English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 154 (8 milliseconds)
English Persian
i am out of p with it دیگرحوصله انرا ندارم
Other Matches
i do not have the courage جرات انرا ندارم
i cannot a to buy that استطاعت خرید انرا ندارم
i have no knowledge of it هیچ اگاهی از ان ندارم اطلاعی از ان ندارم
it has escaped my remembrance در یاد ندارم بخاطر ندارم
give it a good wash خوب انرا شستشو بدهید خوب انرا بشویید
him who انرا که
had searched انرا می یافتید
i saw it انرا دیدم
neither i or he sees it نه من انرا می بینم نه او
i have a secure grasp of it انرا گرفته ام
i have nothing ندارم
lowlander اسکاتلندکه انرا lowlandsمینامند
i can make nothing of it هیچ انرا نمیفهم
send it by post با پست انرا بفرستید
we must winnow away the refuse اشغال انرا باید
he sold the good ones خوبهای انرا فروخت
i had it signed انرا به امضاء رساندم
imyself saw it من خودم انرا دیدم
i saw it my self من خودم انرا دیدم
give it a twist انرا پیچ بدهید
give it a shake انرا تکان دهید
give it a rinse انرا بشویید یا اب بکشید
Are there any letters for me? من نامه ای ندارم؟
i dont meant it مقصودی ندارم
Are there any messages for me? من پیغامی ندارم؟
i have no objection to that به ان اعتراضی ندارم
I am dead broke . I am penniless. یک غاز هم ندارم
i cannot bear him حوصله او را ندارم
i am not in حالش را ندارم
I don't have a fork. من چنگال ندارم.
I don't have a spoon. من قاشق ندارم.
I don't have a knife. من چاقو ندارم.
i am not a with him با او اشنایی ندارم
you have perhaps seen it شاید انرا دیده باشید
who will pay for it کی هزینه انرا خواهد پرداخت
they give it a good scrub خوب انرا مالش میدهند
who will pay for it کی پول انرا خواهد داد
it mokes it yet easier انرا اسانترهم میکند انرابازاسانترمیکند
sculpsit انرا تراشیده یاحجاری کرد
we made heavy weather of it انرا خیلی سخت دیدیم
shearling گوسفندی که یک بار پشم انرا
i kind of liked it من تا اندازهای انرا دوست داشتم
i sold it to one abdullah به عبدالله نامی انرا فروختم
i am out of p with it دیگرنمیتوانم انرا تحمل کنم
i gave it a slight press انرا کمی فشار دادم
I cant do any crystal – gazing . علم غیب که ندارم
No harm meant! قصد اهانت ندارم!
I don't like this. من این را دوست ندارم.
No offence! قصد اهانت ندارم!
I'm fine with it. <idiom> من باهاش مشکلی ندارم.
I'm not worth it. من ارزش اونو ندارم.
I'm up to my ears <idiom> فرصت سر خاراندن ندارم
I have nothing to do with politics. کاری به سیاست ندارم
I have nothing to do with him . با اوسر وکاری ندارم
I have no small change. من پول خرد ندارم.
I am sore at her. Iam bitter about her. ازاودل خوشی ندارم
I have no place (nowhere) to go. جایی ندارم بروم
I have nothing against you . با شما مخالفتی ندارم
I am not in the mood. حال وحوصله ندارم
i am reluctant to go میل ندارم بروم
My pain has gone. دیگر درد ندارم.
