Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English
Persian
front wall
دیوار جلو
Search result with all words
facing
روکش محافظ دیوار
facings
روکش محافظ دیوار
rockeries
دیوار کوه نما
rockery
دیوار کوه نما
ping
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinged
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinging
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pings
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
gargoyle
ناودانی که از دیوار پیشامدگی پیدا میکند و بیشتر انرابصورت سر وتن انسان یاجانوری درمی اورند
gargoyles
ناودانی که از دیوار پیشامدگی پیدا میکند و بیشتر انرابصورت سر وتن انسان یاجانوری درمی اورند
baffle
دیوار ارام کننده
baffled
دیوار ارام کننده
baffles
دیوار ارام کننده
baffling
دیوار ارام کننده
partition
دیوار تیغه
partition
دیوار
partitions
دیوار تیغه
partitions
دیوار
adjacent
نزدیک دیوار به دیوار
bow
ضربه از گوشه که به عقب دیوار کناره و بعد به دیوارکناره دیگر و بعد به دیوارمقابل بخورد
bowed
ضربه از گوشه که به عقب دیوار کناره و بعد به دیوارکناره دیگر و بعد به دیوارمقابل بخورد
bowing
ضربه از گوشه که به عقب دیوار کناره و بعد به دیوارکناره دیگر و بعد به دیوارمقابل بخورد
bows
ضربه از گوشه که به عقب دیوار کناره و بعد به دیوارکناره دیگر و بعد به دیوارمقابل بخورد
telltale
نوار فلزی یا چوبی روی دیوار جلو اسکواش نوارپارچه وصل به بادبان برای نشان دادن سمت باد
lob
ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
lobbed
ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
lobbing
ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
lobs
ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
fives
هندبال انگلیسی انفرادی یا دونفره با سه یاچهار دیوار که هر گیم 51امتیاز دارد که مانند والیبال اگردو تیم درامتیاز 41مساوی شوند بازی به 61ختم میشود
plaster
دیوار را با گچ و ساروج اندود کردن
plasters
دیوار را با گچ و ساروج اندود کردن
buttress
شمع پشتیبان دیوار
buttress
دیوار پشت بند
buttressed
شمع پشتیبان دیوار
buttressed
دیوار پشت بند
buttresses
شمع پشتیبان دیوار
buttresses
دیوار پشت بند
buttressing
شمع پشتیبان دیوار
buttressing
دیوار پشت بند
hoarding
جمع اوری دیوار موقتی
hoardings
جمع اوری دیوار موقتی
adjoining
همجوار دیوار بدیوار
wall
دیوار
wall
تیغه کشیدن دیوار
walls
دیوار
walls
تیغه کشیدن دیوار
cornice
گچ بری بالای دیوار زیر سقف
cornice
گچ بری زیر سقف یا بالای دیوار
cornices
گچ بری بالای دیوار زیر سقف
cornices
گچ بری زیر سقف یا بالای دیوار
bracket
طاقچه دیوار کوب
nick
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nicked
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nicking
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nicks
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
party wall
دیوار مشترک
party walls
دیوار مشترک
crease
محل تلاقی دیوار اسکواش و کف زمین
creased
محل تلاقی دیوار اسکواش و کف زمین
creases
محل تلاقی دیوار اسکواش و کف زمین
creasing
محل تلاقی دیوار اسکواش و کف زمین
forecourt
قسمت زمین اسکواش نزدیک دیوار مقابل
forecourts
قسمت زمین اسکواش نزدیک دیوار مقابل
petard
بمب دیوار کن
bulwark
دیوار
bulwarks
دیوار
open
وضع راکت نسبت به دیوار مقابل با سطح ان به طرف بالا
opened
وضع راکت نسبت به دیوار مقابل با سطح ان به طرف بالا
opens
وضع راکت نسبت به دیوار مقابل با سطح ان به طرف بالا
poster
دیوار کوب
posters
دیوار کوب
underpin
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpinned
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpins
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
sonic boom
دیوار صوتی
sonic boom
انفجار صوتی شکستن دیوار صوتی
sonic booms
دیوار صوتی
sonic booms
انفجار صوتی شکستن دیوار صوتی
fence
دیوار
fences
دیوار
boards
برگشت توپ از تخته بسکتبال دیوار چوبی دور زمین
coping
قرنیس دیوار
