English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 240 (12 milliseconds)
English Persian
head per track disk دیسک با هد هر شیار
Search result with all words
allocation یک یا تعدادی بیشتر شیار روی دیسک سخت که برای ذخیره سازی فایل یا بخشی از آن به کار می رود
allocations یک یا تعدادی بیشتر شیار روی دیسک سخت که برای ذخیره سازی فایل یا بخشی از آن به کار می رود
fat در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
fats در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
fatter در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
fattest در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
movable نوک دیسک مغناطیسی که در روی دیسک حرکت میکند تا به شیار مورد نظر برسد
sector سوراخ در لبه دیسک برای نشان دادن محل اولین شیار
sector دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sector کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
sector تقسیم دیسک به شیار رهایی
sectors سوراخ در لبه دیسک برای نشان دادن محل اولین شیار
sectors دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sectors کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
sectors تقسیم دیسک به شیار رهایی
boot اولین شیار دیسک راه اندازی روی فلاپی دیسک سازگار IBM
arm وسیله مکانیکی در درایو دیسک برای مکان دهی به نوک خواندن / نوشتن روی شیار مناسب از دیسک
cluster یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
cluster bomb یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
cluster bombs یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
clusters یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
seek زمانی که نوک خواندن / نوشتن شیار مناسب روی دیسک را پیدا میکند
seeking زمانی که نوک خواندن / نوشتن شیار مناسب روی دیسک را پیدا میکند
seeks زمانی که نوک خواندن / نوشتن شیار مناسب روی دیسک را پیدا میکند
format تنظیم دیسک خالی با نوشتن اطلاعات محل شیار و کنترل روی آن
formats تنظیم دیسک خالی با نوشتن اطلاعات محل شیار و کنترل روی آن
constant فن آوری دیسک که در آن دیسک با سرعتهای مختلف طبق شیار می چرخد
constants فن آوری دیسک که در آن دیسک با سرعتهای مختلف طبق شیار می چرخد
track شیار روی دیسک مغناطیسی که حاوی آدرس فایل ها و... که روی شیارهای دیگر ذخیره شده اند است
track محل شیار مشخص روی دیسک مغناطیسی
tracked شیار روی دیسک مغناطیسی که حاوی آدرس فایل ها و... که روی شیارهای دیگر ذخیره شده اند است
tracked محل شیار مشخص روی دیسک مغناطیسی
tracks شیار روی دیسک مغناطیسی که حاوی آدرس فایل ها و... که روی شیارهای دیگر ذخیره شده اند است
tracks محل شیار مشخص روی دیسک مغناطیسی
fix استفاده از نوک خواندن و نوشتن ثابت جداگانه روی هر شیار دیسک تا زمان دستیابی کوتاه شود
fixes استفاده از نوک خواندن و نوشتن ثابت جداگانه روی هر شیار دیسک تا زمان دستیابی کوتاه شود
eighty track disk دیسک فرمت شده برای شامل شدن هشتاد شیار
forty track disk قالب فلاپی دیسک که حاوی چهل شیار داده است
hard sectoring می دیسک که هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود و گاهی توسط مجموعهای نقاط پانچ شده اطراف hub مرکزی صورت می گیرد که هر سوراخ شروع سکتور ران نشان میدهد
Other Matches
fixes دیسک سخت یا دیسک مغناطیسی که قابل حذف شدن از درایور دیسک نیست
fix دیسک سخت یا دیسک مغناطیسی که قابل حذف شدن از درایور دیسک نیست
rigid دیسک مغناطیسی محکم که داده بسیار بیشتری از فلاپی دیسک را میتواند ذخیره کند و از دیسک درایو حذف نمیشود
FEDS سیستم ذخیره سازی دیسک مغناطیسی که حاوی دیسکهای متحرک است مثل فلاپی دیسک در درایوهای دیسک سخت
back frow اولین شیار ایجاد شده توسط گاواهن که به شیار مرده معروف است
fix سیستم ذخیره سازی دیسک مغناطیسی که حاوی دیسکهای متحرک است مثل فلاپی دیسک و چندین درایو دیسک ثابت
fixes سیستم ذخیره سازی دیسک مغناطیسی که حاوی دیسکهای متحرک است مثل فلاپی دیسک و چندین درایو دیسک ثابت
groove شیار کردن فرورفتگی خان شیار
grooves شیار کردن فرورفتگی خان شیار
