English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
high tension diode دیود فشار قوی
Other Matches
duodide دیود مضاعف دیود دوبل
diode دیود
crystal diode دیود
z diode دیود "زد"
two electrode valve دیود
semiconductor diode دیود
crystal rectifier دیود
cabin pressure فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
tunel diode دیود تونلی
tunel diode دیود نقبی
tunnel diode دیود تانل
input diode دیود ورودی
input diode دیود اولیه
z diode دیود زنر
zener دیود زنر
centering diode دیود مرکزگذار
magneto diode دیود مغناطیسی
tunnel diode دیود تونلی
zener diode دیود زنر
zener دیود زینر
duodide زوج دیود
crystal diode دیود بلوری
zener diode دیود زینر
diode lamp دیود دورانی
silicon diode دیود سیلیسیمی
double diode دیود مضاعف
double diode دیود دوبل
pressurized cabin اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
tunnel diode مهندسی دیود تانل
lith emitting diode دیود ساتع نور
silicon detector دیود سیلیسیم دار
interference inverter دیود پارازیت گیر
rectifier دیود [فیزیک] [مهندسی]
diode دیود [فیزیک] [مهندسی]
light emitting diode دیود ناشر نوری
compensating relief valve شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
photodiode دیود حساس نسبت به نور
light emitting diode دیود ساطع کننده نور
zener diode stabilization تثبیت کنندگی دیود زنر
led دیود ساطع کننده نور
high back resistance diode مقاومت دیود در بایاس مخالف
high back resistance diode دیود با مفاومت معکوس بالا
high back resistance diode دیود با مقاومت معکوس زیاد
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
double base diode دیود- بیس دوبل ترانزیستور یونی- جانکشن
cabin pressurization safety valve شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic دارای فشار یکسان خط هم فشار
lightest دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
lighted دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
light دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
led دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند
low head plant نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
led یک واحد نمایش الفبا عددی متداول که هر گاه با ولتاژبه خصوصی تغذیه شود می درخشد دیود ناشر نور
piezoelectric ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
high voltage transformer ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
impluse level سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
pitot pressure فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
hypobaric مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
low voltage distribution system شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
bunt فشار با سر
distraint فشار
pressures فشار
pressure فشار
pressure sense حس فشار
barometric pressure فشار جو
pressured فشار
sense of pressure حس فشار
pressuring فشار
atmospheric pressure فشار جو
fantod فشار
thrusts فشار
hydraulic pressure فشار اب
weight فشار
pressing فشار
low pressure فشار کم
thrust فشار
isobare هم فشار
thrusting فشار
isopiestic هم فشار
line of thrust خط فشار
ice push فشار یخ
pressor فشار زا
pressure curve خم فشار
isobar هم فشار
back pressure پی فشار
back iron بن فشار
stresses فشار
stroking فشار با پا
total pressure فشار کل
zipped فشار
zip فشار
impact فشار
impacts فشار
presses فشار
zipping فشار
compression فشار
tension فشار
strokes فشار با پا
stroked فشار با پا
stress فشار
stressing فشار
stroke فشار با پا
atmosphere فشار جو
water pressure فشار اب
constraint فشار
violence فشار
strains فشار
zips فشار
strain فشار
push فشار
pressure vessel فشار
press فشار
isobars هم فشار
pushes فشار
pushed فشار
exertions فشار
brunt فشار
tensions فشار
exertion فشار
atmospheres فشار جو
growing pains فشار
isobars تک فشار
isobar تک فشار
hydraulic pressure فشار هیدرولیکی
The pressure of the atmosphere فشار جو ؟( اتمسفر )
hydrostatic مربوط به فشار اب
excess pressure فشار اضافی
external pressure فشار خارجی
head loss افت فشار
hydrostatic pressure فشار ایستائی
external pressure فشار برونی
eyestrain فشار باصره
forced draft هوای با فشار
gossypium داروی فشار
gage pressure فشار مانومتری
high potential فشار قوی
high pressure area منطقه پر فشار
gage pressure فشار گیج
high pressure line خط فشار قوی
group pressure فشار گروهی
flux density تراکم فشار
high tension line خط فشار قوی
high voltage line خط فشار قوی
high tension فشار قوی
high tension magneto مگنت پر فشار
equilibrium vapor pressure فشار به حد تعادل
central head فشار مرکزی
confined water سفره اب با فشار
constant pressure فشار ثابت
contact pressure فشار تماسی
contact pressure فشار تماس
cost push فشار قیمت
cost push فشار هزینه
critical pressure فشار بحرانی
compressive stress فشار تراکمی
high pressure فشار زیاد
centre of pressure مرکز فشار
ciderpress سیب فشار
ciderpress میوه فشار
cold water test pressure ازمایش فشار اب
time pressure فشار زمانی
hydraulic pressure test ازمایش فشار اب
deflationary pressure فشار انقباضی
deflationary pressure فشار ضدتورمی
diastolic pressure فشار دیاستولی
dynamic pressure فشار پویا
earth pressure فشار خاک
economic pressure فشار اقتصادی
edge pressure فشار لبه
effective pressure فشار موثر
electric tension فشار الکتریکی
end thrust فشار محوری
dynamic pressure فشار دینامیکی
drag mark محل فشار
drag loading فشار کششی
diffraction loading منتجه فشار
direct pressure فشار مستقیم
discharge pressure فشار تخلیه
pressure of time فشار زمانی
equilibrium pressure فشار تعادلی
osmotic pressure فشار اسمزی
pressure above the atmosphere فشار بالای جو
pressure adjustment تنظیم فشار
torisonal strain فشار پیچشی
pressure curve منحنی فشار
to squeeze to death با فشار کشتن
pressure drop افت فشار
pressure face سمت فشار
pressure gaverner ناطم فشار
pressure gradient گرادیان فشار
torsional strain فشار پیچشی
pore pressure فشار درونی
platten اهن فشار
overpressure فشار بیش از حد
overvoltage فشار زیاد
overvoltage ازدیاد فشار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com