i have no work today امروز کاری ندارم
i reck not of danger من باکی از خطر ندارم
i do not feel like working کار کردن ندارم
inimitably چنانکه نتوان انرا تقلید کرد
it is past reclaim دیگر نمیتوان انرا ابادیا احیاکرد
i life that better انرا بیشتر از همه دوست دارم
you have perhaps seen it ممکن است انرا دیده باشید
an inseparable prefix سر واژهای که نتوان انرا به کار برد
overshot wheel چرخی که اب از بالا ریخته انرا می گرداند
ormer یکجور نرم تن یک دریچهای که انرا میخورند
irrecocilably چنانکه نتوان انرا وفق داد
i have nothing else هیچ چیز دیگر ندارم
I have lost my interest in football . دیگر به فوتبال علاقه ای ندارم
I have nothing more to say . دیگر عرضی نیست ( ندارم )
I havent heard of her for a long time. مدتها است از او خبری ندارم
That is fine by me if you agree. اگر موافقی من هم حرفی ندارم
I cant take (stand) it any longer. بیش از این تاب ندارم
She is not concerned with all that . با این کارها کاری ندارم
I have no doubt that you wI'll succeed. تردیدی ندارم که موفق می شوید
I don't have it in my power to help you. من توانایی کمک به شما را ندارم.
i have no other place to go جای دیگری ندارم که بروم
I dislike dull colors . رنگهای مات را دوست ندارم
I am minding my own business. کاری بکار کسی ندارم
I have nothing to declare. کالای گمرکی همراه ندارم.
i have no money about me با خود هیچ پولی ندارم
I dont wish ( want ) to malign anyone . میل ندارم بد کسی را بگویم
I am tied up ( engaged ) on Saturday . شنبه گرفتارم ( وقت ندارم )
sexto کتابی که هر برگ انرا 6بارتاه زده باشند
loaded dice طاسی که یکسوی انرا سنگین کرده باشد
indiscerptible ازهم نپاشیدنی که تجزیه انرا فانی نسازد
whitleather پوستی که با زاج انرا خوراک داده باشند
water bed تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
ido not feel my legs نیروی ایستادن یا راه رفتن ندارم
I'll get there when I get there. <proverb> حالا امروز نه فردا [عجله ای ندارم]
I am not concerned with whether or not it was tru the mI'll . با راست ودروغ بودن آن کاری ندارم
I am [will be] busy this afternoon . امروز بعد از ظهر وقت ندارم.
I have nothing to declare. چیزی برای گمرک دادن ندارم.
It is of no interest to me at all. من به این موضوع اصلا"علاقه ای ندارم
I am not in the right frame of mind. I cannot concerntrate. فکرم حاضرنیست ( تمرکز فکر ندارم )
You must be joking (kidding). شوخی می کنی ( منکه باور ندارم )
I dont have an earthly chance. کمترین شانس راروی زمین ندارم
I have no claim to this house. نسبت به این خانه ادعایی ندارم
To regain consciousness. to come to. امروز حال وحوصله کارکردن ندارم
dress coat جامه جلوبازمردانه که دامن ان درپشت است ودرمهمانیهای شب انرا
rickshaws کالسکه چینی که بجای اسب انسان انرا میبرد
it will not bear repeating جندان زشت است که نمیتوان انرا بازگو کرد
indian giver کسی که چیزی بکسی میدهد وبعد انرا پس میگیرد
rickshaw کالسکه چینی که بجای اسب انسان انرا میبرد
ricksha کالسکه چینی که بجای اسب انسان انرا میبرد
rackets یکجور توپ بازی با چوگانی که انرا racket میگویند
reversible propeller ملخی که میتوان گام تیغههای انرا معکوس کرد
cheque to a person's order چکی که گیرنده وجه باید پشت انرا امضا کند
judgement dept بدهی که دادگاه حکم پرداخت انرا صادر نموده است
rose gall برامدگی در درخت نسترن که انرا حشره ویژهای فراهم می ورد
waggonette گردونه چهار چرخه که یک یاچند اسب انرا می کشد...دارد
to garble the coinage مسکوکات راصرافی وجورکردن برای اینکه سره انرا اب کنندوناسره ات
i have no idea of that هیچ اگاهی از ان ندارم نمیتوانم تصور کنم چه چیزاست
I dont mean to intrude . قصد مزا حمت ندارم ( ملاقات یا ورود نا بهنگام )
I don't socialize much these days. این روزها من با مردم خیلی رفت و آمد ندارم.
