Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English
Persian
walls here ears
دیوار موش دارد موش گوش دارد
Search result with all words
fives
هندبال انگلیسی انفرادی یا دونفره با سه یاچهار دیوار که هر گیم 51امتیاز دارد که مانند والیبال اگردو تیم درامتیاز 41مساوی شوند بازی به 61ختم میشود
Walls have ears
<idiom>
دیوار موش دارد و موش گوش دارد
[اصطلاح]
Other Matches
scalar
متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
. The car is gathering momentum.
اتوموبیل دارد دور بر می دارد
labor theory of value
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
enclave economices
اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
has
دارد
chains
دارد.
he has a rage for money
دارد
there is a time for everything
دارد
he has worms
دارد
chain
دارد.
are there any remarks?
دارد
he is ill with fever
تب دارد
hast
او دارد
heavy fighting is in progress
دارد
multungulate
که بیش از دو سم دارد
leek d;
[,vjvi ;i fv'ihd \ik ,
بزرگ دارد
our library is well stocked
خوبی دارد
There is a knack in it .
یک فنی دارد
not a patch on
چه دخلی دارد
He has a day off.
او مرخصی دارد.
it depends
[on]
بستگی دارد
[به]
god is
خداوجود دارد
he has a maggot in his head
وسواس دارد
he speaks to the purpose
قصدی دارد
he tops .0 metres
یک مترونیم قد دارد
he is fifty
تمام دارد
But one leg to the fowl.
<proverb>
مرغ یک پا دارد .
it has sides
سه پهلو دارد
he has an axe to grind
غرض دارد
he has an a. to grind
مقصود دارد
it is sufficiently stamped
کسرتمبر دارد
it is usual with him
عادت دارد
he is 0 years old
او ده سال دارد
he has a spite against me
بامن لج دارد
figure on
<idiom>
بستگی دارد به
There is something wrong with the ...
... عیب دارد.
what matter?
چه اهمیت دارد
I owe him a dept of gratitude.
حق بگردنم دارد
the probability is
احتمال دارد
Windows GDI
بیتی دارد
the reason is two fold
دودلیل دارد
what hurt is there in that
چه زیانی دارد
there is a rumour that
شهرت دارد که
what the odds
چه اهمیت دارد
the reason is manifold
چنددلیل دارد
viruses
وجود دارد
virus
وجود دارد
walls have ears
گوش دارد
Buttonhole
کتی که در دو طرف دکمه دارد
partition wall
دیوار میانی دیوار وسط دیوار بین دو فضا
Every flow must have its ebb.
<proverb>
هر فرازى نشیبى دارد.
There are ticks in every trade .
<proverb>
هر کار لمى دارد .
There are two sides to every question .
<proverb>
هر مساله ای دو جنبه دارد.
back
که یک باتری پشتیبان دارد
the work is in full swing
کاربخوبی جریان دارد
it is very important
بسیار اهمیت دارد
the switch is on
برق جریان دارد
it is worth 0 rials
ده ریال ارزش دارد
She has got regular teeth .
دندانهای منظمی دارد
it is wringing
خیلی تراست یا اب دارد
it is particularly difficult
یک دشواری ویژه دارد
it is particularly difficult
یک اشکال بخصوصی دارد
it askes for attention
توجه لازم دارد
backs
که یک باتری پشتیبان دارد
well and good
باشد چه ضرر دارد
he keeps my a
حساب مراونگه می دارد
what does it meant
یعنی چه چه معنی دارد
what is that to you
به شما جه دخلی دارد
to bring grist to the mill
نان دراب دارد
battery
که یک باتری پشتیبان دارد
batteries
که یک باتری پشتیبان دارد
in all like
احتمال کلی دارد
what is wrong with that?
مگراین چه عیبی دارد
(not to be) sneezed at
<idiom>
ارزش داشتن را دارد
there removred revolution
شورشی که شهرت دارد
It is much sought after
خیلی طالب دارد.
it is of frequent
خیلی مورد دارد
he must needs go
بیخوداصرار دارد برفتن
it needs to be done carefully
اینکارتوجه لازم دارد
the party is led by him
او بر ان حزب ریاست دارد
He takes my advice. He listens to me.
از من حرف شنوایی دارد
How long is the ticket valid?
بلیت تا کی اعتبار دارد؟
He writes a legible ( beautiful ) hand .
خط خوانایی ( قشنگه ) دارد
He has influential contacts everywhere.
همه جا دست دارد
He is distantly related to us .
نسبت دوری با ما دارد
lengths
خط با طول جر حرف دارد
length
خط با طول جر حرف دارد
There is always a right way of doing everything.
هرکاری راهی دارد
My hair is falling.
موهایم دارد می ریزد
rubrician
کتاب نماز دارد
She has a subtle charm.
جذابیت ظریفی دارد
He is against
[opposed to]
me .
با من ضد است.
[ضدیت دارد]
She has a lovely (nice) voice.
صدای قشنگه دارد
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea.
شهوت کلام دارد
There is only one condition attached to it .
فقط یک شرط دارد
basses
کسی که صدای بم دارد
The kettel is boiling.
قوری دارد می جوشد
She has a delightfully mellow voice .
صدای گرمی دارد
the cat has nine lives
سگ هفت جان دارد
it speaks well for him
بامن نظرمساعد دارد
it stand well with him
بامن نظرمساعدی دارد
biased
آنچه اریب دارد
She has a soft voice
صدای نرمی دارد
She has engaging manners .