niche
تو رفتگی در دیوار
niche
طاقچه توی دیوار گذاشتن
niches
تو رفتگی در دیوار
niches
طاقچه توی دیوار گذاشتن
embankment
دیوار خاکی
embankments
دیوار خاکی
mural
دیوار نما
mural
واقع برروی دیوار
murals
دیوار نما
murals
واقع برروی دیوار
quay
دیوار ساحلی
quays
دیوار ساحلی
enclosure
دیوار حصارکشی
enclosures
دیوار حصارکشی
wainscot
تخته جهت پوشش دیوار
wainscots
تخته جهت پوشش دیوار
bulkhead
دیوار
bulkheads
دیوار
Other Matches
partition wall
دیوار میانی دیوار وسط دیوار بین دو فضا
counter fert
دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
murage
مالیاتی که بابت دیوار کشی شهری یا تعمیر دیوار ان بگیرند
common wall
دیوار تقسیم دیوار جلوگیری از اتش سوزی
retaining wall
دیوار نگهبان دیوار محافظ
walls have ears
دیوار
wellhead
سر دیوار
face wall
دیوار بر
f. with the woll
دیوار
enclosure wall
دیوار بر
wall-to-wall
از دیوار به دیوار
curtains
دیوار
alignment frontage
بر دیوار
counter-scrap
دیوار
coping
سر دیوار
cope
سر دیوار
gravity wall
دیوار وزنی
cavity walls
دیوار صندوقهای
gable wall
دیوار لچکی
gable wall
دیوار سنتوری
abutment
دیوار پشتیبان
an interstice in a wall
ترک در دیوار
load bearing wall
دیوار حمال
guide bank
دیوار هادی سد
mason up
ساختن دیوار
cavity walls
دیوار دو جداره
interior wall
دیوار داخلی
inwall
دیوار گرفتن
key wall
دیوار اب بند
load bearing wall
دیوار باربر
thickness of a wall
ضخامت دیوار
batter of a wall
میل دیوار
clay wall
دیوار چینه
common wall
دیوار مشترک
counterfort
دیوار تکیه
bearing wall
دیوار بارگیر
cranny
شکاف دیوار
cross wall
دیوار همبر
curtain wall
دیوار پردهای
cut off
دیوار اببند
cut off wall
دیوار جداکننده
counterfort
دیوار تقویتی
decorated wall
دیوار تزیینی
dike
دیوار مانع
bearing wall
دیوار باربر
septate
دیوار دار
batter of a wall
شیب دیوار
cobwall
دیوار کاهگلی
conservative wall
دیوار باغچه
weephole
ابرو دیوار
weephole
راه اب در دیوار
wall paint
رنگ دیوار
wall opening
روزنه دیوار
wall lining
اندود دیوار
wall lining
پوشش دیوار
wall insulator
عایق دیوار
allering
کنگره دیوار
bailey
دیوار بیرونی
batter of wall
میل دیوار
load-bearing
دیوار باربر
load-bearing wall
دیوار حمال
lie-by
تو رفتگی دیوار
hollow walls
دیوار دو جداره
dwarf wall
دیوار نیمه
bay
فرورفتگی دیوار
vallation
دیوار خاکی
tow brick wall
دیوار دواجره
render a wall
استرکشی دیوار
rear wall
دیوار پشت
quay wall
دیوار بارانداز
partition wall
دیوار تیغه
panel wall
اگین دیوار
outwall
دیوار بیرونی
outer wall
دیوار خارجی
one brick wall
دیوار یک اجره
non load bearing wall
دیوار تیغه
retaining wall
دیوار حائل
retaining wall
دیوار ضامن
sea dike
دیوار ساحلی
tow brick wall
دیوار دو اجری
thickness of a wall
کلفتی دیوار
the pictures on the wall
ی روی دیوار
spine wall
دیوار اساسی
sleeper wall
دیوار کرسی
sidewall
دیوار پهلویی
side wall
دیوار پهلویی
shear wall
دیوار برشی
seawall
دیوار یا سد دریایی
non bearing wall
دیوار تیغه
cordon
سرپوش دیوار
cavity wall
دیوار صندوقهای
cavity wall
دیوار دو جداره
cordons
سرپوش دیوار
rock work
دیوار کوه نما
lining of the wall
پوشش روی دیوار
row stack
فاصله اماد از دیوار
sacrp
دیوار درونی خندق
sanbar
دیوار شنی ساحلی
abamurus
[مستحک کننده دیوار]
pile planking
دیوار سپر فولادی
pinup
ویژه نصب به دیوار
aumbry
[تورفتگی در دیوار کلیسا]
non load bearing wall
دیوار بار نبر
bracket
[ستون نگهدارنده دیوار]
our next neighhbour
همسایه دیوار بدیوارما
My head hit the wall.
سرم خورد به دیوار
mason up
بالا اوردن دیوار
counter-fort
[شمع پشتیبان دیوار]
scarp
دیوار درونی خندق
sconce mirror
اینه دیوار کوب
toe wall
دیوار پای خاکریز
toss ball against a wall
تمرین ابشار با دیوار
wailing wall
دیوار قدیمی اورشلیم
wall entrance
عبور از داخل دیوار
wall socket
پریز روی دیوار
To stick a poster on the wall.