mounts عمل درج دیسک در دیسک درایو یا آگاه کردن سیستم عامل که دیسک درایو آماده استفاده است
mount عمل درج دیسک در دیسک درایو یا آگاه کردن سیستم عامل که دیسک درایو آماده استفاده است
activity چراغ یا LED کوچکی که در مقابل دیسک درایو یا کامپیوتر قرار دارد که بیان میکند چه زمان دیسک درایو مشغول خواندن از یا نوشتن بر دیسک است
activities چراغ یا LED کوچکی که در مقابل دیسک درایو یا کامپیوتر قرار دارد که بیان میکند چه زمان دیسک درایو مشغول خواندن از یا نوشتن بر دیسک است
track pitch گام شیار درجه شیار
managers بخشی از سیستم عامل دیسک که فضای دیسک را به فایلها اختصاص میدهد
manager بخشی از سیستم عامل دیسک که فضای دیسک را به فایلها اختصاص میدهد
head دیسک مخصوص برای تمیز کردن نوک خواندن / نوشتن دیسک
exchangeable درایو دیسک با پوش قابل حرکت . در مقابل دیسک ثابت
backup دستور برگرداندن داده از دیسک سخت به فلاپی دیسک یا نوار
eds درایو دیسک که از جعبه دیسک قابل جابجایی استفاده میکند
transmissive disk دیسک ذخیره داده نوری که در آن اشعه لیزر از دیسک به مسیر تشخیص در پایین آن می تابد
disk operating system کنترل کننده دیسک خوان سیستم عامل دیسک
CD WO دیسک ROM-CD و فن آوری درایو که به کاربر اجازه میدهد فقط یک بار روی دیسک بنویسد
write protect tab حفافت دیسک لغزان از نوشته شدن اطلاعات جدید به وسیله یک شکاف که روی دیسک ایجاد میشود
eight inch disk درایو دیسک برای دیسک هشت اینچی
mirrors کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
flying head نوک خواندن / نوشتن دیسک سخت که به صورت حلقهای است و بالای سطح دیسک چرخان قرار دارد
mirrored کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirror کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
write protect قسنت کوچکی در فلاپی دیسک که حرکت داده شود مانع هر گونه نوشتن یا پاک کردن دیسک میشود
parks حرکت دادن نوک خواندن /نوشتن درایو دیسک سخت روی نقط های از دیسک که دادهای ذخیره نشده است
park حرکت دادن نوک خواندن /نوشتن درایو دیسک سخت روی نقط های از دیسک که دادهای ذخیره نشده است
parked حرکت دادن نوک خواندن /نوشتن درایو دیسک سخت روی نقط های از دیسک که دادهای ذخیره نشده است
access mechanism دستگاه مکانیکی در واحدذخیره دیسک که نوکهای مخصوص خواندن و نوشتن را روی شیارهای صحیح دیسک قرار میدهد مکانیزم دستیابی
platter دیسک درون درایو دیسک سخت
platters دیسک درون درایو دیسک سخت
harder دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
hardest دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
hard دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
startup disk فلاپی دیسک که حاوی فایلهای تشخیص سیستم عامل است و در صورتی که دیسک خراب شود برای راه اندازی کامپیوتر استفاده میشود
jukebox درایو Rom-CD که میتواند چندین دیسک Rom-CD را نگه دارد و در صورت لزوم دیسک صحیح را انتخاب کند
double سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
jukeboxes درایو Rom-CD که میتواند چندین دیسک Rom-CD را نگه دارد و در صورت لزوم دیسک صحیح را انتخاب کند
doubled up سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
DVD درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن یکبار داده روی دیسک DVD میدهد
floppy disk دیسک لغزان دیسک لرزان
disk drive گرداننده دیسک دیسک گردان
unmount 1-حذف دیسک از دیسک درایو. 2-
disk drive دیسک ران دیسک چرخان
floppy discs دیسک لغزان دیسک لرزان
floppy discs فلاپی دیسک دیسک نرم
disk drives دیسک ران دیسک چرخان
floppy disks فلاپی دیسک دیسک نرم
floppy disk فلاپی دیسک دیسک نرم
floppy disks دیسک لغزان دیسک لرزان
video disk دیسک بصری دیسک تصویری
disk drives گرداننده دیسک دیسک گردان
densities سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
density سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
defective خطایی در دیسک سخت که داده روی برخی شیارها به درستی قابل خواندن نیست که میتواند ناشی از سطح دیسک آسیب دیده یا قرار گرفتن نامناسب نوک باشد
drives حرفی که نشان دهنده درایو دیسکی است که در حال حاضر استفاده میشود.A , B برای فلاپی دیسک و C برای دیسک سخت در کامپیوتر شخصی
