English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English Persian
high court of cassation دیوان عالی کشور
hight court of cassetion دیوان عالی کشور
supreme court دیوان عالی کشور
Search result with all words
distinguished investigated by the رای دیوان عالی کشور
justice of supreme court مستشار دیوان عالی کشور
Other Matches
hight court of cassetion دیوان عالی تمیز
assocation justise مستشار دیوان عالی
Chief Justice رئیس دیوان عالی
high court of cassation دیوان عالی تمیز
Chief Justices رئیس دیوان عالی
republics حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republic حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
advanced level پایه مهارت عالی در سطح عالی
on an even keel <idiom> به ترتیب عالی یا محیطی عالی
Burundi کشور بروندی در مرکز خاوری افریقا و شرق کشور زئیر
secession تجزیه جدایی یک قسمت از خاک کشور و خروج ان از حاکمیت کشور منفصل منه
extradites مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradited مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extraditing مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradite مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
provincialism اعتقاد به لزوم عدم تمرکز دراداره کشور و تقسیم اختیارات و مسئولیتها بین ایالات ونواحی کشور
innocent passage مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
bureau دیوان
bureaus دیوان
diwan دیوان
office-holders دیوان گر
tribunals دیوان
divan دیوان
chancellery دیوان
office-holder دیوان گر
tribunal دیوان
starkers دیوان
letter of recall نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
tribunal of arbitration دیوان داوری
bureaucracies دیوان سالاری
bureaucracy دیوان سالاری
office-holders دیوان سالار
tribunals دیوان محاکمات
devitry گروه دیوان
poetical works دیوان شعر
prose work دیوان منثور
prose work دیوان نثر
financial tribunal دیوان محاسبات
bureaucratic دیوان سالارانه
arbitral tribunal دیوان داوری
tribunal دیوان محاکمات
office-holder دیوان سالار
supreme court دیوان تمیز
to hold an a دیوان منعقد کردن
bureaucracy کاغذ پرانی دیوان سالاری
bureaucracies کاغذ پرانی دیوان سالاری
iran u.s. claims tribunal دیوان دعاوی ایران و امریکا
permanent court of international arbitra دیوان دایمی داوری بین المللی
nonaligned کشور غیر متعهد از نظرسیاسی کشور غیر وابسته
bureaucrat مامور دولتی مقرراتی واهل کاغذ بازی دیوان سالار
bureaucrats مامور دولتی مقرراتی واهل کاغذ بازی دیوان سالار
country cover diagram دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
international court of justice دیوان دادگستری بین المللی رکن قضایی سازمان ملل متحد که وفیفه اش رسیدگی به دعاوی مطروحه دول عضو علیه یکدیگر است
swell عالی
swelled عالی
spankings عالی
swells عالی
copacetic عالی
copesetic عالی
brave عالی
famous عالی
superior عالی
par excellence عالی
wallies عالی
braving عالی
bravest عالی
braves عالی
braver عالی
braved عالی
eximious عالی
super عالی
first rate عالی
immense عالی
top-notch عالی
braw عالی
spanking عالی
sick [British E] <adj.> عالی
splendid عالی
high grade عالی
remarkable عالی
firsthand عالی
cool <adj.> عالی
ripping عالی
slap-up عالی
wicked <adj.> عالی
awesome <adj.> عالی
great <adj.> عالی
superiors عالی
first-rate عالی
excellent عالی
capital عالی
top hole عالی
tophole عالی
advance عالی
advances عالی
advancing عالی
exquisite عالی
palmary عالی
supreme عالی
unrivaled عالی
highs عالی
spiffy عالی
living end <idiom> عالی
ripsnorting عالی
imperial عالی
advanced عالی
high عالی
highest عالی
nobby عالی
beaut عالی
beauts عالی
much عالی
lofty عالی
superlative عالی
superlatives عالی
superb عالی
superbly عالی
wally عالی
knockouts عالی
whizbang عالی
knockout عالی
magnificent عالی
whizzbang عالی
plummy عالی
beautiful عالی
plummiest عالی
plummier عالی
pluperfect خیلی عالی
much عالی مقام
magnificently بطور عالی
high command فرماندهی عالی
supremely بطور عالی
time of one's life <idiom> زمان عالی
ranking عالی رتبه
How wonderful(nice,beautiful). چه خوب ( چه عالی )
supreme فرماندهی عالی
splendidly باجلال عالی
grandly بطور عالی
higher education اموزش عالی
topper چیز عالی
advanced course دوره عالی
top-class عالی بااستانداردبالا
advance course دوره عالی
highly بطور عالی
corking بسیار عالی
top-notch <idiom> عالی ،بهترین
your excellency جناب عالی
high toned زیر عالی
high ranking عالی رتبه
quad density چگالی عالی
high moral روحیه عالی
quodlibet نکته عالی
superlatively در درجه عالی
fine عالی لطیف
pooh bah عالی مرتبه
finest عالی لطیف
top رویه عالی
magna cum laude با درجه عالی
level best خیلی عالی
grandiose عالی نما
jim dandy چیز عالی
glad-rags پوشاک عالی
sovereign عالی و موثر
fined عالی لطیف
sovereigns عالی و موثر
really sick واقعا عالی
topping عالی ممتاز
dignitaries عالی مقام
dignitary عالی مقام
toppings عالی ممتاز
toppers چیز عالی
elevating عالی کردن
elevates عالی کردن
superior court دادگاه عالی
elevate عالی کردن
evolution تمرین عالی
perfects عالی ساختن
high density چگالی عالی
really wicked واقعا عالی
high contrast تغایر عالی
perfect عالی ساختن
perfected عالی ساختن
perfecting عالی ساختن
stand out برجسته عالی
school of tecnology مدرسه عالی فنی
war college دانشگاه عالی جنگ
august عظیم عالی نسب
high strength cast iron چدن با استحکام عالی
nlq کیفیت تقریبا" عالی
keep up <idiom> درشرایط عالی نگهداشتن
technical colleges مدرسه عالی فنی
grand juries هیئت منصفه عالی
grand juries هیات منصفه عالی
technical college مدرسه عالی فنی
supreme commander's staff ستاد عالی ارتش
swank عالی شیک وباشکوه
swanked عالی شیک وباشکوه
swanking عالی شیک وباشکوه
swanks عالی شیک وباشکوه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com