اعلان به دیوار چسباندن
to encircle with a wall
دیوار یا چینه کشیدن
to deafen a wall
عایق کردن دیوار
socket
[wall socket]
پریز روی دیوار
sea dike
دیوار کنار اب دریا
power outlet
پریز روی دیوار
semidetached
دارای یک دیوار حائل
point
[wall socket]
[British]
پریز روی دیوار
electrical outlet
پریز روی دیوار
as white as a sheet
<idiom>
سفید مثل گچ دیوار
to deaden a wall
عایق کردن دیوار
bench wall
دیوار تکیه گاه
screened
دیوار تخته حفاظ
dutch stonewall
دیوار سنگی هلندی
earth retaining wall
دیوار نگهبان خاک
effective thickness of a wall
ضخامت موثر دیوار
earth retaining wall
دیوار پشت بند
fire wall
دیوار اتش بند
backboard
دیوار تمرین تنیس
cross wall
دیوار پلهای عرضی
bracket light
چراغ دیوار کوب
bell's bund
دیوار هدایت کننده اب
to lean against the wall
به دیوار تکیه دادن
screen
دیوار تخته حفاظ
concrete core wall
دیوار با هسته بتنی
coping of a wall
قرنیس روی دیوار
coping of a wall
در پوش روی دیوار
flare wall
دیوار حائل خاکریز پل
cut-splay
[گوشه کج آجر در دیوار]
screens
دیوار تخته حفاظ
half brick wall
دیوار نیم اجره
abutment
بست دیوار نزدیکی
immurement
در دیوار قرار دادن
ha-ha
دیوار فرو رفته
dragon-bracket
طاقچه دیوار کوب
screening, screenings
دیوار تخته حفاظ
approach parapets
جان پناه دیوار
fresco a wall
دیوار سفید کرده را
front wall
دیوار مقابل اسکواش
upright course of bricks
هره اجری روی دیوار
to talk to a
[brick]
wall
<idiom>
با دیوار حرف زدن
[اصطلاح]
wall board
تخته برای چوبکاری دیوار
bank shot
ضربهای که به دیوار بخورد و برگردد
cat burglar
<idiom>
دزدی که از دیوار بالا میرود
The ball hit the wall and bounced back.
توپ خورد به دیوار وبرگشت
air space
قشر هوای دیوار خالی
to strip the paint off the wall
رنگ را از دیوار
[با خراش]
کندن
weephole
سوراخ عبور اب در دیوار بارباکان
reredos
پرده یا دیوار پشت محراب
engaged column
ستون درون جرزیا دیوار
electrical outlets
پریز های روی دیوار
electric sockets
پریز های روی دیوار
power outlets
پریز های روی دیوار
wall sockets
پریز های روی دیوار
hagioscope
[گشادگی اریب در دیوار کلیسا]
inbond
دیوار با اجر چینی کلگی
dry mansory
[دیوار سنگی خشکه چین]
row stack
فاصله ردیفهای انبار از دیوار
stonewall formation
اسکلت پیادهای دیوار سنگی
the picture on the wall
این عکس روی دیوار
the streets are paved with gold
<idiom>
از در و دیوار شهر پول می بارد
corner shot
ضربه به گوشه دیوار جلو
cornicione
[قرنیز دیوار در سبک رنسانس ایتالیا]
For the unlucky man adversity comes from all direc.
<proverb>
براى آدم بدبخت از در و دیوار مى بارد.
common bond
[دیوار چینی با آجر آمریکایی یا انگلیسی]
chimney-breast
[بالای دیوار شومینه به سمت دودکش]
hungry
[تورفتگی طاقچه مانند در دیوار عمیق]
batardeau
[دیوار عمود بر روی گودال یا چاله]
ambry
[انبار یا شکاف در دیوار پشت محراب]
absorption
[گذرگاه بین جرز و سطح دیوار]
car port
گاراژ بی دیوار ولی سقف دار
wall mounted switch
کلیدی که روی دیوار نصب میشود
beam anchor
تیری که دیوار را محکم نگاه میدارد
gable
سه گوشی کنار شیروانی دیوار کناری
immure
در چهار دیوار نگاهداشتن محصور کردن
inbond and outbond wall
دیوار با اجر چینی کله راسته
paint roller mill
دستگاه مالش رنگ بر روی دیوار
gables
سه گوشی کنار شیروانی دیوار کناری
wall mounting cabinet
قفسهای که روی دیوار نصب میشود
lie by
تورفتگی دیوار یا دوراهی معبر تنگ
car ports
گاراژ بی دیوار ولی سقف دار
abutment
پایه جناحی پشت بند دیوار
pinup girl
دختر زیبایی که عکسهایش به دیوار اویخته شود
surcharged wall
دیوار محافظ که بار اضافه راحمل میکند
marble facing
روکارمرمر پوشش سطح دیوار باسنگ مرمر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com