Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 121 (2 milliseconds)
English
Persian
double diode
دیود دوبل
Search result with all words
double base diode
دیود- بیس دوبل ترانزیستور یونی- جانکشن
duodide
دیود مضاعف دیود دوبل
Other Matches
double squirrel cage motor
موتور قفس سنجابی دوبل موتور با شیار دوبل
semiconductor diode
دیود
crystal diode
دیود
crystal rectifier
دیود
diode
دیود
z diode
دیود "زد"
two electrode valve
دیود
centering diode
دیود مرکزگذار
crystal diode
دیود بلوری
zener
دیود زینر
zener diode
دیود زنر
z diode
دیود زنر
input diode
دیود اولیه
input diode
دیود ورودی
diode lamp
دیود دورانی
magneto diode
دیود مغناطیسی
double diode
دیود مضاعف
silicon diode
دیود سیلیسیمی
tunel diode
دیود نقبی
tunel diode
دیود تونلی
tunnel diode
دیود تانل
zener
دیود زنر
tunnel diode
دیود تونلی
duodide
زوج دیود
zener diode
دیود زینر
light emitting diode
دیود ناشر نوری
interference inverter
دیود پارازیت گیر
rectifier
دیود
[فیزیک]
[مهندسی]
diode
دیود
[فیزیک]
[مهندسی]
high tension diode
دیود فشار قوی
lith emitting diode
دیود ساتع نور
tunnel diode
مهندسی دیود تانل
silicon detector
دیود سیلیسیم دار
light emitting diode
دیود ساطع کننده نور
led
دیود ساطع کننده نور
high back resistance diode
دیود با مقاومت معکوس زیاد
high back resistance diode
دیود با مفاومت معکوس بالا
high back resistance diode
مقاومت دیود در بایاس مخالف
zener diode stabilization
تثبیت کنندگی دیود زنر
photodiode
دیود حساس نسبت به نور
duple
دوبل
double refraction
انکسار دوبل
double seam
درز دوبل
double u butt joint
اتصال لب به لب یو دوبل
double u butt weld
جوش لب به لب یو دوبل
double vee guide
راهنمای وی دوبل
dual capacitor
خازن دوبل
twin conductor
هادی دوبل
dual tire
لاستیک دوبل
push and pull lever
اهرم دوبل
twin lever
اهرم دوبل
double refraction
شکست دوبل
double knot
گره دوبل
double acting fuse
فیوز دوبل
fours
مسابقه دوبل
doubled up
بازی دوبل
double frequency
فرکانس دوبل
doubled
بازی دوبل
double bottoms
ناو کف دوبل
double
بازی دوبل
doubles
بازی دوبل
double-checks
کیش دوبل
double-checking
کیش دوبل
double-checked
کیش دوبل
double amplitude
دامنه دوبل
double check
کیش دوبل
double-check
کیش دوبل
double integral
انتگرال دوبل
double belt
تسمه دوبل
double entry bookkeeping
حسابداری دوبل
double bank radial engine
موتور ستارهای دوبل
double accumulator switch
کلید انباره دوبل
indenture
دوبل کردن قرارداد
double delta connection
اتصال مثلث دوبل
double dribble
خطای دوبل در بسکتبال
double entry
سیستم دفترداری دوبل
polyphase earth
اتصال زمین دوبل
duplex fixed bed miller
دستگاه فرز دوبل
double knee
لوله زانویی دوبل
double rotor motor
موتور با رتور دوبل
double integration method
روش انتگرال دوبل
double tandem engine
موتور سری دوبل
double i butt weld
جوش درزی ای دوبل
double earth fault
اتصال زمین دوبل
dual crank
میل لنگ دوبل
double flanged seam
درز- لبه دوبل
double flanged butt joint
اتصال لب به لب- لبه دوبل
double three spindle machine
دستگاه سه هرزگردی دوبل
double angle milling cutter
دستگاه فرز زاویه دوبل
double thrust ball bearing
بلبرینگ با فشار محوری دوبل
double multiple disc clutch
کلاج چند صفحه- دوبل
double keyway broach
مته دستی با جا خار دوبل
double track railway bridge
پل راه اهن باسکوی دوبل
double two high rolling mill
دستگاه نورد مضاعف دوبل
double helical gear
چرخ دندانه مارپیچی دوبل
double four spindle machine
دستگاه چهار هرزگردی دوبل
double thrust bearing
یاطاقان با فشار محوری دوبل
double accentric press
پرس خارج از مرکز بایاطاقان دوبل
double frame hobbing machine
دستگاه فرز غلطکی با قاب دوبل
double squirrel cage
موتور با رتور قفس سنجابی دوبل
adjustable double endwrench
آچار شش گوش قابل تنظیم دوبل
led
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند
light
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
lightest
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
lighted
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
duplex operation
کارکرد یا عملکرد دوبل مکالمه تلفنی دو طرفه
up and back
بازیگران عقب و جلو در بازی تنیس دوبل
service line
خط مرزی روی زمین در بازی اسکواش دوبل
credits
ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
crediting
ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credit
ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credited
ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
led
یک واحد نمایش الفبا عددی متداول که هر گاه با ولتاژبه خصوصی تغذیه شود می درخشد دیود ناشر نور
alley
حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleyways
حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleys
حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
two cell accumulator
اکومولاتور دو سلولی اکومولاتور دوبل
bight
حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com