Let him go jump in the lake . He can go and drown himself . بگذار هر غلطی می خواهد بکند ( از تهدیدش ترسی ندارم )
retro rocket موشک اضافی فضا پیما که انرا در جهت مخالف حرکت دهد
frumenty گندمی که پوست انرا کنده بجوشانند ودارچین وشیرینی بان بزنند
leadsman کسی که گلوله سربی بدریا می اندازد تا عمق انرا تعیین نماید
vanishing cream کرم یا روغنی که چون بصورت بمالندزودخوردبرودیاپوست صورت انرا جذب کند
vacuum concrete ملات بتنی که هوای انرا توسط ویبراتور تخلیه کرده باشند
telescopic chimney دود کشی که تیکههای انراتوی هم برده انرا کوتاه وبلند میکنند
pope's eye غدهای که در میان ران گوسفندکه چربی پیرامون انرا گرفته است
How long is a piece of string? [Britisch E] [Australian E] [when length amount or duration is indeterminate] <idiom> من هم جوابی ندارم. [وقتی کسی پرسشی دارد] [اصطلاح مجازی]
how much does a vacation cost? [American E] [when amount is indeterminate] <idiom> من هم جوابی ندارم. [وقتی کسی پرسشی دارد] [اصطلاح مجازی]
money spinner کارتنه کوچک که انرا نشانه خوشبختی و وسیله پیدا شدن پول میدانند
It is too expensive for me to buy ( purchase ). برای من خیلی قیمتش گران است ( پول خرید آنرا ندارم )
controllable twist تیغه رتورهلیکوپتر که میتوان زاویه برخورد انرا درحال پرواز از ریشه تا نوک تغییرداد
prolixity بی ربط یاغیرلازم در اقرارنامه یااستشهادیه که ممکن است انرا از عداد دلایل خواهان خارج کند
hot money منظورزمانی استکه مردم بدلیل نرخ تورم بالا مایل به نگهداری پول نیستند و انرا به کالاتبدیل میکنند
permanent income hypothesis این فرضیه توسط میلتون فریدمن بیان شده که بر اساس ان مصرف تابعی ازانچه که وی انرا درامد دائمی
flash card ورقهای که روی ان کلمات یااعداد یا تصاویری نوشته شده و معلم انرا برای زمان کوتاهی بشگردان نشان میدهد
band project filter فیلتر الکترونیکی که تنها یک باند معین از فرکانسها ونوسانات را عبور میدهد وحدود بالا و پایین انرا حذف میکند
voters عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
voter عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
phyrgian cap یکجور کلاه مخروطی که اکنون انرا با کلاه ازادی یکی میدانند
fettling شن یاکلوخهای که درته کوره می ریزند تا انرا محافظت کند خاکستر ته کوره
loganberries میوه تمشک قرمز رنگ که انرا تمشک خرس مینامند
loganberry میوه تمشک قرمز رنگ که انرا تمشک خرس مینامند
you shall rue it از اینکار پشیمان خواهید شد افسوس انرا خواهید خورد
state lamb در رهگیری هوایی یعنی سوخت کافی ندارم که رهگیری انجام دهم و برگردم
i take no interest in that هیچ بدان دلبستگی ندارم هیچ از ان خوشم نمیاید
lutine bell زنگ که ازکشتی قدیمی لوتین برداشته شده و در دفتر شرکت بیمه لویدز نصب گردیده و برای اعلام خبرهای مهم انرا به صدا در می اورند
Lets play that again . قبول ندارم. [قبول نیست دربازی وغیره ]
I dont have one toman let alone a thousand tomans . هزار تومان که هیچه یک تومان هم ندارم
I simply cant concentrate. حواس ندارم ( حواس برایم نمانده )
I am running out of money . پول من تمام شد. [من دیگر پول ندارم.]
anti balance tab بالچهای که روی سطوح کنترل که در جهت انحراف سطح اصلی منحرف شده وگشتاور لازم برای انحراف سطح را افزایش میدهد وحرکت انرا در مقابل جریان هوا مشکل میسازد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com