جلیل در فلسطین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com