English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (13 milliseconds)
English Persian
inwall دیوار گرفتن
Search result with all words
nick ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nicked ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nicking ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nicks ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
Other Matches
partition wall دیوار میانی دیوار وسط دیوار بین دو فضا
counter fert دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
murage مالیاتی که بابت دیوار کشی شهری یا تعمیر دیوار ان بگیرند
common wall دیوار تقسیم دیوار جلوگیری از اتش سوزی
retaining wall دیوار نگهبان دیوار محافظ
adjacent نزدیک دیوار به دیوار
to take medical advice دستوراز پزشک گرفتن دستورطبی گرفتن
to seal up درز گرفتن کاغذ گرفتن
clam بچنگال گرفتن محکم گرفتن
clams بچنگال گرفتن محکم گرفتن
grip طرز گرفتن وسیله گرفتن
gripped طرز گرفتن وسیله گرفتن
gripping طرز گرفتن وسیله گرفتن
slag کفه گرفتن تفاله گرفتن
calebrate جشن گرفتن عید گرفتن
take in <idiom> زود گرفتن ،مطالب را گرفتن
grips طرز گرفتن وسیله گرفتن
fence دیوار
coping سر دیوار
partition دیوار
partitions دیوار
cope سر دیوار
wall دیوار
walls دیوار
bulwarks دیوار
counter-scrap دیوار
alignment frontage بر دیوار
fences دیوار
bulwark دیوار
curtains دیوار
face wall دیوار بر
f. with the woll دیوار
wall-to-wall از دیوار به دیوار
bulkheads دیوار
enclosure wall دیوار بر
wellhead سر دیوار
bulkhead دیوار
walls have ears دیوار
poster دیوار کوب
side wall دیوار پهلویی
sidewall دیوار پهلویی
bearing wall دیوار بارگیر
spine wall دیوار اساسی
party wall دیوار مشترک
sleeper wall دیوار کرسی
weephole راه اب در دیوار
party walls دیوار مشترک
shear wall دیوار برشی
seawall دیوار یا سد دریایی
allering کنگره دیوار
quays دیوار ساحلی
retaining wall دیوار حائل
retaining wall دیوار ضامن
enclosure دیوار حصارکشی
partition دیوار تیغه
enclosures دیوار حصارکشی
partitions دیوار تیغه
septate دیوار دار
bay فرورفتگی دیوار
weephole ابرو دیوار
batter of wall میل دیوار
bailey دیوار بیرونی
sea dike دیوار ساحلی
bearing wall دیوار باربر
wall paint رنگ دیوار
sonic boom دیوار صوتی
sonic booms دیوار صوتی
embankment دیوار خاکی
wall opening روزنه دیوار
niches تو رفتگی در دیوار
cordon سرپوش دیوار
cordons سرپوش دیوار
niche تو رفتگی در دیوار
cavity walls دیوار دو جداره
cavity walls دیوار صندوقهای
cavity wall دیوار دو جداره
cavity wall دیوار صندوقهای
quay دیوار ساحلی
abutment دیوار پشتیبان
embankments دیوار خاکی
mural دیوار نما
wall lining اندود دیوار
wall lining پوشش دیوار
wall insulator عایق دیوار
vallation دیوار خاکی
tow brick wall دیوار دواجره
the pictures on the wall ی روی دیوار
thickness of a wall کلفتی دیوار
batter of a wall شیب دیوار
batter of a wall میل دیوار
posters دیوار کوب
tow brick wall دیوار دو اجری
thickness of a wall ضخامت دیوار
an interstice in a wall ترک در دیوار
murals دیوار نما
coping قرنیس دیوار
conservative wall دیوار باغچه
gravity wall دیوار وزنی
hollow walls دیوار دو جداره
gable wall دیوار لچکی
key wall دیوار اب بند
load bearing wall دیوار حمال
counterfort دیوار تکیه
cobwall دیوار کاهگلی
common wall دیوار مشترک
gable wall دیوار سنتوری
front wall دیوار جلو
guide bank دیوار هادی سد
cross wall دیوار همبر
curtain wall دیوار پردهای
cut off دیوار اببند
interior wall دیوار داخلی
load-bearing wall دیوار حمال
lie-by تو رفتگی دیوار
cut off wall دیوار جداکننده
cranny شکاف دیوار
counterfort دیوار تقویتی
load bearing wall دیوار باربر
decorated wall دیوار تزیینی
dwarf wall دیوار نیمه
non load bearing wall دیوار تیغه
non bearing wall دیوار تیغه
render a wall استرکشی دیوار
petard بمب دیوار کن
one brick wall دیوار یک اجره
outer wall دیوار خارجی
rear wall دیوار پشت
mason up ساختن دیوار
quay wall دیوار بارانداز
dike دیوار مانع
clay wall دیوار چینه
outwall دیوار بیرونی
load-bearing دیوار باربر
panel wall اگین دیوار
partition wall دیوار تیغه
baffles دیوار ارام کننده
walls تیغه کشیدن دیوار
to deaden a wall عایق کردن دیوار
baffling دیوار ارام کننده
to deafen a wall عایق کردن دیوار
lining of the wall پوشش روی دیوار
mason up بالا اوردن دیوار
bracket طاقچه دیوار کوب
To stick a poster on the wall. اعلان به دیوار چسباندن
to encircle with a wall دیوار یا چینه کشیدن
baffle دیوار ارام کننده
wall تیغه کشیدن دیوار
abutment بست دیوار نزدیکی
baffled دیوار ارام کننده
adjoining همجوار دیوار بدیوار
screening, screenings دیوار تخته حفاظ
cross wall دیوار پلهای عرضی
fresco a wall دیوار سفید کرده را
My head hit the wall. سرم خورد به دیوار
wall socket پریز روی دیوار
flare wall دیوار حائل خاکریز پل
fire wall دیوار اتش بند
effective thickness of a wall ضخامت موثر دیوار
buttressing دیوار پشت بند
buttressing شمع پشتیبان دیوار
buttresses دیوار پشت بند
buttresses شمع پشتیبان دیوار
buttressed دیوار پشت بند
buttressed شمع پشتیبان دیوار
buttress شمع پشتیبان دیوار
earth retaining wall دیوار نگهبان خاک
earth retaining wall دیوار پشت بند
front wall دیوار مقابل اسکواش
wall entrance عبور از داخل دیوار
screened دیوار تخته حفاظ
screen دیوار تخته حفاظ
rockery دیوار کوه نما
rockeries دیوار کوه نما
facings روکش محافظ دیوار
facing روکش محافظ دیوار
immurement در دیوار قرار دادن
screens دیوار تخته حفاظ
half brick wall دیوار نیم اجره
mural واقع برروی دیوار
murals واقع برروی دیوار
toe wall دیوار پای خاکریز
toss ball against a wall تمرین ابشار با دیوار
to lean against the wall به دیوار تکیه دادن
wailing wall دیوار قدیمی اورشلیم
dutch stonewall دیوار سنگی هلندی
pile planking دیوار سپر فولادی
power outlet پریز روی دیوار
point [wall socket] [British] پریز روی دیوار
dragon-bracket طاقچه دیوار کوب
bracket [ستون نگهدارنده دیوار]
electrical outlet پریز روی دیوار
bench wall دیوار تکیه گاه
bell's bund دیوار هدایت کننده اب
socket [wall socket] پریز روی دیوار
pinup ویژه نصب به دیوار
ha-ha دیوار فرو رفته
semidetached دارای یک دیوار حائل
abamurus [مستحک کننده دیوار]
sea dike دیوار کنار اب دریا
bracket light چراغ دیوار کوب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com