drive حرفی که نشان دهنده درایو دیسکی است که در حال حاضر استفاده میشود.A , B برای فلاپی دیسک و C برای دیسک سخت در کامپیوتر شخصی
Windows Explorer امکان نرم افزاری در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده پرونده ها و فایل ها روی دیسک سخت فلاپی دیسک , ROM-CD , و هر درایو اشتراکی شبکه را میدهد
DVD درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
dye polymer recording در دیسکهای نوری روش ضبط که تغییرات در دیسک نوری پلاستیکی در لایه باریک توکار ایجاد میکند یک مزیت بزرگ این روش : داده ذخیره شده روی دیسک نوری قاب پاک شدن است
CD DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
CDs DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
head crash برخورد فیزیکی نوک خواندن /نوشتن با سطح دیسک برخورد نوک خواندن ونوشتن با سطح ضبط شونده یک دیسک سخت که نتیجه اش از دست اطلاعات میباشد خرابی هد
fissure شیار
fissures شیار
rake شیار
grooves شیار
slot شیار
tracks شیار
rucks خط شیار
slots شیار
chamfer شیار
slotting شیار
tracked شیار
corrugation شیار
flute شیار
rut خط شیار
ruts خط شیار
fillister plough شیار
guideway شیار
waked شیار
rakes شیار
ruck خط شیار
raking شیار
notche شیار
wake شیار
sulcus شیار
scores شیار
stria شیار
wakes شیار
scored شیار
track شیار
score شیار
groove شیار
splineway شیار
furrows شیار زدن
channels شیار دراوردن
channelled روگاه شیار
channelled شیار دراوردن
furrowed شیار زدن
channeling روگاه شیار
channeling شیار دراوردن
channels روگاه شیار
track density تراکم شیار
tpi شیار دراینچ
tooth pitch گام شیار
flute شیار ساختن
alternate track شیار متناوب
furrowing شیار زدن
slot روزنه شیار
slot شیار شکاف
channeled روگاه شیار
channeled شیار دراوردن
calcarine fissure شیار مهمیزی
butterss thread شیار اره
armature slot شیار ارمیچر
armature pocket شیار ارمیچر
alternate track شیار تغییرپذیر
alternate track شیار جایگزین
canaliculus شیار کوچک
acme thread شیار ذوزنقه ای
valleys گودی شیار
valley گودی شیار
calcarine sulcus شیار مهمیزی
wash out شیار ابرو
vallecula شیار خط گودی
channel روگاه شیار
cut fuller شیار بریدن
crimping groove شیار استقرار
central fissure شیار مرکزی
crimping groove شیار استحکام
list شیار نرده
track pitch فاصله شیار
trackes per inch شیار در اینچ
channel شیار دراوردن
central sulcus شیار مرکزی
slots روزنه شیار
dripped شیار ابچکان
fissure of sylvius شیار سیلویوس
rolando's sulcus شیار رولاندو
rolando's fissure شیار رولاندو
grooving plane رنده شیار
fissure of rolando شیار رولاندو
longitudinal groove شیار طولی
threads شیار برجستگی
feed track شیار پیشبری
thread شیار برجستگی
oil groove شیار روغن
sylvian fissure شیار سیلویوس
lateral fissure شیار جانبی
groove شیار دادن
guide nut شیار راهنما
grooves شیار دادن
guide slot شیار راهنما
drips شیار ابچکان
drip شیار ابچکان
primary track شیار اصلی
indenture شیار دارکردن
key seat شیار خار
keyway شیار دراوردن
primary track شیار اولیه
slot insulation عایق شیار
furrow شیار زدن
ruts شیار دارکردن
slotting روزنه شیار
slotting شیار شکاف
rut شیار دارکردن
striate شیار دار
slots شیار شکاف
chip pocket شیار دندانههای اره
ridges شیار دار کردن
guideway شیار هدایت کننده
gutter ball گویی که به شیار میافتد
manager و نیز آدرس شیار را
ridge شیار دار کردن
timing track شیار تنظیم وقت
swallows شیار قرقره تاکل
tpi تعداد شیار در هر اینچ
managers و نیز آدرس شیار را
swallowed شیار قرقره تاکل
chandelle [کابل در شیار ستون ها]
swallow شیار قرقره تاکل
fringing groove شیار تقویت کننده
mortise شیار دراوردن کام
swallowing شیار قرقره تاکل
sheave شیار قرقره تاکل
clock track شیار زمان سنجی
port شیار هادی دهانه
grooves خط انداختن شیار دار کردن
beaded section شیار برجسته روی گچ وچوب
flute [شیار عمودی روی ستون]
trench استحکامات خندقی شیار طولانی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com