رفتار گیرایی دارد
that word is obsolescent
ان واژه کم کم دارد مهجور
With his foul temper.
با اخلاق سگه که دارد
He writes well . he wields a formidable pen .
قلم خوبی دارد
that bridge has openings
ان پل سه چشمه یا دهانه دارد
tea is preferable to water
چایی بر اب ترجیح دارد
likelihood
احتمال کلی دارد
She has a lovely ( nice ) voice.
صدای قشنگه دارد
significance
معنای مخصوص دارد
Does it matter if I dont come ?
اشکالی دارد اگرنیایم ؟
To bring pressure to bear . To exert pressure .
فشار خون دارد
Somebody is beating at (upon)the door.
یک کسی دارد در می زند
bigamists
زنی که دوشوهر دارد
he has much merit
خیلی قابلیت دارد
he has much merit
بسیار شایستگی دارد
bass
کسی که صدای بم دارد
he has a loose tongue
دهان لقی دارد
the export of ... is granted the premium.
صدور ... جایزه دارد.
he bears out his name
اسم بامسمایی دارد
delectus
برای ترجمه دارد
bigamist
زنی که دوشوهر دارد
he insists on going
اصرار دارد برفتن
and there an end.
و پایان وجود دارد.
he is f. of money
پول فراوان دارد
he is in the know
اطلاع ویژه دارد
double decker
هرچیزیکه دو لایه دارد
he is rightly named
اسم بامسمائی دارد
he has Roman nose
او بینی عقابی دارد
he is in a hurry to go
عجله دارد برفتن
What's in it for me?
<idiom>
این چه سودی برای من دارد؟
double breasted
کتی که در دو طرف دکمه دارد
creditor secured by pledge
طلبکاری که رهینه در دست دارد
the battle still rages
جنگ هنوز شدت دارد
He has a ready pen.
قلم شیوا وروانی دارد
multifunction
آنچه تابعهای متعددی دارد
ox frame
قابی که گوشههای چلیپایی دارد
groove
[فاصله ای که بین هر رج وجود دارد.]
dare he go?
ایا جرات دارد برود
She is stuffy and conceited.
دماغش باد دارد ( پر افاده )
The child is going to go to bed.
بچه دارد می رود بخواب
He must have a hand in it.
حتما" دراینکار دست دارد
It lookes like rain.
هوا خیال باریدن دارد
pavonazzo
مرمری که رنگهای پرطاووسی دارد
post town
شهری که پستخانه مستقل دارد
puntist
راننده کرجی نام دارد
corrupts
داده یا برنامهای که خطا دارد
corrupting
داده یا برنامهای که خطا دارد
quarter binding
جلدی که تنهاته ان چرم دارد
corrupted
داده یا برنامهای که خطا دارد
administrators
تنظیم و نگهداری شبکه دارد
administrator
تنظیم و نگهداری شبکه دارد
corrupt
داده یا برنامهای که خطا دارد
He has a family of six to. support . he has six mouths to feed.
شش سر نانخور دارد ( تحت تکلف )
What's up with him?
مگر او
[مرد]
چه عیبی دارد؟
He takes ( heels) much interest in politics.
به سیاست خیلی علاقه دارد
dichord
سازیکه هرنغمه ان دوسیم دارد
requested
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
crapaudiue door
دری که بالاوپایین ان محورگردنده دارد
sexagenarian
کسی که از 06 تا96 سال دارد
the odds are that he will doit
احتمال دارد که انکار را بکند
consuetude est alterra lex
عادت قدرت قانونی دارد
request
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
requesting
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
requests
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
ex-directory
شخصی که چنین شمارهای را دارد
The price includes flights and accommodation.
بها پرواز و مسکن را در بر دارد.
[the house]
is haunted
[این خانه]
روح دارد
timber toe
کسی که پای چوبین دارد
AT Attachment
مگابایت دار ثانیه دارد
A cube has six faces.
یک مکعب ۶ تا وجح دارد.
[ریاضی]
to the best of ones ability
تا جایی که کسی توان آن را دارد
water exists in three phases
اب درسه نمود وجود دارد
the cow parts the hoofs
گاو سمهای شکافته دارد
chaplains
کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
chaplain
کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
He has a glib(persuasive)tongue.
زبان چرب ونرمی دارد
Blood circulates in the body.
خون در بدن جریان دارد
He has a good permanent job.
شغل ثابت خوبی دارد
Our food supply is getting low.
ذخیره غذایمان دارد ته می کشد
stentor
شخصی که صدای بلندی دارد
One could be taken up on ones offer.
تعارف آمد نیامد دارد
It all depends on how things develop.
بستگی دارد چه پیش بیاید
My hair is growing.
موهایم دارد بلند می شود
It is going from bad to worse .
وضع دارد بد ترهم می شود
accessor
شخصی که به داده دسترسی دارد
tea has an adour p to itself
چای بوی ویژهای دارد
She is too damned fussy
خیلی ادا واطوار دارد
corvette
رزمناوی که یک ردیف توپ دارد
cornet a pistons
یکجورسازشیپوری که چندین دکمه دارد
Advanced Technology Attachment
مگابایت دار ثانیه دارد
He is bound to come.
احتمال زیادی دارد که بیاید
ambiguous
آنچه دو معنای ممکن دارد
A big head has a big ache.
<proverb>
سر بزرگ درد زیادى هم دارد.
A cat has nine lives .
<proverb>
گربه هفت جان دارد .
he has a spite against me
بامن کینه یاعداوت دارد
caller
شخصی که تقاضای تماس دارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com